نشست چهارجانبه تهران میان ایران، پاکستان، ترکیه و عربستان سعودی، فراتر از یک نشستِ همکاریِ سنتی، نشان از یک چرخش راهبردی در معادلات امنیتی منطقه دارد. این همگراییِ تازه، گویی تلاش برای بازگرداندن «کلید مدیریت منطقه» به دست خودِ بازیگران اصلی آن است. در پیوند میان این چهار قدرت منطقهای، تلاش بر آن است تا پارادایمهای امنیتیِ برساختهشده توسط قدرتهای فرامرزی، جای خود را به الگوی «امنیت بومی» بدهند؛ الگویی که در آن، ثبات، محصولِ تفاهمهای داخلی و منافع مشترک است، نه محصولِ حضور نظامی خارجی.
تجربه تاریخی و وقایع اخیر ثابت کرده است که حضور نیروهای فرامرزی و پایگاههای نظامی خارجی، نه تنها عامل ایجاد ثبات نبودهاند، بلکه با ترویج سیاستهای تفرقهافکنانه، تنها به تشدید تنشها و بیثباتی منجر شدهاند. ضعف توان دفاعی این نیروها در مدیریت بحرانها، بر این واقعیت صحه گذاشته است که امنیت واقعی نمیتواند از بیرون به منطقه تزریق شود، بلکه باید از دلِ تفاهمهای میان دولتها و ملتهای همسایه جوشیده باشد. در واقع، حضور قدرتهای خارجی، به جای تأمین امنیت، تنها با ایجاد شکاف میان کشورهای منطقه، به عامل بیثباتی تبدیل شده است.
در همین راستا، گذار از مرحله «مدیریت بحران» به مرحله «توسعه پایدار» تنها زمانی محقق میشود که کشورهای منطقه از وابستگیهای امنیتی خود رهایی یافته و به سمت خودکفایی راهبری حرکت کنند. کشورهای اسلامی با برخورداری از ظرفیتهای عظیم اقتصادی، انرژی و موقعیتهای استراتژیک، پتانسیل تبدیل شدن به قطب جدید جهانی را دارند؛ مشروط بر اینکه این ظرفیتها از مسیر رقابتهای تکجانبه، به مسیر همگرایی و برادری هدایت شود.
در مجموع، تلاش برای همگرایی، فراتر از یک توافق سیاسی، در حقیقت بازگشتی است به آموزههای والای سیره نبوی و آموزههای قرآن کریم که بر وحدت، برادری و اجتناب از تفرقه تأکید میورزند. اگر کشورهای اسلامی بخواهند از چنگال وابستگی و تنش رها شوند، باید با تمسک به این منابع الهی و الگوبرداری از سیره پیامبر اکرم (ص)، تلاش برای بازطراحی مفهوم «امت واحد» را در پیش بگیرند. تنها با بازگشت به این ریشههای مشترک و حرکت در مسیر اخوت، میتوان ساختاری از امنیت و عزت بنا نهاد که نه تنها از مداخلات بیگانه مصون باشد، بلکه الگویی از عدالت و صلح را برای تمام جهان به نمایش بگذارد.




