چرا هنوز پس از 1400 سال از عاشورا یاد می‌کنیم؟

عاشورا؛ یادبود یک حادثه تاریخی یا پاسداری از وجدان بیدار انسان؟
چرا هنوز پس از 1400 سال از عاشورا یاد می‌کنیم؟


فرارسیدن ماه محرم، ماه حماسه، آگاهی، آزادگی و شهادت حضرت امام حسین(ع) و یاران وفادارش را به همه مسلمانان جهان، به ‌ویژه شیعیان و همه آزادگان و عدالت ‌خواهان عالم تسلیت عرض می‌کنیم.
این روزها در فضای مجازی پرسشی مطرح می‌شود که می‌گویند:
«چرا باید از واقعه عاشورا که بیش از 1400 سال از آن گذشته است، همچنان تجلیل و عزاداری کنیم؟»
اما شاید صورت دقیق‌ تر و عمیق ‌تر این پرسش چنین باشد:
«چرا انسان امروز باید هنوز از قیام امام حسین(ع) یاد کند و چه نیازی به زنده نگه داشتن عاشورا در دنیای معاصر وجود دارد؟»
زیرا مسئله فقط عزاداری برای یک حادثه تاریخی نیست؛ مسئله این است که آیا عاشورا صرفاً یک رویداد متعلق به گذشته است یا حقیقتی زنده و جاری در زندگی امروز بشر؟
بسیاری تصور می‌کنند عاشورا صرفاً حادثه‌ای متعلق به قرن نخست هجری است؛ در حالی که راز ماندگاری آن در این است که امام حسین(ع) برای یک قوم، یک مذهب یا یک زمان خاص قیام نکرد، بلکه برای دفاع از کرامت انسان، عدالت، آزادی وجدان و مبارزه با تحریف حقیقت ایستاد. همان ‌گونه که ملت‌ها پس از قرن‌ها هنوز از قهرمانان ملی خود یاد می‌کنند، جامعه انسانی نیز به الگوهای اخلاقی و آزادی‌ خواه نیازمند است. عاشورا حافظ حافظه اخلاقی بشر و مکتب دائمی مقاومت در برابر ظلم است.
در جهان امروز، بشر به فناوری‌های پیشرفته دست یافته است؛ اما هنوز از جنگ، تبعیض، استبداد، فساد، دروغ، تحریف حقیقت و پایمال شدن کرامت انسان رنج می‌برد.
پرسش اساسی این است که در چنین جهانی، انسان برای حفظ ارزش‌های انسانی به چه چیزی نیاز دارد؟
جامعه‌ شناسان معتقدند هیچ جامعه‌ای بدون «حافظه جمعی» نمی‌تواند هویت خود را حفظ کند. ملت‌ها با یادآوری قهرمانان، حوادث بزرگ و فداکاری‌های تاریخی، ارزش‌های بنیادین خود را به نسل‌های بعد منتقل می‌کنند.
عاشورا نیز یکی از بزرگ‌ ترین حافظه‌های اخلاقی تاریخ بشر است!
اگر عاشورا فقط یک حادثه تاریخی بود، باید مانند هزاران حادثه دیگر در کتاب‌های تاریخ باقی می‌ماند. اما عاشورا زنده مانده است، زیرا مسئله آن فقط شهادت نبود؛ مسئله آن انتخاب میان حق و باطل بود. امام حسین(ع) در برابر این پرسش ایستاد که «آیا انسان باید در برابر ظلم تسلیم شود یا برای دفاع از حقیقت هزینه بدهد؟»
و این پرسش هنوز همچنان زنده است. امروز نیز خبرنگاران حقیقت‌جو کشته می‌شوند، آزادی ‌خواهان زندانی می‌شوند، ملت‌ها زیر فشار استبداد قرار می‌گیرند و انسان‌ها میان منفعت و حقیقت انتخاب می‌کنند. بنابراین عاشورا متعلق به گذشته نیست؛ عاشورا نام دیگر یک انتخاب دائمی انسانی است.
از منظر اسلامی، امام حسین(ع) برای حفظ حقیقت دین قیام کرد، آن حضرت فرمود:
«من برای اصلاح امت جدم قیام کردم.»، هدف او قدرت ‌طلبی نبود؛ بلکه جلوگیری از تحریف دین مقدس اسلام بود.
