تحلیل پیام عید قربان؛ از نهی از ظلم تا محو زنان و اقلیت‌ها

عید قربان، عید ایثار و بندگی، فرصتی برای بازگشت به ارزش‌های اصیل انسانی و الهی است. رهبر طالبان با استناد به همان ارزش‌ها، خطاب به کارگزاران خود می‌گوید: «از ظلم کردن بر مردم خودداری کنید» و هشدار می‌دهد که «هر کسی در دنیا ظلم کند، به هر اندازه که قدرتمند باشد، ذلیل و با شکست مواجه خواهد شد.»
تحلیل پیام عید قربان؛ از نهی از ظلم تا محو زنان و اقلیت‌ها

نویسنده: دکتر محمدی (محقق دینی)

رهبر طالبان، ملاهبت‌الله آخندزاده، در آستانه عید قربان، از مسئولان این گروه خواست تا از «ظلم کردن بر مردم» خود داری کنند. او تأکید کرده است که هر ظالمی، هرچقدر هم قدرتمند باشد، ذلیل و شکست‌ خورده خواهد شد. این پیام که توسط ذبیح‌الله مجاهد در شبکه اجتماعی اکس منتشر شده، در نگاه نخست، یک توصیه اخلاقی-دینی به نظر می‌رسد. اما نکته تأمل ‌برانگیز آنجاست که وجود چنین سفارشی از سوی عالی‌ترین مقام اجرایی طالبان، خود به منزله اذعان ضمنی به وقوع ظلم گسترده توسط نیروهای این گروه است. از ممنوعیت آموزش دختران و حذف کتب تألیف زنان از دانشگاه‌ها تا لغو رسمیت مذهب جعفری و سرکوب اقلیت‌های دینی، گزارش‌های متعدد بین‌المللی و داخلی نشان می‌دهد که «ظلم» نه یک استثنا، که قاعده حاکم بر رفتار طالبان با مردم افغانستان، به ویژه زنان و اقلیت‌های مذهبی، شده است.

عید قربان، عید ایثار و بندگی، فرصتی برای بازگشت به ارزش‌های اصیل انسانی و الهی است. رهبر طالبان با استناد به همان ارزش‌ها، خطاب به کارگزاران خود می‌گوید: «از ظلم کردن بر مردم خودداری کنید» و هشدار می‌دهد که «هر کسی در دنیا ظلم کند، به هر اندازه که قدرتمند باشد، ذلیل و با شکست مواجه خواهد شد.»

اما در فلسفه اخلاق و سیاست، «اعتراف به وجود مشکل» اولین گام برای حل آن است. وقتی رهبر یک حکومت مجبور می‌شود علناً از مأموران خود بخواهد ظلم نکنند، یعنی او به خوبی می‌داند و می‌پذیرد که دستگاه تحت امرش مملو از ظلم است. این توصیه، نه یک فضیلت، بلکه اقرار رسمی به شکست سیستم در تأمین عدالت اولیه است.

در حالی که آخندزاده از «نظام شرعی» خود دفاع می‌کند و خواهان قربانی برای حراست از آن است، بدنه جامعه افغانستان درگیر ظلم‌های ساختاری‌ای است که این نظام بر آن تحمیل کرده است. در ادامه، به سه مصداق بارز این پارادوکس می‌پردازیم: محو حقوق زنان، لغو رسمیت مذهب جعفری و نادیده گرفتن بحران‌های انسانی.

  1. حقوق زنان؛ از نگاه قرآن تا بسته شدن درهای دانشگاه

یکی از آشکارترین مصادیق ظلمی که رهبر طالبان مدعی مبارزه با آن است، محو کامل زنان از عرصه اجتماعی و آموزشی است. از منظر دین مقدس اسلام و اخلاق انسانی، این اقدامات نه تنها با شریعت اسلام که با اصول اولیه بشریت در تضاد است.

از منظر قرآن و سنت:
اسلام نه تنها آموزش زنان را منع نکرده، که آن را یک ضرورت دینی می‌داند. قرآن کریم خطاب به همه مؤمنان (اعم از زن و مرد) می‌فرماید:

«قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذِینَ یَعْلَمُونَ وَالَّذِینَ لَا یَعْلَمُونَ» (سوره زمر، آیه ۹)
ترجمه: «بگو: آیا کسانی که می‌دانند با کسانی که نمی‌دانند یکسانند؟»

این آیه، تفاوت را نه بر اساس جنسیت، بلکه بر اساس «علم و دانش» می‌نهد. حضرت محمد (ص) نیز در حدیثی معتبر می‌فرمایند: «طلب علم بر هر مسلمانی واجب است.»

