میراث شوم ابن‌تیمیه

بررسی مستند پیوند میان کفرگویی‌های یک متکلم قرون ‌وسطایی و وحشی‌گری‌های داعش و دیگر گروه‌های تروریستی.
میراث شوم ابن‌تیمیه

چرا هفت‌صد سال پس از ابن تیمیه، هنوز خون مسلمانان توسط پیروان او ریخته می‌شود؟

بررسی مستند پیوند میان کفرگویی‌های یک متکلم قرون ‌وسطایی و وحشی‌گری‌های داعش و دیگر گروه‌های تروریستی.

بر اساس یافته‌های پژوهشگران و گزارش‌های مراکز معتبر مطالعاتی، ایدئولوژی‌ای که امروزه گروه‌های تروریستی مانند داعش، القاعده، طالبان، TTP، بوکوحرام و الشباب را به کشتار جمعی مسلمانان وامی‌دارد، ریشه در آموزه‌های ابن تیمیه (متوفای ۱۳۲۸ م) دارد. این قلم با تکیه بر اسناد تاریخی و گزارش‌های معاصر، نشان می‌دهد که چگونه فتاوای تکفیری ابن تیمیه، توسط محمد بن عبدالوهاب احیا شد و با سرمایه‌های نفتی عربستان سعودی به سراسر جهان صادر گردید. جنایات این جریان در افغانستان، از بمب‌گذاری در زایشگاه و دانشگاه تا کشتار نمازگزاران و عزاداران، تنها بخشی از میراث شوم این اندیشه‌ی افراطی است.

مردی که دنیای اسلام را تغییر داد – اما نه به سوی خیر

احمد بن تیمیه حرانی (۱۲۶۳-۱۳۲۸ میلادی) در شرایطی پرآشوب، همزمان با حملات مغول به جهان اسلام، پا به عرصه گذاشت. او که فقیهی حنبلی بود، با شعار بازگشت به «سلف صالح» به نقد گسترده‌ی باورهای رایج زمان خود پرداخت. اما آنچه او را از دیگر علما متمایز می‌کرد، جسارت بی‌سابقه‌اش در تکفیر مسلمانان و توجیه خشونت علیه حاکمان و جوامع اسلامی بود که به تعبیر خودش «شریعت را به‌درستی اجرا نمی‌کردند.»

با این حال، همان‌گونه که منابع تاریخی نشان می‌دهند، علمای بزرگ معاصر او – از جمله تقی‌الدین سبکی، ابن حجر هیثمی و حتی شاگردش ذهبی – بسیاری از آرای او را رد کردند و دیدگاه‌هایش را بدعت و تجسیم خواندند. اما شاگردانی چون ابن قیم جوزیه راه او را ادامه دادند و نسل‌ها بعد، محمد بن عبدالوهاب (۱۷۰۳-۱۷۹۲) اندیشه‌های ابن تیمیه را احیا کرد و با خاندان سعود پیمان بست.

این پیمان تاریخی که بر اساس آن، خاندان سعود قدرت سیاسی را به دست گرفت و عبدالوهاب مشروعیت دینی آن را تضمین کرد، نقطه‌عطفی در تاریخ جهان اسلام بود. از آن زمان تاکنون، این ایدئولوژی که به وهابیت شهرت یافت، با کمک میلیاردها دالر درآمد نفتی به سراسر جهان صادر شده است.

کفریات ابن تیمیه – آنچه علمای هم‌عصر او درباره‌اش گفتند

مخالفت‌های گسترده‌ای که علمای اهل سنت با ابن تیمیه داشته‌اند، عبارت‌اند از:

• تقی‌الدین سبکی (هم‌عصر ابن تیمیه) او را متهم کرد که «در عقاید اسلامی بدعت گذاشت و ارکان اسلام را درهم شکست» و حتی گفت که او «از ۷۳ فرقه نیز بیرون رفت.»

• ابن حجر هیثمی گفت: «خدا او را خوار و گمراه و کور و کر کرده است… او فردی بدعت‌گذار، گمراه و گمراه‌گر است.»

• ذهبی – که خود زمانی شاگرد او بود – در نامه‌ای به ابن تیمیه نوشت: «ای بیچاره! آنان که از تو متابعت می‌کنند، در پرتگاه زندقه و کفر و نابودی قرار دارند… به خدا قسم گمان نمی‌کنم تو به یاد مرگ باشی.»