بسیاری از مورخان و اندیشمندان اسلامی معتقدند اگر قیام امام حسین(ع) رخ نمی‌داد، حکومت اموی می‌توانست چهره حقیقی اسلام را برای همیشه دگرگون سازد.
به تعبیر بسیاری از اندیشمندان، عاشورا مرز میان «اسلام اصیل» و «اسلام درباری» را آشکار ساخت.
بنابراین عزاداری برای امام حسین(ع)، صرفاً گریه بر یک شهید نیست؛ بلکه اعلام وفاداری به حقیقت، عدالت و مبارزه با تحریف دین است.
اگر از مردم جهان بپرسیم چرا هنوز از قهرمانان ملی خود پس از ده‌ها و حتی صدها سال یاد می ‌کنند، پاسخ روشن است: زیرا ملت‌ها با قهرمانان خود زندگی می‌کنند.
نام خیابان‌ها، دانشگاه‌ها، فرودگاه‌ها، مدال‌ها و مراکز علمی به نام شخصیت‌هایی گذاشته می‌شود که نماد ارزش‌های ملی هر کشور هستند. چرا؟ زیرا جامعه برای بقا به الگو نیاز دارد.
قهرمانان به نسل جدید می‌آموزند که در شرایط دشوار چگونه رفتار کنند.
هیچ ملتی نمی‌خواهد فرزندانش فقط ثروتمندان یا صاحبان قدرت را الگو بگیرند؛ بلکه می‌خواهد آنان فداکاری، شجاعت، صداقت و مسئولیت ‌پذیری را نیز بیاموزند.
بنابراین یادبود قهرمانان، تجلیل از گذشته نیست؛ سرمایه‌ گذاری برای آینده است.
روان ‌شناسان اجتماعی معتقدند انسان نیازمند «الگو» است.
به همین دلیل بسیاری از کشورها و شرکت‌های بزرگ رسانه‌ای با ساخت فیلم‌ها و داستان‌های ابرقهرمانی، شخصیت‌هایی خیالی خلق می‌کنند.
این شخصیت‌ها هرچند واقعی نیستند، اما نماد شجاعت، ایثار، عدالت‌ خواهی و دفاع از مظلومان‌اند. چرا میلیاردها دالر صرف ساخت چنین شخصیت‌هایی می‌شود؟
زیرا جامعه بدون الگو نمی‌تواند ارزش‌های خود را منتقل کند.
اما تفاوت بزرگ اینجاست: بسیاری از ملت‌ها برای آموزش ارزش‌ها به قهرمانان خیالی پناه می‌برند، در حالی که عاشورا یک داستان تخیلی نیست؛ یک واقعیت و حقیقت تاریخی ست.
در کربلا انسان‌هایی واقعی زندگی کردند، انتخاب کردند، ایستادند و جان دادند.
در عاشورا تنها یک قهرمان وجود ندارد، بلکه مجموعه‌ای از بزرگ‌ ترین قهرمانان تاریخ بشر است: امام حسین(ع)، حضرت عباس(ع)، حضرت زینب(س)، حضرت علی‌اکبر(ع)، حضرت قاسم(ع)، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، زهیر بن قین و ده‌ها شخصیت دیگر، هر کدام نماد یک فضیلت انسانی هستند.
این قهرمانان برای تصاحب قدرت نجنگیدند، آنها برای دفاع از حقیقت ایستادند.
به همین دلیل عاشورا محدود به مسلمانان نیست؛ بلکه متعلق به همه انسان‌هایی است که کرامت، آزادی و عدالت را ارزش می‌دانند.
عظمت امام حسین(ع) چنان فراگیر است که بسیاری از اندیشمندان غیرمسلمان نیز از او تجلیل کرده‌اند.
مهاتما گاندی (رهبر استقلال هند) معتقد بود که برای پیروزی در راه آزادی باید از امام حسین(ع) الهام گرفت و او را نمونه مقاومت در برابر ظلم می‌دانست.
توماس کارلایل (فیلسوف، مورخ و نویسنده اسکاتلندی) عاشورا را نمونه‌ای دانست که نشان می‌دهد پیروزی اخلاقی از قدرت نظامی مهم ‌تر است.
