عایشه وهاب، نخستین زن افغان تبار راه یافته به کنگره امریکا، با وجود ادعای حمایت از حقوق بشر، خواستار تعامل با طالبان شده است. او درحالی جنگسالاران پیشین را به تاراج افغانستان متهم می کند که از تعامل با رژیمی سخن می گوید که امروز شدیدترین محدودیت های تاریخی را بر زنان و دختران کشور اعمال کرده و آنان را از آموزش، کار و حضور در جامعه محروم ساخته است. این تناقض آشکار، پرسش های جدی درباره صداقت مواضع او و آینده حقوق زنان در افغانستان ایجاد می کند.
پیروزی عایشه وهاب در انتخابات ویژه کنگره امریکا، ابتدا با استقبال گسترده جامعه افغانستان، به ویژه زنان و دختران، رو به رو شد. حامد کرزی، رئیس جمهور پیشین افغانستان، این پیروزی را «نشانه ای از توانایی، شایستگی و ظرفیت زنان و دختران افغانستان» خواند و مردم افغانستان به این امید دل بستند که صدای یک زن هموطن در یکی از تأثیرگذارترین نهادهای سیاسی جهان، به گوش جهانیان برسد و نگرانی های آنان را بازتاب دهد. اما اظهارات اخیر خانم عایشه وهاب مبنی بر لزوم تعامل واشنگتن با طالبان، این امیدها را نقش بر آب کرد.
خانم وهاب در گفتگوی خود با «دموکراسی نو» چند محور اصلی را مطرح کرده است: نخست، تأکید بر لزوم تعامل دیپلماتیک امریکا با طالبان به عنوان حاکمان کنونی افغانستان، صرف نظر از نگرانی های حقوق بشری. دوم، هدایت طالبان در زمینه حقوق بشر و حقوق زنان از مسیر تعامل. سوم، اشاره به موقعیت استراتژیک و منابع افغانستان و ضرورت همکاری اقتصادی با افغانستان. و چهارم، محکومیت جنگسالاران پیشین که با حمایت امریکا، منافع ملی را به تاراج بردند. در این میان، او به نقش امریکا در حمایت از این جنگسالاران اشارهای گذرا دارد، اما به جای نتیجه گیری از این تجربه تلخ و پرهیز از تعامل با گروه های نظامی، از طالبان که خود مصداق بارز جنگسالاری است، به عنوان طرف مقابل تعامل دیپلماتیک یاد می کند.
خانم وهاب در یک بخش از سخنان خود، درست می گوید که جنگسالاران مورد حمایت امریکا، افغانستان را به تاراج بردند. این حقیقتی است که همه مردم افغانستان بر آن اتفاق نظر دارند. اما پرسش کلیدی اینجاست: آیا طالبان جنگسالار نیستند؟ آیا آنان نیز منافع شخصی و گروهی خود را بر منافع ملی ترجیح نداده اند؟
شواهد تاریخی نشان میدهد که طالبان نیز بخشی از همان شبکه جنگ سالاری هستند که با حمایت خارجی قدرت را به دست گرفتند. عباس استانکزی، از رهبران طالبان، چندی پیش در مصاحبه ای اعتراف کرد که این گروه «از سال ۲۰۰۷ به شکل مخفی با امریکا ارتباط داشته است» . خود امریکا نیز با بمباران های گسترده و حمایت از گروه های متخاصم، نقش تعیین کنندهای در ویرانی افغانستان ایفا کرد و با همکاری پاکستان و خیانت اشرف غنی، قدرت را به طالبان واگذار کرد. بنابراین، تعامل امروز امریکا با طالبان، ادامه همان سیاست ناکارآمدی است که خود خانم وهاب آن را محکوم می کند. او به عنوان یک زن و کسی که داعیه دفاع از حقوق زنان را دارد، چگونه میتواند از تعامل با رژیمی سخن بگوید که زنان و دختران را به بدترین شکل ممکن سرکوب کرده است؟
موضع خانم عایشه وهاب در قبال طالبان، نه تنها از منظر سیاسی، بلکه از نظر اخلاقی و انسانی نیز به شدت قابل نقد است. طالبان پس از بازگشت به قدرت در اوت 2021، آموزش دختران بالاتر از کلاس ششم را متوقف کردند و سپس دروازه های لیسه ها و دانشگاه ها را به روی آنان بستند. بر اساس گزارش یوناما و یونسکو، در حال حاضر بیش از «دو و نیم میلیون دختر» در افغانستان به دلیل محدودیت های طالبان از آموزش محروم هستند و سازمان ملل هشدار داده که این رقم تا سال 2030 به حدود چهار میلیون نفر خواهد رسید. این محدودیت ها تنها به آموزش ختم نمی شود؛ زنان از اشتغال در ادارات دولتی و غیردولتی منع شده اند، آزادی رفت وآمد آنان با شرایط سخت همراه است، و پوشش اجباری و برخوردهای خشونت آمیز مأموران امر به معروف به شیوه طالبانی، زندگی روزمره آنان را به کابوسی تبدیل کرده است.