اما فاجعه آنجا رخ داد که محمد بن عبدالوهاب، هفت قرن بعد، بار دیگر این اندیشه‌های حاشیه‌ای را به متن آورد. او از ابن تیمیه به عنوان مرجع اصلی خود نام برد و فتاوای تکفیری او را – از جمله فتوای معروف «ماردین» – احیا کرد.

فتوای ماردین: تحریف یک متن و تولد یک فاجعه

یکی از مهم‌ترین فتاوای ابن تیمیه که امروزه توسط گروه‌های تروریستی استفاده می‌شود، فتوای ماردین است. در این فتوا، ابن تیمیه شهری را که مغول‌ها – که ظاهراً مسلمان شده بودند اما به شریعت عمل نمی‌کردند – بر آن حکومت می‌کردند، نه «دارالاسلام» و نه «دارالکفر» دانست، بلکه دسته‌ی سومی تعریف کرد. اما تحریف در ترجمه رخ داد: نسخه‌های چاپی این فتوا به جای عبارت «با کافران باید برخورد کرد»، از واژه‌ی «جنگید» استفاده کردند.

این تحریف، که حدود ۱۰۰ سال پیش رخ داد، مبنای فتوای قتل حاکمان مسلمان و غیرمسلمانان قرار گرفت. در سال ۱۹۸۱، عبدالسلام فرج – رهبر گروه جهاد اسلامی مصر – از همین فتوا برای توجیه ترور انور سادات استفاده کرد.

از ابن تیمیه تا داعش: چگونه یک ایدئولوژی میلیون‌ها کشته آفرید؟

تحلیلگران دینی، امنیتی و پژوهشگران ارشد، وهابیت را ریشه‌ی مشترک تمام گروه‌های تروریستی مدرن می‌دانند. یک پژوهشگر عراقی که خود زمانی مشاور امنیت ملی بود، می‌گوید: «دشمن مشترک حملات ۱۱ سپتامبر، ۷ ژوئیه‌ی لندن، القاعده، بوکوحرام، الشباب، النصره و داعش چیست؟ پاسخ یک چیز است: وهابیت!»

در ادامه به برخی از گروه‌هایی که مستقیماً از این ایدئولوژی تغذیه می‌کنند، اشاره می‌کنیم:

۱. القاعده و اسامه بن لادن (پیمان‌های سعودی)

اسامه بن لادن، که خود تبعه‌ی عربستان بود، مستقیماً از اندیشه‌های ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب الهام می‌گرفت. حملات ۱۱ سپتامبر که نزدیک به ۳۰۰۰ غیرنظامی را کشت، توسط گروهی انجام شد که اکثراً تحت تأثیر آموزه‌های وهابی در مدارس دینی پاکستان و افغانستان تربیت شده بودند.

۲. داعش – تروریسم سازمان‌یافته به نام ابن تیمیه

داعش در مجله‌ی خود، «دابق»، بارها از ابن تیمیه نقل قول کرده است. یکی از مشهورترین شعارهای آنان این است: «اساس دین، کتابی هدایت‌گر و شمشیری یاری‌دهنده است» که مستقیماً از ابن تیمیه گرفته شده است. داعش همچنین به فتوای ماردین استناد می‌کند تا کشتار مسلمانانی را که با آنان بیعت نمی‌کنند، توجیه نماید.

۳. بوکوحرام (نیجریه) – قتل‌عام دانش‌آموزان

بوکوحرام که نامش به معنای «آموزش غربی حرام است» می‌باشد، هزاران دانش‌آموز و دانشجو را در نیجریه به قتل رسانده و دختران خردسال را ربوده است. این گروه مستقیماً با وهابیت عربستان مرتبط است و از همان منابع مالی و ایدئولوژیک تغذیه می‌کند.

۴. الشباب (سومالی)

این گروه که شرق آفریقا را به ناامنی کشیده است، نیز در چارچوب وهابیت و سلفی‌گری تکفیری تعریف می‌شود.

