از کابل تا بغداد: دومین اخراج و شتاب افول امریکا

بیانیه اخیر سپاه پاسداران درباره خروج نیروهای آمریکایی از عراق، این رویداد را «طلیعه اخراج آمریکا از سراسر غرب آسیا» خوانده است؛ روایتی که با اشاره به خروج آمریکا از بگرام و تحولات منطقه، از تغییر معادلات حضور نظامی واشنگتن در غرب آسیا سخن می‌گوید.
از کابل تا بغداد: دومین اخراج و شتاب افول امریکا

بیانیه اخیر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، اخراج نیروهای امریکایی از عراق را نه یک رویداد منفرد، بلکه «طلیعه اخراج آنان از سراسر غرب آسیا» می‌خواند.
مطلب پیش رو نشان می ‌دهد که پیش از عراق، امریکا از پایگاه بگرام در کابل نیز با تحقیر خارج شده بود؛ خروجی شبانه، بدون اطلاع متحدان، در حالی که چراغ‌ها را خاموش کرده و کلیدها را جا گذاشته بود. بگرام نخستین پایگاه و عراق دومین پایگاهی است که امریکا از منطقه اخراج می‌شود. این دو رویداد، یک خط مشخص را ترسیم می‌کنند: افول هژمونی امریکا و بیداری ملت‌هایی که دیگر نمی‌خواهند امنیت خود را به بیگانه بسپارند. بیانیه سپاه، این خط را با ادبیاتی پرقدرت، مقتدر و سرشار از غرور پیروزمندانه ترسیم کرده و پایگاه‌های امریکایی از عین‌الاسد تا اربیل و التنف را به گورستان اقتدار پوشالی واشنگتن تبدیل کرده است.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در بیانیه‌ای تاریخی، با گرامیداشت یاد شهدای مقاومت اسلامی عراق، به‌ ویژه سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس، اخراج اشغالگران امریکایی از عراق را به ملت غیرتمند این کشور، جبهه یکپارچه مقاومت اسلامی و مجاهدان انقلابی جهان اسلام تبریک گفت. این بیانیه، سندی است که در آن سه دهه رویارویی با متجاوزان امریکایی به نقطه عطف خود رسیده است. اما آنچه این بیانیه را از یک اطلاعیه سیاسی صرف متمایز می ‌کند، لحن آن است: لحنی قدرتمند، مقتدر، کوبنده و سرشار از غرور پیروزمندانه که گویی فاتحان میدان، کارنامه نهایی شکست دشمن را امضا می‌کنند.
بیانیه سپاه در بخش‌های کلیدی خود، معادله قدرت در غرب آسیا را بازتعریف می‌کند:
«اخراج امریکا از عراق، نتیجه پایمردی ملت غیرتمند این کشور بود.» این جمله، مالکیت پیروزی را از واشنگتن سلب و به ملت عراق بازمی‌گرداند. امریکا نه با مذاکره، نه با منت، بلکه با اراده ملتی که ایستاد، با خون مجاهدانی که جان دادند و با مقاومتی که هرگز شکسته نشد، اخراج شد.
«غلبه اراده مقاومت ضدسلطه عراق سربلند بر اشغالگری امریکایی، برگ زرینی در تاریخ آزادی‌خواهی ملت‌های منطقه است.» سپاه در این عبارت، عراق را به الگویی برای تمام ملت‌های منطقه تبدیل می‌کند؛ الگویی که می‌گوید اراده ملی، برترین سلاح در برابر زیاده ‌خواهی سلطه ‌گران است.
«امریکا باید از منطقه برود و مدیریت امنیت را به خود ملت‌ها بسپارد.» این جمله، هسته مرکزی دکترین امنیتی جدید منطقه است: پایان قیم ‌مابانه، بازگشت امنیت به دست ملت‌ها.
