انتخابات میاندورهای آمریکا به صحنهای برای آشکار شدن پیامدهای سیاستهای جنگطلبانه دونالد ترامپ تبدیل شد؛ انتخاباتی که در آن جمهوریخواهان شکست سنگینی را تجربه کردند و رأیدهندگان آمریکایی نارضایتی خود را از عملکرد رئیسجمهور و هزینههای ماجراجویی نظامی او به نمایش گذاشتند. مجموعه اظهارات مقامهای سیاسی و تحلیلگران آمریکایی نیز نشان میدهد که جنگ با ایران یکی از عوامل اصلی این شکست بوده و به مسئلهای تعیینکننده در ارزیابی عملکرد دولت ترامپ تبدیل شده است.
جو کنت، مدیر پیشین مرکز مبارزه با تروریسم آمریکا، این انتخابات را همهپرسی آشکار درباره جنگ با ایران دانسته و تأکید کرده است که مردم آمریکا قاطعانه با این جنگ مخالفت کردهاند. ژرار آرو، سفیر پیشین فرانسه در آمریکا، نیز شکست جمهوریخواهان را یک «سونامی دموکراتیک» توصیف کرده و فساد، هزینههای جنگ و خشونت سیاسی ترامپ را از عوامل اصلی آن دانسته است.
این شکست را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی معمول در موازنه حزبی آمریکا تلقی کرد. ترامپ و متحدانش تصور میکردند نمایش قدرت نظامی، تشدید تنش و سیاست فشار میتواند موقعیت سیاسی آنان را تقویت کند؛ اما نتیجه انتخابات نشان داد که جنگطلبی، برخلاف محاسبات کاخ سفید، به عاملی برای فرسایش سرمایه اجتماعی جمهوریخواهان تبدیل شده است.
واقعیت این است که حمله به ایران و تحمیل هزینههای سنگین نظامی و اقتصادی، تنها به جغرافیای منطقه محدود نماند. پیامدهای این سیاست به داخل آمریکا نیز سرایت کرد و شهروندان آمریکایی، در کنار نگرانی از گسترش جنگ، هزینههای اقتصادی آن را در زندگی روزمره خود احساس کردند. افزایش فشار معیشتی و نارضایتی عمومی، شکاف میان وعدههای انتخاباتی ترامپ و عملکرد واقعی دولت او را عمیقتر ساخت.
اظهارات جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، نیز اهمیت این مسئله را آشکار میکند. او صریحاً پذیرفته است که جنگ با ایران در شکست انتخاباتی جمهوریخواهان نقش داشته و بخشی از رأیدهندگان با انگیزه پایان دادن به جنگ، کاهش هزینههای زندگی و بازنگری در روابط آمریکا با اسرائیل به دموکراتها رأی دادهاند. این اعتراف نشان میدهد که حتی در درون ساختار قدرت آمریکا نیز دیگر نمیتوان پیامدهای سیاسی جنگ را انکار کرد.
از سوی دیگر، سرلشکر رضایی تأکید کرده است که ملت و نیروهای مسلح ایران، ترامپ را در میدان نبرد و تنگه هرمز با شکست راهبردی روبهرو کردند و پیامدهای این شکست در واشنگتن به شکست سیاسی و اقتصادی جنگ برای دولت آمریکا است.
با این حال، نباید شکست انتخاباتی ترامپ را به معنای پایان تهدیدهای آمریکا علیه ایران دانست. همانگونه که مهدی مجاهد، تحلیلگر مسائل سیاسی، هشدار داده است، ترامپ و نتانیاهو ممکن است برای جبران شکستهای خود به ماجراجوییهای تازه و پرهزینه متوسل شوند. از این منظر، تضعیف موقعیت سیاسی ترامپ لزوماً به معنای تغییر ماهیت سیاستهای خصمانه واشنگتن نیست.
نکته مهم آن است که شکست جمهوریخواهان میتواند محدودیتهای سیاسی و داخلی بیشتری در برابر ادامه جنگ ایجاد کند؛ اما تضمینی برای کنار گذاشتن سیاست فشار و تهدید نخواهد بود. بنابراین، ایران نباید در ارزیابی تحولات دچار خوشبینی زودهنگام شود و باید دستاوردهای مقاومت را به بازدارندگی پایدار در عرصههای نظامی، اقتصادی و سیاسی تبدیل کند.
در مجموع، انتخابات میاندورهای آمریکا نشان داد که جنگافروزی، حتی برای قدرتمندترین دولتها نیز بدون هزینه نمیماند. ترامپ که تصور میکرد با نمایش قدرت نظامی میتواند موقعیت خود را تثبیت کند، اکنون با صورتحساب سیاسی و اقتصادی جنگ روبهرو شده است. مردم آمریکا نیز نشان دادند که حاضر نیستند هزینه جاهطلبیهای نظامی رئیسجمهور خود را بیپایان پرداخت کنند.
این انتخابات را میتوان هشداری جدی برای سیاستمدارانی دانست که قدرت نظامی را جایگزین عقلانیت سیاسی میکنند. مقاومت ایران توانست هزینههای تجاوز را افزایش دهد و جنگ را از یک بحران منطقهای به مسئلهای داخلی در سیاست آمریکا تبدیل کند. با این همه، پیروزی پایدار زمانی حاصل میشود که این دستاوردها به اقتدار ملی، انسجام داخلی و قدرت بازدارندگی بلندمدت تبدیل شوند؛ زیرا شکست سیاسی ترامپ پایان ماجرا نیست، بلکه میتواند آغاز مرحله تازهای از تقابل و تغییر محاسبات در منطقه باشد.