افغانستان؛ قربانی این اندیشه‌ی شوم: هیچ کشوری به اندازه‌ی افغانستان از گسترش وهابیت آسیب ندیده است. در اینجا گزارشی از جنایاتی که توسط پیروان ابن تیمیه در افغانستان مرتکب شده است – بر اساس اخبار موثق – ارائه می‌شود:

گروه‌های تروریستی؛ فرزندخوانده‌های وهابیت

گروه‌های تروریستی فعال در افغانستان، همه در مدارس دینی پاکستان (مدارس وهابی) متولد شدند که با سرمایه‌ی عربستان سعودی تأسیس شده بودند. بر اساس گزارش‌های کانگرس امریکا، عربستان سالانه ۴ میلیارد دالر صرف ساختن مساجد، مدارس و اعزام مبلغان وهابی به سراسر جهان – به‌ویژه در مرز پاکستان و افغانستان – می‌کرد. همین مدارس بودند که گروه‌های تروریستی در منطقه را پرورش دادند.

جنایت‌های ثبت‌شده در تاریخ اخیر افغانستان:

۱. زایشگاه دشت ‌برچی کابل (ثور/اردیبهشت ۱۳۹۹)

افراد مسلح به بیمارستانی در منطقه‌ی عمدتاً شیعه‌نشین دشت ‌برچی حمله کردند و مادران باردار، نوزادان و پرستاران را به رگبار بستند. بسیاری از مادران و نوزادان به طرز فجیعی به قتل رسیدند. مرتکبان این جنایت – که به عنوان یکی از فجیع‌ترین جنایات جنگی در تاریخ افغانستان ثبت شده – از گروه‌های وهابی تکفیری بودند که شیعیان را کافر می‌دانند.

۲. حمله به دانشگاه کابل (آبان ۱۳۹۹)

سه تن از تروریست‌ها وارد دانشگاه کابل شدند و در حالی که دانشجویان در حال برگزاری امتحانات بودند، بر غیرنظامیان آتش گشودند. دست‌کم ۲۲ دانشجو کشته و بیش از ۵۰ نفر زخمی شدند.

۳. کلوپ ورزشی (اسد ۱۳۹۷)

یک بمب‌گذار انتحاری خود را در یک باشگاه ورزشی در کابل منفجر کرد و ده‌ها جوان ورزشکار را به شهادت رساند.

۴. تالار عروسی (مهر ۱۳۹۸)

انفجار در یک تالار عروسی در کابل – که پر از زنان و کودکان بود – ده‌ها کشته برجا گذاشت.

۵. مساجد و حسینیه‌ها

بارها مساجد اهل سنت و حسینیه‌های شیعیان هدف حملات انتحاری قرار گرفته‌اند. از مسجد جامع هرات تا حسینیه‌ی قندهار و کابل، هیچ جای امنی در برابر این جنایتکاران وجود نداشته است.

این‌ها تنها نمونه‌هایی از جنایاتی است که گروه‌های تروریستی چون داعش خراسان و گروه‌های وابسته در افغانستان مرتکب شده‌اند. تمام این گروه‌ها خود را پیرو همان اندیشه‌ای می‌دانند که از ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب نشأت گرفته است.

آفریقا و خاورمیانه: زجر و عذابی بی‌پایان

گسترش وهابیت تنها به افغانستان محدود نشده است. از نیجریه و سومالی در آفریقا تا عراق و سوریه در خاورمیانه، این ایدئولوژی میلیون‌ها انسان را آواره و صدها هزار نفر را به قتل رسانده است:

• بوکوحرام در نیجریه: بیش از ۳۵۰۰۰ نفر کشته و میلیون‌ها تن آواره.

• داعش در عراق و سوریه: نسل‌کشی ایزدیان، به بردگی گرفتن زنان و قتل‌عام شیعیان و مسیحیان.

• جبهه النصره در سوریه: جنگ علیه مردم سوریه و همکاری با القاعده.

آیا می‌توان ادعا کرد که میان آموزه‌های ابن تیمیه درباره‌ی «تکفیر مسلمانان» و «جهاد تهاجمی» و این جنایات، هیچ ارتباطی وجود ندارد؟

نقش شوم عربستان سعودی و صهیونیست‌ها – افشای یک حقیقت تلخ

در اینجا باید به یک واقعیت هشداردهنده اشاره کرد: وهابیت – که مستقیماً از ابن تیمیه الهام گرفته – تنها ایدئولوژی رسمی عربستان سعودی است. همین کشور است که با درآمد نفتی خود، هزاران مسجد و مدرسه در سراسر جهان ساخته و میلیاردها دالر صرف ترویج این اندیشه‌ی افراطی کرده است.

