ذبیحالله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان، در تازه ترین اظهارات خود «پافشاری پاکستان بر سیاستهای گذشته» را مانع اصلی حل مسالمت آمیز اختلافات میان کابل و اسلامآباد خوانده است. این سخن، در ظاهر یک گلایه دیپلماتیک است؛ اما در باطن، اعترافی تلخ از سوی جریانی است که سالها در سایهی همان سیاستها علیه همسایهاش ابزار قرار گرفت. اکنون هم استخبارات پاکستان و هم طالبان، تاوان اشتباهات و جنایات ساختاری خود را می پردازند؛ تاوانی که به قیمت خون غیرنظامیان و فروپاشی اعتماد همسایگی تمام شده است.
مجاهد در گفتوگو با طلوع نیوز تأکید کرده که کابل خواهان تنش نیست و با میانجیگری کشورهایی چون قطر، ترکیه، چین و روسیه پیامهایی به اسلامآباد فرستاده، اما این تلاشها «نتیجهای در پی نداشته است». او پافشاری پاکستان بر سیاستهای پیشین را دلیل این ناکامی دانسته و گفته است که اسلامآباد «برای دستیابی به راه حل مسالمت آمیز آمادگی نشان نداده است». در سوی دیگر، سخنگوی وزارت خارجه پاکستان، سجاد حیدر خان، از آمادگی برای مذاکره سخن گفته، اما آن را مشروط به «اقدام مشخص و قابل راستیآزمایی» کابل علیه گروههای تروریستی فعال از خاک افغانستان کرده است.
آنچه مجاهد میگوید، همان است که جمهوریت سالها فریاد زد
مجاهد اکنون با صراحت میگوید پاکستان بر سیاستهای پیشین خود پافشاری میکند و به همین دلیل تلاش کشورها برای آتش بس بینتیجه مانده است. این سخن را باید در بستر تاریخی خواند. در بیست سال حکومت جمهوریت، هیئتهای افغانستان ماه به ماه به اسلامآباد می رفتند و به زبان خوش و گاه با التماس، از پاکستان و استخبارات آن کشور میخواستند که طالبان را حمایت و آموزش ندهند، از تیتیپی جلوگیری کنند و انتحاریهای آموزشدیده را به خاک افغانستان نفرستند. پاسخ اسلامآباد همیشه یکی بود: «ما نقشی نداریم.» همان سیاستی که اخلاق همسایگی و حقوق بینالملل را نادیده گرفت و کودکان خانوادههای فقیر را در مدارس دینی به آموزش انتحاری سپرد. طالبان خود شاهد این معامله بودند؛ دستان شان در یک کاسه بود. حالا که همان طالبان بر کابل حاکم شدهاند، شخنگوی طالبان آقای مجاهد همان حرف جمهوریت را تکرار میکند، با این تفاوت که این بار از موضع یک حاکمیت تک قومی، نه یک شاکی.
از منظر دین مقدس اسلام، «کشتن یک نفس» برابر با کشتن همه انسانها بیان شده است. اما پاکستان سالها با حمایت از گروههای تروریستی خون غیرنظامیان شهروندان کشور ما را ریختند، و طالبان با میدان دادن به گروههایی که امروز امنیت پاکستان را نشانه گرفتهاند، هر دو از این حکم صریح عبور کردهاند. از منظر حقوق بشر، گزارشهای سازمان ملل از کشته شدن صدها غیرنظامی در سه ماه نخست سال جاری میلادی در درگیریهای مرزی خبر میدهد ؛ زنانی که در خانههایشان سوختند و کودکانی که زیر آوار ماندند، نه «اهداف نظامی» بودند و نه «تروریست». و از منظر اخلاق همسایگی، دو کشوری که باید درهای تجارت و رفتوآمد را به روی هم باز کنند، مرزهایشان را بسته و مردمان شان را گروگان سوءظن ساختهاند.
استخبارات پاکستان امروز با تیتیپیای دستوپنجه نرم میکند که خودش سالها در پناهگاههایش پرورش داد. حملات هوایی پاکستان به خاک افغانستان که به گفته مقامهای طالبان به کشته شدن غیرنظامیان از جمله کودکان انجامیده، نه راه حل است و نه نشانه قدرت؛ نشانه استیصال است. در سوی دیگر، طالبان که زمانی از میدان داری گروههای فرامرزی سود میبرد، اکنون با ادعای «حضور نداشتن تیتیپی» و رد هرگونه مسئولیت، خود را در برابر خواست قابل راستیآزمایی پاکستان خلع سلاح کرده است، درست همان کاری که پاکستان دهه ها در برابر افغانستان مرتکب شد. هر دو طرف، میراث دار سیاستهایی هستند که خود بنیان گذاشتند و اکنون از پسدادن صورتحساب آن عاجزند.
قطر، ترکیه، چین، روسیه و عربستان تلاشهایی را آغاز کردهاند. ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ترکیه، میان کابل و اسلامآباد رفتوآمد کرده است. اما میانجیگری وقتی ثمربخش است که طرفین حداقلی از اراده سیاسی برای مصالحه داشته باشند. پاکستان «اقدام قابل راستیآزمایی» میخواهد و طالبان «پذیرش واقعیتهای جدید»؛ هیچکدام حاضر نیستند اول قدم را بردارند، چون هر قدم اول، اعترافی است به مسئولیت گذشته.
آنچه امروز میان کابل و اسلامآباد میگذرد، نه یک «سوءتفاهم مرزی» است و نه «توطئه قدرتهای بیرونی». این، صورتحساب یک همدستی تاریخی است: سیاستی که در دهههای گذشته، گروههای شبه نظامی را ابزار نفوذ در همسایگی دید و کودکان فقیر از دوی سوی مرز را مهمات آن ابزار ساخت. استخبارات پاکستان آن سیاست را آغاز کرد و طالبان در سایه آن رشد کرد؛ اکنون هر دو گرفتار همان ابزاری هستند که خود ساختند. تا زمانی که یکی «سیاستهای پیشین» را رها نکند و دیگری «مسئولیتپذیری قابل راستیآزمایی» را نپذیرد، هیچ میانجی و هیچ آتشبسی، صلح پایدار نخواهد آورد. تاریخ اما یک درس دیگر هم دارد: مردمانی که تاوان سیاست مداران را میپردازند، روزی حسابکشی خواهند کرد و آن روز، نه با میانجیگری قطر و ترکیه، بلکه با خواست خودشان فرا میرسد.
نویسنده: دکتر لنگرزاد




