هم زمان با روز جهانی دختر، آمارها از محرومیت بیش از ۲.۴ میلیون دختر از آموزش متوسطه خبر می دهند. طالبان در پنج سال سلطه خود دروازه های مکاتب و دانشگاهها را به روی دختران بستهاند، و همینطور زنان استاد دانشگاه، نویسنده و کنشگر را نیز از عرصه عمومی حذف کردهاند.
۱۱ اکتوبر، روز جهانی دختر، امسال با تمرکز بر «پایان دادن به ازدواج کودکان» گرامی داشته میشود. اما در افغانستان، این روز نه جشن، که سوگ نامهای است برای دخترانی که از حق ابتدایی آموزش محروم شدهاند. گزارشها حاکی از آن است که بیش از ۲.۴ میلیون دختر از آموزش متوسطه بازماندهاند و دروازههای مکاتب و دانشگاهها همچنان بسته است. سازمان ملل نیز از ازدواج حدود ۳۰ درصد از دختران افغانستان را پیش از ۱۸ سالگی خبر میدهد. این وضعیت، محصول سیاستی است که طالبان در پنج سال گذشته با شدت و حدت اجرا کردهاند: حذف سیستماتیک زنان از عرصه آموزش، اشتغال و حضور اجتماعی.
سیاست های که در پنج سال گذشته توسط طالبان اعمال شده اند عبارت اند از:
- محرومیت بیش از ۲.۴ میلیون دختر از آموزش متوسطه.
- بسته بودن دائمی دروازه های مکاتب و دانشگاهها به روی دختران.
- اخراج زنان استاد از دانشگاهها و ممنوعیت کتابهای نویسندگان زن.
- افزایش ازدواج کودکان: حدود ۳۰ درصد دختران پیش از ۱۸ سالگی ازدواج میکنند.
- هشدار سازمان ملل: سالانه بیش از ۱۲ میلیون دختر در جهان پیش از ۱۸ سالگی ازدواج میکنند.
- تأکید بر اینکه محرومیت آموزشی، فرصتهای رشد فردی و مشارکت اجتماعی دختران را محدود میکند.
اسلام، نخستین آیاتی که نازل شد، با «اقرأ» آغاز میشود. پیامبر اسلام(ص) فرمود: «طلب علم بر زن و مرد مسلمان فرض است.» چگونه طالبان و رهبر شان که خود را امیرالمؤمنین میخوانند، فرضیه علم را بر نیمی از جامعه تعطیل میکنند؟ مگر نه اینکه مادران، اولین مربیان جامعهاند؟ بستن مکتب به روی دختر، نه سنت نبوی است و نه فقه اسلامی؛ بلکه بدعتی است که ریشه در جهل و تعصب دارد.
حق آموزش، حق کار، حق انتخاب همسر، از اساسیترین حقوق دین مقدس اسلام است. طالبان با ممنوعیت آموزش دختران، نه تنها نقض کنوانسیونهای بینالمللی را به بالاترین سطح رساندهاند بلکه درست بر خلاق دستورات اسلام عمل می کنند. این سیاست، نه تنها تبعیض جنسیتی، بلکه جنایت علیه بشریت است. جامعه جهانی باید این رفتار را در چارچوب آپارتاید جنسیتی محکوم کند.
اخلاق حکم میکند که هر انسانی حق رشد و تعالی دارد. حبس دختر در خانه، سلب هویت و آینده اوست. طالبان با این کار، دختران را به کالای بیارزش تبدیل میکنند. وجدان بشری این را نمی پذیرد که کودکی به جرم دختر بودن، از دانش محروم شود.
زنان نیمی از نیروی کار جامعهاند. خانه نشین کردن آنان، یعنی فلج کردن اقتصاد. افغانستان هم اکنون با فقر گسترده، بیکاری و بحران اقتصادی دست و پنجه نرم میکند. حذف زنان از بازار کار، نه تنها درآمد خانوادهها را کاهش میدهد، بلکه هزینههای درمانی و اجتماعی را افزایش میدهد. مادری که خود بیسواد و خانه نشین است، چگونه میتواند فرزندی برای فردا تربیت کند؟
مادر بیسواد، نمیتواند فرزند آگاه تربیت کند. فرهنگ، از دامن مادر به جامعه منتقل میشود. با حذف آموزش دختران، طالبان نسلی را پرورش می دهند که نه تنها از علم بی بهره است، بلکه مستعد افراطگرایی و خشونت خواهد بود. این چرخه معیوب، افغانستان را به قرون وسطی بازمیگرداند.
اگر طالبان مدعی اسلام هستند، چرا از علم و دانش میترسند؟
اگر دختران را از مکتب محروم میکنید، فردا که مادر شدند، چگونه فرزندان تان را تربیت کنند؟
آیا میدانید که بستن دانشگاهها، افغانستان را از پزشک، مهندس و معلم محروم میکند؟
آیا از تاریخ درس نمیگیرید که هیچ قدرتای نتوانسته است با جهل، ملتی را آباد کند؟
سیاست طالبان در قبال زنان، نه تنها نقض آشکار حقوق بشر است، بلکه یک پروژه نظام مند برای حذف نیمی از جامعه از حیات اجتماعی است. ادامه این روند، افغانستان را به سوی فروپاشی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی سوق میدهد. اگر جامعه جهانی و نهادهای داخلی اقدام مؤثر نکنند، نسلهای آینده افغانستان، قربانیان این جهلگرایی خواهند بود.
دختران افغانستان، امروز نه فقط از آموزش، بلکه از حق زندگی محروم اند. طالبان با بستن دروازه های مکاتب و دانشگاه ها، دروازه های آینده را به روی یک ملت بسته اند. اما تاریخ نشان داده است که نور دانش را نمی توان برای همیشه در حجاب جهل پنهان کرد. روزی این دختران، با مشعل آگاهی، تاریکی را خواهند شکافت. اما تا آن روز، وظیفه ماست که صدای آنان باشیم. اگر سکوت کنیم، شریک جرمایم.
نویسنده: دکتر حسینی




