فدراسیون والیبال افغانستان اعلام کرد که به دلیل خودداری پاکستان از صدور ویزه برای تیم ملی کشور از رقابت های زون مرکز آسیا بازماند و ازبیکستان جایگزین شد. این اقدام پاکستان حلقهای تازه از زنجیره مداخلات امنیتی‑سیاسی پاکستان در افغانستان است. جایی که پنج دهه حمایت از تروریسم، امروز به «تحریم ورزشی» بدل شده و پاکستان را در تناقضی اخلاقی، حقوقی و دینی فروبرده است.
ورزش، پلی برای دوستی و فرصتی برای نمایش همبستگی ملتهاست. اما وقتی کشوری میزبان رقابتهای منطقهای میشود و همسایه خود را «بی ویزه» میگذارد، دیگر سخن از «روح المپیک» نیست؛ سخن از سیاستی خصمانه است که در کالبد یک تصمیم اداری جان گرفته است. گزارش رسانه ها حکایت از آن دارد که تیم ملی والیبال افغانستان با وجود دریافت دعوت نامه رسمی از فدراسیون پاکستان، ماهها تمرین کرد، اما در آستانه اعزام، با درِ بستهٔ ویزه روبرو شد. نه تنها افغانستان حذف شد، بلکه ازبیکستان جای آن را گرفت؛ جایگزینی که پرسشهای بزرگ تری دربارهٔ «عدالت ورزشی» و «رفتار همسایگی» برمیانگیزد.
مسابقات مرکز آسیا از 22 جولای 2026 در اسلامآباد آغاز میشود با حضور تیمهای قزاقستان، پاکستان، بنگله دیش، سریلانکا، ازبیکستان و نپال. افغانستان که پارسال نایب قهرمان شده بود، اینبار غایب است. معاون فدراسیون والیبال افغانستان این اقدام را «ناامیدکننده» خواند و سرمربی تیم، آن را «دخالت سیاست در ورزش» و «مغایر اصول المپیک» دانست. اما واقعیت این ست که پشت این «نه» بوروکراتیک، سالها تنش امنیتی و سیاسی نهفته است؛ تنشی که پاکستان حالا آن را به حریم «والیبال» کشانده است.
استخبارات پاکستان که پنجاه سال است جدا از مجاهدین چند گروههای تروریستی را نیز در افغانستان پرورده است، با خون مردم افغانستان تاریخ خود را نوشته است. پاکستان که در بیست سال جمهوریت، هر هفته با امواج انتحاری و بمبگذاری، مجلس عروسی، مسجد و مکتب و زایشگاه را توسط تروریست های دست پرورده اش هدف قرار داد، آیا حالا آنها نگران «حضور تیم والیبال» در کشور خود هستند؟!
پاکستان که لشکر طیبه، حقانی، شبکه حقانی، تحریک طالبان (تیتیپی) را با بودجهٔ استخبارات خود تجهیز کردند و شیعیان پاکستان و افغانستان مورد هدف قرار می دادند، و همینطور گروه های تروریستی چون تیتیپی و حزب گلبدین حکمتیار و طالبان تجهیز می کرد تا خون مردم افغانستان و خون سربازان افغانستان را در زمان جمهوریت بریزند، امروز ورزشکاران افغانستان را اینگونه تنبیه می کنند.
مردم افغانستان هنوز انتحاری های را که استخبارات پاکستان تجهیز نموده و برای خون ریزی در افغانستان در بیست سال جمهوریت می فرستادند را فراموش نکردهاند. پاکستان با تسلیحات غربی، گروههای تکفیری را مسلح کردند تا ثبات افغانستان را برهم زنند. اما اینک همان تروریستهای پاکستانی در خاک افغانستان پناه گرفتهاند و از آنجا به کشور خود حمله میکنند. این، کیفر کردار خود پاکستان است؛ اما به جای اصلاح راه، انتقام خود را از تیم والیبال افغانستان میگیرند.
اسلام به همسایه حق بزرگی داده است. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «جبرئیل چنان بر حق همسایه سفارش میکرد که پنداشتم همسایه از همسایه ارث خواهد برد.»
پاکستان به عنوان کشور اسلامی، حق همسایگی را نادیده گرفتند.
از منظر حقوق بشر نیز، ورزش حق همگانی است و منع سفر تیم ملی، تحریمی غیرانسانی و مصداق «تحقیر ملی» است. گزارشهای سازمانهای بینالمللی بارها رفتار پاکستان با شهروندان افغانستان را «سیاسی سازی انسانی» خواندهاند. این بار، قربانی این سیاست، جوانانی هستند که تنها آرزویشان نمایش توانمندی در زمین والیبال بود.
روابط تیرهٔ سیاسی‑امنیتی میان طالبان و اسلامآباد، که تا مرز درگیری نظامی پیش رفته، عامل اصلی این تصمیم است. پاکستان با این اقدام میخواهد به کابل فشار آورد؛ اما قربانی این بازی قدرت، ورزشکاران بیطرف هستند. نکتهٔ تلخ اینکه سال گذشته نیز در دقیقه 90 به تیم فوتبال افغانستان ویزه دادند تا بازیکنان خسته و از راه زمینی وارد شوند. این بار، حتی آن «دقیقه 90» هم تکرار نشد.
تحلیلگران رسانههای پاکستان نیز این اقدام را «سیاسی» خواندهاند، اما مقامات این کشور پاسخگو نبودند. رسانه های هم که از سفارت پاکستان در کابل پرسوجو کردند، پاسخی دریافت نکردند؛ سکوتی که خود گواهی بر نادرستی این رفتار است.
پاکستان فکر میکند با بستن دروازهٔ ویزه، به افغانستان ضربه زده است؛ اما غافل از اینکه این اقدام، تصویری از ضعف اخلاقی و دوری از ارزشهای اسلامی و انسانی را به جهانیان نشان داد. تاریخ، رفتار امروز شما را در کنار حمایت از تروریسم ثبت خواهد کرد. این شما بودید که سالها گروههای مرگ آفرین را به افغانستان فرستادید و امروز که تروریسم به خانهٔ خودتان برگشته، طوری رفتار میکنید که گویی افغانستان «خطرناک» است؛ غافل از اینکه خطرناک تر از همه، سیاستهای خود شماست.
تیم والیبال افغانستان بازندهٔ میدان مسابقه نشد؛ بلکه قربانی یک «بازی سیاسی» شد. اما وجدان بشری، وجدان اسلامی و اصول المپیک، امروز در کنار این بازندگان ایستادهاند. امید که این محرومیت، آغازی برای بیداری جامعهٔ ورزشی جهان باشد تا دیگر هیچ کشور نتواند از ورزش به عنوان ابزار انتقام و فشار استفاده کند.
اگر المپیک پیامآور «صلح و دوستی» است، چرا در برابر این رفتار خصمانه سکوت کردهاند؟ مگر نه اینکه ورزشکاران افغانستان نیز سزاوار احترام و حضور هستند؟
روزگار، عادل ترین داور است؛ روزی خواهد رسید که پاکستان در برابر تاریخ پاسخگوی این «نه»های متوالی به همسایهٔ خود باشد.
نویسنده: ز. نظری