چارلز دیکنز (رمان‌نویس مشهور انگلیسی) درباره امام حسین(ع) نوشت که اگر هدف او منافع شخصی بود، خانواده خود را همراه نمی‌آورد و این نشان می‌دهد که هدفش حقیقتی فراتر از دنیا بوده است.
ادوارد گیبون (مورخ برجسته انگلیسی) نیز معتقد بود که تراژدی کربلا حتی در دورترین زمان‌ها احساسات انسان‌ها را برمی‌انگیزد.
این ستایش‌ها نشان می‌دهد که پیام عاشورا فراتر از مرزهای مذهبی و جغرافیایی است.
روان ‌شناسان معتقدند جوامع برای حفظ سلامت اخلاقی خود نیازمند «نمادهای اخلاقی» هستند. وقتی جامعه‌ای از قهرمانان اخلاقی خالی شود، ثروت، قدرت و منفعت جای ارزش‌های انسانی را می‌گیرد.
یادآوری عاشورا چند کارکرد مهم روانی دارد که عبارت اند از: تقویت حس مسئولیت در برابر ظلم، افزایش همدلی با مظلومان، تقویت هویت اخلاقی جامعه، آموزش شجاعت در تصمیم‌ گیری‌های دشوار، جلوگیری از عادی شدن فساد و بی‌عدالتی.
به همین دلیل مراسم عاشورا فقط یک مراسم سوگواری نیست؛ بلکه نوعی بازآموزی اخلاقی و اجتماعی است.
و چرا جامعه افغانستان بیش از هر زمان دیگری به پیام عاشورا نیاز دارد؟
افغانستان دهه‌ها جنگ، خشونت، مهاجرت، تبعیض، فقر و بحران‌های سیاسی را تجربه کرده است. در چنین شرایطی جامعه بیش از هر زمان دیگری به الگوهای وحدت ‌بخش و اخلاقی نیاز دارد. عاشورا می‌تواند به مردم افغانستان بیاموزد که عدالت مهم‌تر از قدرت است، حقیقت ارزش هزینه دادن دارد، اختلافات قومی و مذهبی نباید انسانیت را قربانی کند، عزت انسانی از جان نیز ارزشمندتر است و اینکه زنان نیز همچون حضرت زینب (س) می‌توانند نقش‌آفرینان بزرگ تاریخ باشند.
از این رو مجالس امام حسین(ع) تنها یادبود یک حادثه نیست؛ بلکه مدرسه‌ای برای تربیت شهروندان مسئول، آگاه و آزاده است.
و پاسخ نهایی به پرسش اصلی اینکه چرا پس از 1400 سال هنوز از عاشورا یاد می‌کنیم؟
زیرا ظلم هنوز وجود دارد. زیرا حقیقت هنوز نیازمند دفاع است. زیرا انسان هنوز میان وجدان و منفعت سرگردان است. زیرا جامعه هنوز به الگوهای بزرگ اخلاقی نیاز دارد.
زیرا فراموش کردن عاشورا به معنای فراموش کردن یکی از بزرگ‌ ترین درس‌های تاریخ بشر است: «ممکن است حق در اقلیت باشد، اما نباید تسلیم باطل شود..»!
اگر عاشورا فقط متعلق به گذشته بود، قرن‌ها پیش فراموش می‌شد.
آنچه عاشورا را زنده نگه داشته، خون شهیدان نیست؛ پیام آنان است.
بشر امروز شاید بیش از هر زمان دیگری به فناوری، هوش مصنوعی، اقتصاد و قدرت نظامی دست یافته باشد؛ اما هنوز به انسان‌هایی نیاز دارد که به او یادآوری کنند حقیقت را نمی‌ توان خرید، عدالت را نمی‌توان معامله کرد و کرامت انسان را نمی‌توان به قدرت فروخت.
عزاداری برای امام حسین(ع) در حقیقت گریه بر گذشته نیست؛ پیمان بستن با آینده است.
عاشورا از ما نمی ‌پرسد که شیعه هستیم یا سنی، مسلمان هستیم یا غیرمسلمان؛ بلکه از ما یک سؤال می‌پرسد: «اگر روزی میان حقیقت و منفعت قرار گرفتی، کدام را انتخاب خواهی کرد؟»
و شاید راز جاودانگی حسین(ع) همین باشد که پس از چهارده قرن، هنوز این پرسش در برابر وجدان انسان ایستاده است.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x