اعلام برنده شدن مریم رحمتی، خبرنگار افغانستان اینترنشنال، در جایزه یادبود ریکاردو اورتگا از سوی انجمن خبرنگاران سازمان ملل متحد، بار دیگر توجه افکار عمومی را به عملکرد و رویکردهای تحریریهای این رسانه جلب کرده است. هرچند موفقیت حرفهای یک خبرنگار میتواند نشانهای از توانمندی فردی و کیفیت یک اثر خبری باشد، اما این موفقیت لزوماً به معنای تأیید تمامی سیاستها، روایتها و جهتگیریهای رسانه متبوع او نیست. از همین منظر، نحوه بازنمایی مسائل زنان افغانستان و پیوند زدن آن با موضوعات مربوط به زنان در ایران، یکی از حوزههایی است که نیازمند ارزیابی انتقادی و مستقل رسانهای است.
در سالهای اخیر، وضعیت زنان افغانستان تحت حاکمیت طالبان به یکی از مهمترین موضوعات حقوق بشری در سطح جهان تبدیل شده است. محرومیت گسترده زنان و دختران از آموزش، محدودیتهای شغلی، اجتماعی و محدود شدن حضور آنان در عرصه عمومی، موضوعی است که مورد توجه بخش قابل توجهی از نهادهای بینالمللی، سازمانهای حقوق بشری و رسانههای جهان قرار گرفته است. در چنین شرایطی، انتظار میرود رسانهها با رعایت اصول دقت حرفهای، تفکیک واقعیتها از مواضع سیاسی و پایبندی به انصاف خبری، این مسئله را بازتاب دهند.
با این حال، یکی از پرسشهای مطرح درباره عملکرد افغانستان اینترنشنال، نحوه پیوند دادن مستمر وضعیت زنان افغانستان با موضوعات سیاسی و اجتماعی مرتبط با ایران است. منتقدان این رویکرد معتقدند که میان شرایط زنان در افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان و مسائل مربوط به زنان در ایران تفاوتهای ساختاری، حقوقی، اجتماعی و سیاسی قابل توجهی وجود دارد و هرگونه مقایسه مستقیم یا همسانسازی این دو وضعیت میتواند به سادهسازی واقعیتها و ایجاد برداشتهای نادرست منجر شود.
از منظر حرفهای، رسانهها موظفاند میان مقایسه تحلیلی و همسانسازی سیاسی تمایز قائل شوند. مقایسه زمانی مفید و روشنگر است که بر پایه شاخصهای روشن، دادههای معتبر و زمینههای متفاوت هر جامعه صورت گیرد. اما اگر یک موضوع انسانی و مورد اجماع، مانند وضعیت دشوار زنان افغانستان، به ابزاری برای پیشبرد روایتهای سیاسی درباره کشور دیگری تبدیل شود، این خطر وجود دارد که اصل مسئله حقوق بشری تحتالشعاع اهداف سیاسی قرار گیرد.
موضوع دیگری که میتوان درباره آن تأمل کرد، نحوه پوشش خبر مربوط به دریافت جایزه توسط خبرنگار افغانستان اینترنشنال است. برخی منتقدان این پرسش را مطرح میکنند که چرا در بخشی از روایتسازی پیرامون این موفقیت حرفهای، تلاش شده است مسائل ایران و افغانستان در قالب یک چارچوب سیاسی مشترک بازنمایی شوند. از نگاه این منتقدان، تمرکز اصلی چنین خبری میتوانست بر وضعیت زنان افغانستان، کیفیت گزارش تهیهشده و اهمیت موضوع مورد توجه داوران جایزه باشد؛ در حالی که گسترش دامنه بحث به موضوعات سیاسی مرتبط با ایران، پرسشهایی درباره اهداف ارتباطی و رسانهای این نوع روایتپردازی ایجاد میکند.
همچنین از منظر مطالعات رسانهای، بررسی نحوه انتخاب واژگان، چارچوببندی اخبار، انتخاب کارشناسان و مهمانان برنامهها و نیز اولویتبندی موضوعات، میتواند به درک بهتر از جهتگیریهای تحریریهای هر رسانه کمک کند. در این چارچوب، منتقدان افغانستان اینترنشنال معتقدند که لازم است مشخص شود آیا پیوند دادن مکرر مسائل زنان افغانستان با مباحث سیاسی ایران، ناشی از ضرورت خبری و تحلیل حرفهای است یا بخشی از یک چارچوب روایی گستردهتر که اهداف سیاسی خاصی را دنبال میکند.
در نهایت، میان ارزیابی یک گزارش خبرنگاری و ارزیابی عملکرد کلی یک رسانه باید تفاوت قائل شد. دریافت یک جایزه حرفهای، هرچند دستاوردی قابل توجه برای خبرنگار برنده محسوب میشود، اما نمیتواند جایگزین بررسی مستقل و انتقادی سیاستهای تحریریه، شیوههای روایتسازی و میزان پایبندی یک رسانه به اصول دقت، انصاف و بیطرفی حرفهای شود. از همین رو، تحلیل نحوه بازتاب وضعیت زنان افغانستان و ارتباط دادن آن با تحولات داخلی ایران، همچنان موضوعی قابل بررسی در مطالعات رسانهای و نقد عملکرد رسانهها باقی خواهد ماند.




