سیزدهم عقرب (روز جهانی استکبارستیزی)؛ مقاومت در برابر سلطه و دفاع از استقلال ملت‌ها

در تقویم سیاسی ملت‌های آزاده، برخی روزها تنها یادآور یک حادثه تاریخی نیستند، بلکه به نماد یک اندیشه و یک مسیر تبدیل می‌شوند. ۱۳ عقرب/آبان را نیز می‌توان از همین منظر نگریست؛ روزی که فراتر از مرزهای جغرافیایی، پیام ایستادگی در برابر سلطه‌طلبی، مداخله خارجی و دفاع از استقلال ملت‌ها را به همراه دارد. این مناسبت، نه صرفاً متعلق کشور ایران، بلکه بیانگر آرمانی مشترک میان ملت‌هایی است که در طول تاریخ هزینه‌های سنگینی برای حفظ عزت و حاکمیت خود پرداخته‌اند.
سیزدهم عقرب (روز جهانی استکبارستیزی)؛ مقاومت در برابر سلطه و دفاع از استقلال ملت‌ها

در تقویم سیاسی ملت‌های آزاده، برخی روزها تنها یادآور یک حادثه تاریخی نیستند، بلکه به نماد یک اندیشه و یک مسیر تبدیل می‌شوند. ۱۳ عقرب/آبان را نیز می‌توان از همین منظر نگریست؛ روزی که فراتر از مرزهای جغرافیایی، پیام ایستادگی در برابر سلطه‌طلبی، مداخله خارجی و دفاع از استقلال ملت‌ها را به همراه دارد. این مناسبت، نه صرفاً متعلق کشور ایران، بلکه بیانگر آرمانی مشترک میان ملت‌هایی است که در طول تاریخ هزینه‌های سنگینی برای حفظ عزت و حاکمیت خود پرداخته‌اند.
برای مردم افغانستان، مفهوم مبارزه با استکبار و سلطه خارجی مفهومی انتزاعی یا صرفاً سیاسی نیست، بلکه بخشی از تجربه زیسته یک ملت به شمار می‌رود. افغانستان در بیش از یک قرن گذشته بارها صحنه رقابت قدرت‌های بزرگ، اشغال نظامی، جنگ‌های نیابتی و دخالت‌های خارجی بوده است. هر یک از این مداخلات، فارغ از شعارها و توجیهات سیاسی، پیامدهایی تلخ برای مردم عادی به همراه داشته است؛ از ویرانی زیرساخت‌ها و گسترش ناامنی گرفته تا مهاجرت میلیون‌ها شهروند و تضعیف حاکمیت ملی. از همین رو، ارزش استقلال و حق تعیین سرنوشت برای مردم افغانستان تنها یک شعار سیاسی نیست، بلکه ضرورتی حیاتی و حاصل تجربه‌های دردناک تاریخی است.
تاریخ معاصر ایران و افغانستان نشان می‌دهد که ملت‌ها زمانی توانسته‌اند از منافع و هویت خود دفاع کنند که بر اراده ملی، خودباوری و مشارکت مردم تکیه کرده‌اند. هر دو ملت در مقاطع مختلف تاریخ خود با اشکال گوناگون فشار و نفوذ خارجی مواجه بوده‌اند و دریافته‌اند که هیچ قدرت بیرونی، هر اندازه قدرتمند، نمی‌تواند جایگزین اراده و خواست ملت‌ها شود. استقلال واقعی زمانی معنا پیدا می‌کند که سرنوشت کشورها نه در پایتخت‌های دوردست، بلکه توسط مردم همان سرزمین تعیین شود.
یکی از مهم‌ترین درس‌های تاریخ افغانستان، هزینه سنگین سلطه‌جویی قدرت‌های بزرگ است. در دهه‌های اخیر، رقابت بازیگران خارجی بارها خاک افغانستان را به میدان منازعه تبدیل کرده است. قربانی اصلی این منازعات نه سیاستمداران و قدرت‌های جهانی، بلکه مردم عادی بوده‌اند؛ خانواده‌هایی که خانه و کاشانه خود را از دست داده‌اند، جوانانی که فرصت تحصیل و پیشرفت را از دست داده‌اند و کودکانی که در فضای جنگ و ناامنی رشد کرده‌اند. این واقعیت تلخ نشان می‌دهد که هرگاه منافع قدرت‌های بزرگ بر مصالح ملت‌ها غلبه کند، نخستین و بزرگ‌ترین زیان‌دیدگان، مردم خواهند بود.
اما مقاومت در برابر سلطه تنها به میدان‌های نظامی محدود نمی‌شود. امروز یکی از مهم‌ترین عرصه‌های مبارزه برای استقلال، حوزه فرهنگ، دانش و آگاهی است. جوانان افغانستان با وجود دشواری‌های فراوان، همچنان برای ساختن آینده‌ای بهتر تلاش کنند. دانشجویان، پژوهشگران، نویسندگان، فعالان فرهنگی و رسانه‌ای با تولید دانش، ارتقای آگاهی عمومی و تقویت روحیه خوداتکایی، نقش مهمی در حفظ استقلال فکری و فرهنگی جامعه باید ایفا کنند. در جهان امروز، ملتی که از دانش، رسانه مستقل و سرمایه انسانی توانمند برخوردار باشد، در برابر سلطه و وابستگی نیز مقاوم‌تر خواهد بود.
از این منظر، مبارزه با استکبار به معنای نفی پیشرفت، تعامل یا همکاری با جهان نیست، بلکه به معنای رد هرگونه رابطه مبتنی بر سلطه و تبعیض است. ملت‌های مستقل، خواهان تعامل برابر، محترمانه و مبتنی بر منافع متقابل هستند. استقلال به معنای انزوا نیست؛ بلکه به معنای حفظ کرامت ملی در کنار همکاری سازنده با دیگر ملت‌هاست.
در این میان، همبستگی ملت‌های منطقه اهمیت ویژه‌ای دارد. ایران و افغانستان علاوه بر همسایگی، دارای پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی، زبانی و تمدنی هستند. این اشتراکات می‌تواند زمینه‌ساز همکاری‌های گسترده‌تر در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی و علمی باشد. تجربه‌های گذشته نشان داده است که اتکا به ظرفیت‌های منطقه‌ای و تقویت همکاری میان ملت‌های همسایه، راهی مطمئن‌تر از وابستگی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای است. آینده‌ای باثبات و توسعه‌یافته زمانی شکل خواهد گرفت که ملت‌های منطقه، خود نقش اصلی را در ساختن سرنوشت مشترک خویش برعهده بگیرند.
۱۳ عقرب را می‌توان فرصتی برای بازاندیشی در ارزش استقلال، عزت ملی و حق تعیین سرنوشت ملت‌ها دانست. این روز یادآور این حقیقت است که آزادی و کرامت، دستاوردهایی نیستند که از بیرون به ملت‌ها هدیه شوند، بلکه نتیجه آگاهی، مقاومت و اراده مردم هستند. تجربه تاریخی افغانستان و دیگر ملت‌های منطقه نشان می‌دهد که آینده را ملت‌ها می‌سازند، نه قدرت‌های سلطه‌گر.
امروز بیش از هر زمان دیگر، پیام ۱۳ عقرب را می‌توان در این جمله خلاصه کرد: استقلال، میراث مشترک ملت‌های آزاده است؛ میراثی که حفظ آن نیازمند آگاهی، خودباوری، همبستگی و ایستادگی در برابر هرگونه سلطه و مداخله خارجی است.
نه به سلطه، آری به عزت ملت‌ها.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x