در چنین شرایطی، خانم وهاب که خود یک زن و مدعی حقوق زنان است، چگونه می تواند تعامل با این رژیم را توجیه کند؟ اگر او و خانواده اش به امریکا مهاجرت نمی کردند و امروز در افغانستان زندگی می کردند، چه سرنوشتی داشتند؟ آیا او نیز مانند میلیون ها دختر و زن در کشور، از ادامه تحصیل محروم نمی شد و به حبس خانگی محکوم نمی گشت؟ آیا پدر و مادر او که در شرایط جنگ به امریکا پناه بردند، امروز می توانستند شاهد تحصیل و پیشرفت دخترشان باشند؟ این پرسش ها، تناقض آشکار میان ادعاهای خانم وهاب و واقعیت تلخ زندگی زنان افغانستان را به تصویر می کشد.
او با حمایت از تعامل با طالبان، عملاً به سیاست های سرکوبگرانه آنان مشروعیت می بخشد و به آرمان های زنان و دختران کشور که در سخت ترین شرایط به امید تغییر مقاومت می کنند، پشت می کند.
نکته حائز اهمیت دیگر آنکه خانم وهاب نیازی به توصیه تعامل با طالبان ندارد، چراکه این تعامل از هم اکنون به صورت گسترده در جریان است. عباس استانکزی، معین سیاسی وزارت خارجه طالبان، به صراحت اعلام کرده که «تعاملات و مذاکرات متقابل امریکا و طالبان برقرار است» و از تعیین کاردار سفارت امریکا برای افغانستان در دوحه به عنوان نمونه ای از این روابط نام برده است. علاوه بر این، گزارش ها حاکی از آن است که امریکا هفتگی مبالغ هنگفتی در اختیار طالبان قرار میدهد. بنابراین، توصیه خانم وهاب به برقراری تعامل با طالبان، نه تنها ضرورتی ندارد، بلکه او را در موضعی قرار میدهد که از سیاست های کنونی امریکا که با واقعیت های حقوق بشری در افغانستان در تضاد است، حمایت می کند.
و خطاب به خانم عایشه وهاب باید گفت: چه تصویری از خود با سخن از تامل با طالبان در اذهان زنان و دختران افغانستان به جای گذاشتید؟ آنها که با پیروزی ات به عنوان اولین زن افغان تبار در کنگره، به تو افتخار کردند و از تو به عنوان الگوی امید و موفقیت یاد می کردند، اکنون با شنیدن سخنانت، چه احساسی خواهند داشت؟ آنها که آرزوی آزادی و عدالت را در سر می پرورانند و برای یک قدم تغییر، سال هاست که زیر فشار سرکوب مقاومت می کنند، چگونه می توانند باور کنند که کسی در جایگاه شما، با آگاهی از وضعیت اسفبار آنان، خواستار مشروعیت بخشیدن به سرکوب گران شان شده است؟ این ناامیدی بیش از هر چیز، به آرمان آزادی و حقوق زنان در افغانستان آسیب می زند.
عایشه وهاب در تناقضی آشکار گرفتار شده است: از یکسو، جنگسالاران پیشین را به تاراج افغانستان متهم می کند، و از سوی دیگر، با رژیمی که امروز شدیدترین سرکوب را علیه زنان اعمال می کند، خواستار تعامل است. او به عنوان یک زن و نماینده افغان تباران، این مسئولیت اخلاقی را دارد که صدای مظلوم ترین قشر جامعه افغانستان باشد، اما با اتخاذ مواضعی که در عمل به سیاست های سرکوبگرانه طالبان مشروعیت می بخشد، به آرمان هایی که زنان و دختران افغانستان برای آن جان فشانی می کنند، خیانت کرده است.
تاریخ، عملکرد و مواضع هر فرد را داوری خواهد کرد و خانم عایشه وهاب نیز باید در برابر نسلی که به او به عنوان الگو چشم دوخته است، پاسخگو باشد. آنچه امروز زنان و دختران افغانستان به آن نیاز دارند، تعامل با سرکوب گران نیست، بلکه صدایی است که بدون مصالحه، از حق آنان برای آموزش، آزادی و زندگی با کرامت دفاع کند. امید آنکه خانم وهاب در بازنگری مواضع خود، به جای توصیه به تعامل با طالبان، از ظرفیت جایگاه جدید خود برای ایجاد تغییر واقعی و حمایت از حقوق بنیادین زنان و دختران افغانستان استفاده کند.
نویسنده: دکتر حسینی