اما سؤال این است: چه کسی از این وضعیت سود می‌برد؟

بی‌تردید، رژیم کودک‌کش صهیونیستی بزرگ‌ترین بهره‌بردار این هرج‌ومرج است. هر انفجاری در افغانستان، هر جنایتی در عراق، هر خون‌ریزی در سوریه و مساجد شیعیان در پاکستان، و چون وهابی‌های خارج از دین و اخلاق این جنایات را به نام اسلام مرتکب می‌شوند، تصویر اسلام را در جهان خشن و وحشی جلوه می‌دهد. این دقیقاً همان چیزی است که صهیونیست‌ها برای توجیه اشغال فلسطین و ادامه‌ی سیاست‌های نژادپرستانه‌ی خود به آن نیاز دارند. آنان می‌خواهند جهان بگوید: «اسلام دین ترور است»؛ و گروه‌های وهابی با جنایات خود، بهترین خدمت را به این پروژه کرده‌اند و می‌کنند.

آیا تصادفی است که عربستان سعودی – که حامی اصلی وهابیت است – همواره در کنار منافع امریکا و اسرائیل حرکت کرده است؟ آیا تصادفی است که در حالی که مسلمانان فلسطینی در غزه زیر بمباران هستند، وهابی‌های منطقه به فکر کشتار شیعیان در یمن و عراق‌اند؟ این انحراف عظیم از آرمان فلسطین، یکی از بزرگ‌ترین خیانت‌های تاریخی است.

پیروان ابن تیمیه از آغاز پیدایش تا امروز، نه تنها لکه‌ی ننگی بر جبین بشریت هستند، بلکه سربازان بی‌مزد استعمار و صهیونیسم نیز بوده‌اند و هستند.

هشدار به نوجوانان و جوانان اهل سنت – و والدین گرامی

جوانان عزیز! پدران و مادران دلسوز باید بدانند که گروه‌های وهابی و تکفیری با شعارهای فریبنده‌ای مانند «دفاع از اسلام»، «اقامه‌ی خلافت» و «جهاد در راه خدا» شما را به سوی خود می‌کشانند. اما واقعیت تلخ این است:

• آنان دین شما را به ایدئولوژی مرگ تبدیل کرده‌اند.

• آنان به نام اسلام، مسلمانان را می‌کشند – نه کافران را.

• آنان بیشترین قربانیان را در میان اهل سنت گرفته‌اند، نه فقط شیعیان.

• آنان زنان و کودکان را – که در هیچ مکتبی از اسلام جایز نیست – هدف قرار می‌دهند.

• آنان با جنایات خود، بدنام‌ترین چهره‌ی تاریخ اسلام را به جهان عرضه کرده‌اند.

به عنوان یک پدر یا مادر، مراقب فرزندانتان باشید. اگر فرزندتان ناگهان تغییر کرد، از خانواده فاصله گرفت، از اخلاق انسانی بیزار شد و بقیه‌ی مسلمانان را تکفیر کرد، مدام از «تکفیر» و «جهاد» سخن گفت و به دنبال رفتن به مدارس دینی خاصی بود – هشدار! این‌ها نشانه‌های اولیه‌ی نفوذ این جریان‌های افراطی است.

با فرزندانتان گفتگو کنید و به آنان بیاموزید که اسلام واقعی، دین رحمت است نه خشونت.

به آنان بگویید که کشتن یک انسان بی‌گناه، برابر با کشتن تمام بشریت است (مائده، ۳۲). به آنان بگویید که پیامبر اکرم (ص) حتی در میدان جنگ، از کشتن زنان، کودکان و راهبان مسیحی نهی می‌کرد.

اگر این گروه‌ها واقعاً پیرو اسلام بودند، چرا کارشان فقط قتل و غارت است؟ اگر آنان راه درست را می‌روند، چرا بیشترین قربانیان‌شان مسلمانان عادی هستند؟

اما نکته‌ی بسیار مهمی که باید به آن اذعان کرد این است که همان‌طور که نمی‌توان تمام جنایات داعش را به گردن یک متکلم قرن هفتمی انداخت، نمی‌توان انکار کرد که اندیشه‌های ابن تیمیه – به‌ویژه در زمینه‌ی تکفیر و جهاد تهاجمی – نقش کلیدی در شکل‌گیری ایدئولوژی تروریستی مدرن ایفا کرده است. این گزاره نه از روی تعصب، بلکه بر اساس پژوهش‌های دانشگاهی معتبر است.

