رسانه‌ها و جنگ روانی؛ چالش‌های سلامت روان در افغانستان

رسانه ها یکی از مهم‌ترین میدان‌های نبرد در افغانستان محسوب میگردند.که شکل گیری ذهنیت ها و نوع مواجهه آن ها با موضوعات را بعهده داشته اند. در کشوری که دهه‌ها جنگ و بحران، روان جمعی مردم را فرسوده کرده، رسانه‌ها که می توانستند نقش درمانگر و امیدبخش داشته باشند متاسفانه عمدتا به ابزار تخریب و ناامیدسازی اجتماعی بدل شده اند.
رسانه‌ها و جنگ روانی؛ چالش‌های سلامت روان در افغانستان

رسانه ها یکی از مهم‌ترین میدان‌های نبرد در افغانستان محسوب میگردند.که شکل گیری ذهنیت ها و نوع مواجهه آن ها با موضوعات را بعهده داشته اند. در کشوری که دهه‌ها جنگ و بحران، روان جمعی مردم را فرسوده کرده، رسانه‌ها که می توانستند نقش درمانگر و امیدبخش داشته باشند متاسفانه عمدتا به ابزار تخریب و ناامیدسازی اجتماعی بدل شده اند.افغانستان امروز با بحران‌های روانی گسترده‌ای مواجه است. افسردگی، اضطراب، احساس بی‌پناهی و بی‌اعتمادی اجتماعی وحتی خودکشی در میان مردم به‌شدت رایج شده است. در چنین شرایطی، رسانه‌ها به‌عنوان خط مقدم روایت‌سازی اجتماعی، نقشی حیاتی دارند. آنان می‌توانند با روایت‌های امیدبخش، تاب‌آوری اجتماعی را تقویت کنند یا با بازتولید خشونت و شایعات، روان جمعی را بیشتر آسیب‌پذیر سازند.یکی از نخستین چالش‌ها، قبح زدایی از سلامت روان از طریق رسانه‌هاست. روایت‌های انسانی از تجربه‌های درمان، گفتگو با متخصصان و تولید محتواهای آموزشی می‌تواند به عادی‌سازی بحث سلامت روان کمک کند. این کار نه‌تنها افراد را به مراجعه به مشاوران تشویق می‌کند، بلکه اعتماد عمومی به نهادهای درمانی را نیز افزایش می‌دهد.اما در سوی دیگر، رسانه‌ها می‌توانند ابزار جنگ روانی دشمنان باشند. انتشار اخبار خشونت‌آمیز، تصاویر خونین و روایت‌های ناامیدکننده، اضطراب و ترس را در جامعه تشدید می‌کند. دشمنان خارجی با بهره‌گیری از رسانه‌های وابسته، اخبار تحریف‌شده منتشر می‌کنند تا احساس بی‌پناهی و شکست را در روان جمعی افغانستان القا کنند. این جنگ روایت‌ها، انسجام اجتماعی را تضعیف کرده و زمینه وابستگی روانی به حمایت خارجی را فراهم می‌سازد.(یکی از بارزترین نمونه های نقش منفی چنین رسانه هایی کارکرد رادیو بی بی سی فارسی در دوران جنگ های داخلی افغانستان و دامن زدن به آن بود). در چنین شرایطی، تقویت سواد رسانه‌ای به یک ضرورت ملی تبدیل می‌شود. مردم باید توانایی تشخیص اخبار درست از شایعات را پیدا کنند. آموزش عمومی در این زمینه می‌تواند اضطراب ناشی از اطلاعات خشونت‌زا را کاهش دهد. رسانه‌ها نیز باید مسئولانه عمل کنند: محدودسازی انتشار تصاویر خشونت‌آمیز، تمرکز بر روایت‌های امید و موفقیت، و پرهیز از بازتولید خشونت در خبرها.و بازتاب ظرفیت ها و توانمندی های ملت و جغرافیای افغانستان.

نقش خبرنگاران در این میان بسیار مهم است. آنان در خط مقدم روایت‌سازی اجتماعی قرار دارند و بیش از دیگران در معرض فرسودگی روانی هستند. سلامت روان خبرنگاران باید مورد حمایت قرار گیرد. آموزش روانی، مشاوره و حمایت نهادی از خبرنگاران می‌تواند کیفیت روایت‌ها را ارتقا دهد و از بازتولید ناامیدی جلوگیری کند.

خبرنگاری سالم و رسانه‌ سالم، در نهایت جامعه‌ای سالم‌تر را به همراه دارد.از سوی دیگر، رسانه‌ها می‌توانند به تقویت تاب‌آوری اجتماعی کمک کنند.

برجسته‌سازی داستان‌های مقاومت، امید و موفقیت می‌تواند خودباوری ملی را افزایش دهد. روایت‌هایی که نشان دهد مردم افغانستان توانایی عبور از بحران‌ها و ساختن آینده‌ای بهتر را دارند، می‌تواند جایگزین تصویرهای شکست و ناامیدی شود. این روایت‌ها، سلاحی قدرتمند در برابر جنگ روانی دشمنان هستند.

همچنین رسانه‌ها می‌توانند به کاهش قوم‌گرایی و تبعیض کمک کنند. تمرکز بر روایت‌های وحدت‌بخش و همگرایی قومی، از شکاف‌های اجتماعی می‌کاهد و انسجام ملی را تقویت می‌کند. در جامعه‌ای که دشمنان به دنبال دامن‌زدن به شکاف‌های قومی هستند، رسانه‌ها باید روایت‌های وحدت‌آفرین را برجسته سازند.در نهایت، مقابله با جنگ روانی دشمنان نیازمند یک راهبرد رسانه‌ای ملی است. رسانه‌ها باید روایت‌های امیدبخش تولید کنند، نخبگان علمی–فرهنگی را تقویت کنند و از مهاجرت آنان جلوگیری نمایند. همچنین باید اعتماد عمومی به منابع داخلی را افزایش دهند تا وابستگی روانی به حمایت خارجی کاهش یابد.
بهداشت روان در افغانستان بدون توجه به نقش رسانه‌ها قابل ترمیم نیست. رسانه‌ها می‌توانند پل ارتباطی میان مردم و امید باشند یا ابزار تخریب روان جمعی.

این یک حقیقت است آینده سلامت روان افغانستان در گرو مسئولیت‌پذیری رسانه‌ها و مقابله هوشمندانه با جنگ روانی دشمنان است.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x