سخنرانی نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی در سازمان ملل و واکنش گسترده هیئتهای نمایندگی که سالن اجلاس را ترک کرده و او را هو کردند، نمادی از روندی است که سالها در حال شکلگیری بوده و امروز به نقطه اوج رسیده است.
رژیم صهیونیستی با وجود شبکههای لابی قدرتمند در کشورهای غربی و نفوذ در رسانهها و نهادهای سیاسی، نتوانسته مانع از تغییر افکار عمومی جهانی شود. افکار عمومی در اروپا و آمریکا بهویژه میان نسل جوان، دیگر روایتهای رسمی رژیم صهیونیستی را نمیپذیرد و تصاویر و گزارشهای میدانی از غزه و کرانه باختری مشروعیت ادعاهای تلآویو را به شدت زیر سؤال برده است. همین تغییر اجتماعی دولتهای غربی را ناگزیر کرده تا فاصلهگذاری بیشتری با این رژیم داشته باشند و حمایت بیقید و شرط گذشته را کنار بگذارند.
از سوی دیگر، حمله لفظی نتانیاهو به کشورهای غربی چون انگلیس، فرانسه و اسپانیا و ترکیه نشان میدهد که حتی روابط سنتی و دوستانه نیز دچار فرسایش شده است. این کشورها تحت فشار افکار عمومی و ملاحظات ژئوپلیتیک دیگر حاضر نیستند هزینههای سنگین حمایت از رژیم صهیونیستی را بپردازند. همزمان، افزایش قدرت محور مقاومت در منطقه و تغییر موازنه نظامی و سیاسی، تصویر رژیم صهیونیستی بهعنوان قدرت بلامنازع را فرو ریخته و این رژیم را در موقعیت دفاعی قرار داده است.
بحرانهای داخلی رژیم، از اعتراضات گسترده علیه نتانیاهو تا شکافهای سیاسی و اجتماعی، وتبعات تجاوز رژیم علیه ایران نیز به این انزوا دامن زده و جامعه جهانی اکنون رژیم صهیونیستی را نه یک دموکراسی پایدار بلکه نظامی گرفتار بحرانهای درونی میبیند.
در نتیجه، آنچه در سازمان ملل رخ داد را باید نماد فروپاشی قدرت نرم رژیم صهیونیستی دانست. لابیهای قدرتمند دیگر نمیتوانند واقعیتهای میدانی و تغییر افکار عمومی جهانی را پنهان کنند. این رژیم که روزگاری توانسته بود با اتکا به شبکههای نفوذ خود در غرب مشروعیت بینالمللی کسب کند، امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض بیاعتمادی و انزوا قرار گرفته است و سخنرانی نتانیاهو تنها پردهای از این روند تاریخی بود.




