بهعنوان یک تحلیلگر افغانستانی، وقتی به تعرضات و تجاوزات ارتش پاکستان علیه سرزمینم نگاه میکنم، نخستین چیزی که به ذهن میرسد این است که این اقدامات در کنار نقض آشکار حاکمیت ملی افغانستان، تبعات سنگین و دراز مدت برای هر دو کشور و کل منطقه خواهد داشت. این تجاوزات، به جای آنکه امنیت و ثبات را تقویت و تمثیل کننده مبارزه با تروریست باشد، زمینهساز بیاعتمادی، خصومت و تشدید بحرانهای سیاسی و اجتماعی میان دو ملت همسایه و مسلمان شده است. واقعیت آن است که در این نزاع، تنها کسانی که هیچ سودی نمیبرند، مردم افغانستان و پاکستان هستند؛
دو ملت برادر که قرنها پیوندهای فرهنگی، دینی و اجتماعی داشتهاند و اکنون قربانی سیاستهای جنگافروزانه و محاسبات غلط دولتها و گروههای مسلح شدهاند.اما پرسش اساسی این است که چه کسانی از این آشوب و تجاوزات سود میبرند؟ پاسخ روشن است: دشمنان مشترک ملتهای مسلمان. آمریکا که سالهاست با حضور نظامی و مداخلات سیاسی در افغانستان و منطقه، به دنبال تضعیف استقلال کشورها و تحمیل وابستگی است، از هرگونه بیثباتی میان کابل و اسلامآباد استقبال میکند.
رژیم صهیونیستی نیز که همواره در پی تفرقهافکنی میان کشورهای مسلمان بوده، از این نزاع بهره میبرد تا توجه ملتها از مسئله فلسطین و مقاومت اسلامی منحرف شود. هند نیز که در رقابت ژئوپلیتیک با پاکستان قرار دارد، آشوب در مرزهای افغانستان و پاکستان را فرصتی میبیند تا موقعیت منطقهای اسلامآباد را تضعیف کرده و آرزوی دیرینه تجزیه و تضعیف این کشور مسلمان را دنبال کند. هرچه شکاف میان افغانستان و پاکستان عمیقتر شود، دست این قدرتها برای نفوذ و بهرهبرداری بازتر خواهد شد.از سوی دیگر، سیاست طالبان نیز در این میان قابل نکوهش است. حمایت آنان از گروه تروریستی طالبان پاکستانی بهانه لازم را برای ارتش پاکستان فراهم کرده تا تجاوزات خود را توجیه کند.
این رویکرد نه تنها امنیت افغانستان را به خطر انداخته، بلکه زمینهساز مشروعیتبخشی به اقدامات نظامی پاکستان شده است. طالبان با این سیاست، عملاً بهانهای در اختیار دشمنان قرار دادهاند تا جنگ و بیثباتی در منطقه را تداوم ببخشند. به جای آنکه به فکر اعتمادسازی و تقویت روابط با همسایگان باشند، با حمایت از گروههای مسلح تروریستی، افغانستان را در معرض تهدیدات خارجی قرار دادهاند و این امر بیش از پیش اعتبار آنان را در میان مردم افغانستان زیر سؤال برده است.
در مجموع، تجاوزات پاکستان علیه افغانستان و سیاستهای متناقض طالبان، دو ملت مسلمان را در موقعیتی قرار داده که هیچ سودی برای آنان ندارد. زندگی را برای انها سخت تر ساخته و انها را از همدیگر دورتر میسازد.در این میان تنها دشمنان مشترک، یعنی آمریکا، رژیم صهیونیستی ، از این نزاع بهرهمند میشوند؛ دشمنانی که سالهاست آرزوی تجزیه و تضعیف کشورهای مسلمان را در سر میپرورانند. این وضعیت نشان میدهد که راه برونرفت از بحران، نه در ادامه خصومت و جنگ، بلکه در همبستگی منطقهای و مقابله مشترک با سیاستهای تفرقهافکنانه قدرتهای خارجی است. اگر دولتمردان افغانستان و پاکستان به جای دشمنی، برادرانه در کنار هم بایستند، هیچ قدرتی قادر نخواهد بود از خون و رنج آنان برای منافع خود بهرهبرداری کند.




