افتخار به تخریب میراث کهن؛ آثار تمدنی یا نشان کفر؟

اعتراف صریح یکی از فرماندهان ارشد طالبان به مشارکت مستقیم در تخریب تندیس‌های بودای بامیان و افتخار به آن، بار دیگر پرونده یکی از تلخ‌ترین رخدادهای فرهنگی و هویتی معاصر را گشود. فراتر از ابعاد خبری این اعتراف، تقابل دو نوع جهان‌بینی در این رویداد نهفته است: نگاهی که تاریخ و میراث مادی بشر را سرمایه‌ای تمدنی، هویت‌بخش و آیینه‌ای برای بازخوانی گذشته انسان می‌داند، و در نقطه مقابل، رویکردی جزم‌اندیش که هر نشانه‌ای از باورهای پیشین را معادل شرک و تهدید انگاشته و راهی جز پاک‌سازی فیزیکی آن نمی‌شناسد.
افتخار به تخریب میراث کهن؛ آثار تمدنی یا نشان کفر؟

اعتراف صریح یکی از فرماندهان ارشد طالبان به مشارکت مستقیم در تخریب تندیس‌های بودای بامیان و افتخار به آن، بار دیگر پرونده یکی از تلخ‌ترین رخدادهای فرهنگی و هویتی معاصر را گشود. فراتر از ابعاد خبری این اعتراف، تقابل دو نوع جهان‌بینی در این رویداد نهفته است: نگاهی که تاریخ و میراث مادی بشر را سرمایه‌ای تمدنی، هویت‌بخش و آیینه‌ای برای بازخوانی گذشته انسان می‌داند، و در نقطه مقابل، رویکردی جزم‌اندیش که هر نشانه‌ای از باورهای پیشین را معادل شرک و تهدید انگاشته و راهی جز پاک‌سازی فیزیکی آن نمی‌شناسد.

در ساحت تمدن‌شناسی، آثار باستانی و تاریخی—از دست‌سازه‌های کوچک گرفته تا بناها و تندیس‌های سترگ—تنها تجسم فیزیکی یک دوره یا نماد یک آیین کهن نیستند؛ بلکه حافظه جمعی، راویان خاموش فراز و فرودهای فکری، و نماد بلوغ هنری و مهندسی اجداد یک سرزمین‌اند. تندیس‌های بودا در قلب بامیان، نماینده روزگاری بودند که این جغرافیا چهارراه اتصال تمدن‌ها، تقاطع فرهنگ‌های شرقی و غربی، و شاهراه تبادل دانش و هنر در مسیر راه ابریشم به شمار می‌رفت. تخریب این پیکره‌ها، محو کردن یک سنگ‌تراشی نبود، بلکه قطع پیوند تاریخی نسلی با پیشینه‌ای پربار و نشان‌دهنده گسست عمدی در خط پیوسته زمان بود.

از منظر فکری و دینی، تقلیل‌گرایی در مفهوم «بت‌شکنی» و تعمیم آن به آثاری که دیگر هیچ عبادت‌کننده‌ای ندارند و کارکرد صرفاً موزیمی و تاریخی یافته‌اند، نشانگر درکی سطحی از مفاهیم معرفتی است. میراث گذشتگان نه رقیب ایمان امروز، بلکه زمینه‌ای برای عبرت، مطالعه و شناخت سیر تحول جامعه بشری است؛ چنان‌که در آموزه‌ها و حکمت‌های دینی نیز مکرراً به «سیر در زمین» و نگریستن به سرانجام پیشینیان توصیه شده است. از این زاویه، حفاظت از این آثار با پاسداشت دانایی، اندیشه و خردورزی هم‌راستاست، نه ترویج کفر.

علاوه بر ابعاد معرفتی و هویتی، نادیده گرفتن ارزش اقتصادی و جایگاه بین‌المللی این سرمایه‌ها آسیبی بنیادین بر آینده یک جامعه می‌زند. در جهان امروز، گردشگری فرهنگی و میراث‌محور یکی از پایدارترین پیشران‌های توسعه اقتصادی، ایجاد اشتغال محلی و پل ارتباطی برای گفت‌وگوی سازنده میان ملت‌هاست. سرزمینی که با بحران‌های اقتصادی و انزوای دیپلماتیک دست‌وپنجه نرم می‌کند، بیش از هر زمان به بهره‌برداری عقلانی از این ظرفیت‌های بی‌بدیل نیاز دارد.

خسارت ناشی از حذف فیزیکی تندیس‌های بامیان جبران‌ناپذیر است، اما تکرار توجیهات ایدئولوژیک برای چنین اقداماتی زنگ هشداری جدی به همراه دارد. مواجهه با آثار تاریخی نیازمند دگرگونی در بنیادهای نگرشی است؛ تا زمانی که میراث فرهنگی به‌مثابه سرمایه‌ای ماندگار، ثروتی ملی و سند تمدنی درک نشود، سایه تخریب، بی‌توجهی و ویرانی همچنان بر سر دیگر گنجینه‌های هویتی سنگینی خواهد کرد.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x