در روزهای اخیر، مقامات آمریکا از جمله ترامپ بارها تأکید کردهاند که قرار است تحریمهای گسترده و بیسابقهای علیه مردم ایران اعمال کنند. این موضعگیریها در حالی مطرح میشود که آمریکا طی ماههای گذشته، با وجود تجاوزهای مستقیم و غیرمستقیم، نتوانسته از مسیر نظامی به اهداف خود دست یابد و عملاً در میدان سخت با نوعی ناتوانی عملیاتی روبهرو شده است.در تحلیلهای استراتژیک، تغییر میدان نبرد همیشه فقط یک جابهجایی تاکتیکی نیست؛ اغلب نشانهای از تغییر موازنه قدرت و حتی آشکار شدن ضعفهای پنهان آمریکا است.
اینک که آمریکا پی برده قواعد بازی در عرصههای نظامی و جنگ سخت دیگر به نفع او نیست، ناگزیر است از «میدان عمل» به سمت «میدان اقتصاد» حرکت کند؛ حرکتی که معمولاً با ادبیات تهدیدآمیز و نمایشهای رسانهای همراه میشود تا ضعف درونی آن پنهان بماند. تشدید فشارهای اقتصادی علیه ایران، در پی تجاوزات اخیر به حریم حاکمیت این کشور، نه نشانه اقتدار، بلکه بازتابی از یک بنبست استراتژیک است؛ نوعی درماندگی برای دستیابی به اهداف سیاسی از مسیری که پیشتر با قدرت نظامی طی میشد.در واقع، آنچه امروز شاهد آن هستیم، نوعی گذار اجباری از «قدرت سخت» به سوی «خشونت اقتصادی» است. تجربه دهههای گذشته نشان داده که وقتی ابزارهای نظامی و حملات مستقیم دیگر قادر به تغییر اراده سیاسی یا فلج کردن توان دفاعی یک کشور نیستند، آمریکا به سراغ ابزارهای جایگزین میرود. اما این ابزار جایگزین، برخلاف ظاهر قدرتمندانهاش، معمولاً نشانه شکست ابزار اصلی است. فشار بر اقتصاد، در چنین شرایطی، به عنوان یک «جایگزینِ شکستخورده» مطرح میشود؛ تلاشی برای جبران ناکامی در میدان جنگ. این چرخه نشان میدهد که هرچه توانایی آمریکا در مهار ایران از مسیر نظامی کاهش مییابد، شدت تحریمها و جنگهای اقتصادی با هدف ایجاد نوعی «گرسنگی ساختاری» و «فلج مالی» افزایش مییابد؛ تلاشی برای به دست آوردن آنچه در میدان جنگ از دست رفته است.اما این روند تنها یک تغییر ابزار نیست؛ بلکه ما را با یک پارادوکس عمیق روبهرو میکند. تحریمها، برخلاف ظاهر قدرتمندانهشان، در واقع نشانهای از ضعف هستند.
اگر معیار موفقیت یک استراتژی را «تغییر رفتار طرف مقابل» بدانیم، تکرار دههها تحریم بدون رسیدن به هدف مشخص، چیزی جز اعتراف به شکست استراتژی آمریکا نیست. ابزار اقتصادی دیگر کارکرد «تغییردهنده» ندارد و صرفاً به ابزاری برای «تضعیف تدریجی» تقلیل یافته که نشان از ناتوانی در حل بحران دارد. این وضعیت، آمریکا را در موقعیتی قرار داده که از یک سو نمیتواند از مسیر نظامی به نتیجه برسد، و از سوی دیگر، ابزار اقتصادیاش نیز کارکرد گذشته را ندارد؛ بنابراین فشار اقتصادی بیشتر، نه از سر قدرت، بلکه از سر استیصال است.از سوی دیگر، وقتی آمریکا دیپلماسی را کنار میگذارد و تنها به تجاوز و تحریم اقتصادی متوسل میشود، در حقیقت اعلام میکند که ابزارهای نرم و گفتوگومحور خود را در برابر منطق قدرت ایران از دست داده است. این وضعیت، آمریکا را در میانهی دو راهیِ شکست در میدان جنگ و بنبست در میز مذاکره قرار میدهد؛ جایی که تنها راه باقیمانده برای او، تلاش برای تخریب اقتصادی است. اما این تخریب اقتصادی نیز، برخلاف تصور اولیه، نه تنها به تغییر رفتار ایران منجر نشده، بلکه در بسیاری موارد باعث تقویت انسجام داخلی و افزایش ظرفیتهای بومی شده است. همین امر، فشار اقتصادی را از یک ابزار مؤثر به یک ابزار فرسایشی و کماثر تبدیل کرده است.
در این میان، یک نکته مهم وجود دارد که نمیتوان آن را نادیده گرفت: تحریمها و جنگ اقتصادی، پیش از آنکه دولتمردان را تحت فشار قرار دهد، زندگی روزمره مردم ایران را هدف میگیرد.
افزایش هزینههای معیشت، محدودیتهای مالی، دشواری در تأمین دارو و تجهیزات، و اختلال در تجارت، همگی مستقیماً بر دوش مردم سنگینی میکند؛این واقعیت، بطلان ادعای آمریکا را آشکار میکند؛ ادعایی که سالهاست تکرار میشود:
«جنگ ما با مقامات ایران است، نه مردم ایران.»اما نتیجه عملی تحریمها نشان میدهد که این ادعا چیزی جز یک پوشش تبلیغاتی نیست. فشار اقتصادی، نه ساختار سیاسی ایران را تغییر داده و نه اراده ملی را تضعیف کرده؛ بلکه تنها زندگی مردم را سختتر کرده و چهره واقعی سیاست آمریکا را آشکار ساخته است. همین امر، آمریکا را در موقعیتی اخلاقی دشوار قرار میدهد؛ زیرا هرچه تحریمها گستردهتر میشود، تصویر آن کشور در افکار عمومی جهان، بیشتر به عنوان قدرتی که مردم عادی را هدف قرار میدهد، تثبیت میشود.
در کنار این واقعیت، ایران نیز ابزارهای فشار خود را دارد. تنگه هرمز،یکی از این ابزارهاست. هرگونه اختلال در این مسیر، بلافاصله اقتصاد آمریکا و همپیمانهایش را تحت تأثیر قرار میدهد. همین موضوع نشان میدهد که جنگ اقتصادی، یک مسیر یکطرفه نیست؛ ایران نیز توانایی ایجاد هزینههای جدی برای طرف مقابل را دارد و این امر تابآوری آمریکا را با چالش جدی مواجه خواهد ساخت