فقهای بزرگ اسلامی (از جمله در فقه حنفی که طالبان مدعی پیروی از آن هستند) همواره «مسلمان» را شامل مردان و زنان دانسته و آموزش را برای هر دو واجب کفایی یا عینی تلقی کرده‌اند.
در تضاد کامل با این آموزه‌ها، طالبان دختران را از آموزش فراتر از صنف ششم محروم کرده و در تازه‌ ترین اقدام، بر اساس گزارش رسانه ها، تمام کتاب‌های تألیف زنان را از دانشگاه‌ها جمع‌آوری و تدریس 18 موضوع مرتبط با حقوق زنان و جامعه‌شناسی جنسیتی را ممنوع کرده‌اند . یک عضو کمیته بازبینی کتب طالبان صراحتاً گفته است: «تمام کتاب‌هایی که نویسنده آن زن هستند، اجازه تدریس در کلاس را ندارند.»

زکیا عادلی، معاون پیشین وزارت عدلیه و یکی از نویسندگان ممنوع‌الشده، در این باره می‌گوید: «با توجه به طرز فکر زن‌ ستیزانه طالبان، وقتی خود زنان اجازه تحصیل ندارند، طبیعی است که افکار و نوشته‌هایشان نیز سرکوب شود.» این اقدام، مصداق بارز «ظلم» در بالاترین سطح نظام‌ یافتگی است؛ ظلمی که ذیل عنوان «حفظ شریعت» توجیه می‌شود، در حالی که خود شریعت از آن مبراست.

  1. 2. نقض آشکار آزادی مذاهب؛ لغو رسمیت «فقه جعفری»

دومین جلوه ظلم ساختاری که رهبر طالبان باید در برابر آن پاسخگو باشد، نادیده گرفتن تنوع مذهبی در افغانستان و لغو رسمیت مذهب حَق جعفری (مذهب تشیع) است.

سابقه حقوقی و اعتقادی؛ در دوره جمهوریت، مذهب بر حق جعفری به عنوان یکی از مذاهب رسمی در قانون اساسی افغانستان به رسمیت شناخته شده بود. شیعیان (پیروان فقه جعفری) که حدود 20 درصد جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند، بر اساس قانون اساسی سابق، حق داشتند در احوال شخصیه (ازدواج، ارث، طلاق) بر اساس فقه جعفری عمل کنند.

توصیه اسلام؛ قرآن کریم به صراحت هرگونه اجبار در دین را نفی می‌کند و بر اصل «علیکم دینکم ولی دین» (برای شما دین شما و برای من دین من) تأکید دارد. و این در حالی ست که شیعیان هم دین طالبان هستند تنها مذهب شان متفاوت است. پیامبر اسلام (ص) نیز منشور مدینه را بر پایه احترام به پیروان ادیان و مذاهب مختلف بنا نهاد. تفاوت فقهی در فروع دین (اختلاف در احکام فرعی مانند نماز، روزه و نکاح) همیشه در تمدن اسلامی به عنوان «رحمت» تلقی شده، نه تفرقه.
اما طالبان با نادیده گرفتن این اصول، مذهب جعفری را از نظام آموزشی و قضایی حذف کرده‌اند. گزارش‌های متعدد نشان می‌دهد که وزارت تحصیلات عالی طالبان تدریس «فقه جعفری» را در دانشگاه‌ها ممنوع کرده است. در ولایت بامیان، با وجود اینکه جمعیت غالباً شیعه هستند، طالبان تلاش کرده‌اند کتب درسی مرتبط با این مذهب را جمع‌آوری کنند و هنوز هیچ تصمیم رسمی برای به رسمیت شناختن آن در کتب درسی جدید اتخاذ نشده است.

فراتر از محدودیت آموزشی، گزارش‌ها حاکی از بازجویی، تهدید و حتی ضرب‌وشتم روحانیون شیعه توسط پلیس اخلاق طالبان به اتهام های ناروا می‌باشد.