اما فاجعه‌ی واقعی زمانی رخ داد که محمد بن عبدالوهاب اندیشه‌های ابن تیمیه را احیا کرد و با خاندان سعود پیمان بست؛ پیمانی که بر اساس آن، وهابیت به ایدئولوژی رسمی عربستان تبدیل شد و با میلیاردها دالر درآمد نفتی به سراسر جهان صادر گردید. نتیجه: مدارس دینی در پاکستان و افغانستان که گروه‌های تروریستی را پرورش دادند؛ مساجدی در اروپا و امریکا که نفرت را ترویج می‌کنند؛ و گروه‌های تروریستی از نیجریه تا اندونیزیا که به نام اسلام، مسلمانان را سلاخی می‌کنند.

آفریقا و خاورمیانه امروز از وجود وهابی‌ها زجر می‌کشند. افغانستان – که روزگاری مهد تمدن و فرهنگ بود – امروز به ویرانه‌ای تبدیل شده که گروه‌های تکفیری بر آن حکومت می‌کنند. زنان از تحصیل محروم‌اند، اقلیت‌ها در ترس زندگی می‌کنند و هر روز خبر یک حمله‌ی انتحاری تازه، دل مسلمانان را به درد می‌آورد.

اگر روزی قیامت برپا شود و از ما بپرسند: «برای نجات دین محمد (ص) از دست این جنایتکاران چه کردی؟» پاسخ ما چه خواهد بود؟

امروز، بیش از هر زمان دیگر، جهان اسلام به بازسازی عقلانیت دینی، نقد درون‌مذهبی و احیای اسلام راستین – که دین رحمت است نه خشونت – نیاز دارد. و نخستین گام، افشای ریشه‌های فکری این خشونت است. ابن تیمیه هر که بود، اندیشه‌های افراطی او – به‌ویژه در مورد تکفیر و جهاد – باید با صراحت کامل نقد و طرد شود؛ نه از روی تعصب، بلکه برای نجات اسلام از دست کسانی که آن را به ایدئولوژی مرگ تبدیل کرده‌اند.

و اما سؤال پایانی از مدعیان «جهاد حقیقی»:

اگر چنان‌که می‌گویید، شما یگانه مسلمانان راستین و پیروان واقعی سلف صالح هستید، چرا شمشیرهایتان تنها بر گرده‌ی مسلمانان بی‌سلاح فرود می‌آید و خون فرزندان امت را در زایشگاه‌ها، دانشگاه‌ها و تالارهای عروسی می‌ریزید، اما در برابر کودک‌کش صهیونیسم که روزانه ده‌ها زن و کودک فلسطینی را قتل‌عام می‌کند، حتی یک «الله اکبر» هم نمی‌گویید؟ چرا فتوای جهاد علیه امریکای زورگو که ده‌ها کشور اسلامی را اشغال و غارت کرده است صادر نمی‌کنید، اما کشتن یک شیعه یا یک سنی مخالف را «قربت الی الله» می‌دانید؟ آیا این همه شعار «اسلام‌خواهی» و «خلافت» فقط بهانه‌ای نیست برای ادامه‌ی همان جنایت‌های دیرینه‌ی استعمار و صهیونیسم با دستان خون‌آلود شما؟

به عنوان یک عالم دین، خداوند را شاهد می‌گیرم که از ته دل برای تمام کسانی که فریب این ایدئولوژی شوم را خورده‌اند، آرزوی هدایت دارم. امیدوارم چشمان‌شان باز شود و ببینند که چه جنایاتی را به نام دین مرتکب می‌شوند.

اما برای آنان که بر کفر و گمراهی خود اصرار می‌ورزند و به کشتار مسلمانان ادامه می‌دهند:

خداوندا! این جنایتکارانی را که به نام تو و به نام دین مقدس اسلام، خون بندگان بی‌گناهت را می‌ریزند، خوار و ذلیل گردان. همان‌گونه که طاغوتیان پیشین را نابود کردی، این تکفیری‌ها را نیز به بدترین شکل نابود کن. امنیت و آرامش را به افغانستان، عراق، سوریه، یمن، آفریقا و تمام سرزمین‌های اسلامی بازگردان.

آمین رب العالمین.

والسلام علی من اتبع الهدی

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x