  1. بحران انسانی و فقر؛ نتیجه طبیعی ظلم سیستماتیک

وقتی رهبر طالبان می‌گوید از ظلم خودداری کنید، در حالی که بیش از نیمی از جمعیت ۴۰ میلیونی افغانستان (حدود 21.9 میلیون نفر) بر اساس گزارش سازمان ملل (OCHA) نیازمند کمک‌های بشردوستانه هستند،  این سوال پیش می‌آید که آیا محروم کردن مردم از نان و شغل، ظلم نیست؟ آیا بی‌کاری 40 درصدی و فقر فزاینده ناشی از سوء مدیریت و تحمیل یک ایدئولوژی بسته، مصداق ظلم آشکار نیست؟

سازمان ملل اعلام کرده که 5 میلیون کودک و مادر در افغانستان با سوء تغذیه حاد دست و پنجه نرم می‌کنند و تنها 8 تا 10 درصد از بودجه مورد نیاز برای نجات آن‌ها تأمین شده است. در چنین شرایطی، پرداختن به شعارهای کلی علیه ظلم، بدون اشاره به فساد اداری، انحصار قدرت و سرکوب اقلیت‌ها، یک ظلم سکوت است.

در پایان این تحلیل دشوار، دلم می‌خواهد به عنوان یک انسان و شهروند جهان، آرزویی داشته باشم که شاید امروز کمی آرمان ‌گرایانه به نظر برسد، اما تنها راه نجات بشریت است.

آرزو می‌کنم روزی برسد که ریشه ظلم و ناامنی در سراسر جهان، به ویژه در خاورمیانه آشوب ‌زده و مخصوصاً در افغانستان عزیز، خشکیده شود. آرزو می‌کنم طرف‌های درگیر در افغانستان، از طالبان گرفته تا مخالفان، بالاخره سر عقل و خرد بیایند و بفهمند که قدرت نظامی و تحمیل عقیده، راهکار نیست.

آرزو می‌کنم یک روز، هیچ دختری در افغانستان برای رفتن به مکتب گریه نکند و هیچ مادر در افغانستان نگران گرسنگی فرزندش نباشد. آرزو می‌کنم یک روز، یک روحانی شیعه و یک عالم سنی در کنار هم بر سر سفره وحدت در کابل یا هرات و غزنی و بامیان غذا بخورند و کتاب‌های علمی و دینی یکدیگر را محترم بشمارند. آرزوی من، یک افغانستان آزاد از ظلم قومی، مذهبی و جنسیتی است؛ افغانستانی که در آن «عید قربان» نماد قربانی کردن نفس حیوانی و خودخواهی باشد، نه قربانی کردن حقوق دیگران در پای بت‌های قدرت.

رهبر طالبان در پیام خود از مردم می‌خواهد که «برای حراست از نظام شرعی قربانی بدهند». اما پرسش بنیادین فلسفی-اخلاقی اینجاست: «قربانی» واقعی چه کسی است؟

در ادبیات الهی، قربانی حقیقی، نفس اماره انسان (خودخواهی) است. ابراهیم خلیل (ع) حاضر شد فرزندش را قربانی کند تا نشان دهد در مقابل امر الهی، از تعصبات فردی و عواطف دنیوی می‌گذرد.

اما آنچه امروز در افغانستان می‌گذرد، «قربانی کردن دیگران» به نام شریعت است. طالبان از مردم می‌خواهد که زنان، دختران، اقلیت‌های مذهبی و حتی اندیشه متفاوت را قربانی کنند تا «نظام» آن‌ها باقی بماند.

اینجا است که رهبر طالبان، آخندزاده، باید به این سوال پاسخ دهد: آیا بستن دانشگاه‌ها به روی دختران، جلوگیری از تدریس فقه جعفری، و تحقیر پیروان مذاهب دیگر، همان «دفع اراده شوم دشمنان» است؟ یا اینها همان «اعمال ظالمانه»‌ای است که شما خود به آن اعتراف کردید و فرمودید که باعث ذلت و شکست خواهد شد؟

تاریخ نشان داده است که هیچ قدرت و حکومتی که بر پایه ظلم و تبعیض بنا شده باشد، پایدار نمانده است. شاید هشدار آخندزاده درباره «شکست ظالم» در واقع یک پیش‌گویی خودتحقق‌ بخش باشد. اگر طالبان از همین امروز مسیر خود را به سمت عدالت، آزادی‌های مشروع و به رسمیت شناختن تنوع فرهنگی و مذهبی تغییر ندهد، مطمئناً همان «ذلت» و «شکستی» که رهبرش از آن بیم دارد، دامنگیر همه آنان خواهد شد.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x