«اخراج امریکا از عراق، طلیعه اخراج آنان از سراسر غرب آسیا و جغرافیای امت اسلامی است.» این عبارت، نقطه اوج بیانیه است. سپاه با استفاده از واژه «طلیعه»، عراق را نه پایان، بلکه آغاز می‌داند؛ آغازی که مسیر آن به بیت‌المقدس ختم می‌شود: «تا آزادی کامل قدس شریف از پای نخواهد نشست.»
«امریکا هیچ‌گاه تکیه‌گاه قابل اعتمادی نبوده و نیست.» این جمله، خطاب به دولت‌های عربی حوزه خلیج فارس است که امنیت ملی خود را به واشنگتن واگذار کرده و خاک خود را به پنتاگون اجاره داده‌اند.
بیانیه سپاه در فضایی صادر شده که پیش از آن، جمهوری اسلامی ایران با اقتدار نظامی خود، پایگاه‌های امریکایی در منطقه را به میدان نمایش ضعف واشنگتن تبدیل کرده بود:
• عین‌الاسد (ژانویه ۲۰۲۰): ایران با شلیک ده‌ها موشک بالستیک، بزرگ‌ترین پایگاه هوایی امریکا در عراق را هدف قرار داد. این نخستین بار پس از جنگ جهانی دوم بود که یک ارتش ملی، پایگاه آمریکا را مستقیماً با موشک بالستیک هدف می‌گیرد. پنتاگون ابتدا مدعی شد تلفاتی نداشته، سپس ناچار شد به آسیب صدها سرباز اعتراف کند. این تناقض‌گویی، خود نشانه شکست در روایت‌سازی بود.
• اربیل (۲۰۲۶): سپاه با حمله موشکی و پهپادی، مرکز نگهداری و پشتیبانی تجهیزات آمریکا در اربیل را نابود کرد. در بیانیه سپاه آمده بود که «زمان پایان نظام سلطه آمریکا فرا رسیده است.»
• التنف (ژوئیه ۲۰۲۶): پایگاه التنف در مرز سوریه، عراق و اردن که مرکز عملیات نیروهای ویژه امریکایی بود با حمله غافلگیرکننده سپاه، رادارها و بالگردهای ویژه امریکایی را از کار انداخت. رسانه‌های لبنانی نوشتند این حمله پیامی به امان بود: اگر میدان جنگ گسترش یابد، تمام پایگاه‌های امریکا در منطقه به میدان نبرد تبدیل خواهند شد.
این پایگاه‌ها، یک به یک ثابت کردند که برتری نظامی امریکا در منطقه، نه یک واقعیت پایدار، بلکه یک توهم فروپاشیدنی بود. ایران با اقتدار نظامی خود، این توهم را در هم کوبید و به امریکا و اسرائیل که هر دو متجاوز و اشغالگرند نشان داد که دست برتر در میدان، از آنِ کسانی است که بر اراده ملت‌ها تکیه دارند، نه بر پایگاه‌های اجاره‌ای.
بیانیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را باید یک سند تاریخی دانست؛ سندی که در آن، لحن قدرت و اقتدار در هر جمله موج می‌زند. این بیانیه:
• قدرتمند است، زیرا از موضع پیروزی سخن می‌گوید، نه از موضع دفاع. «امریکا رفت؛ نه با مذاکره، نه با منت؛ بلکه با همت ملتی که ایستاد.»
• مقتدر است، زیرا مدیریت امنیت منطقه را حق ملت‌ها می‌داند و امریکا را «رژیم تروریست و جنگ‌افروز» می‌نامد که «حاکمان بی‌خرد کاخ سفید» آن را اداره می‌کنند.
• کوبنده است، زیرا با استناد به آمار شکست امریکا پنج هزار کشته و چهار هزار میلیارد دالر هزینه، این شکست را «رسوایی ‌بار» می‌خواند و می‌گوید: «تجربه دو دهه اشغالگری نشان داد حضور امریکا نه‌تنها امنیتی به ارمغان نیاورد، بلکه خود منشأ ناامنی، تروریسم و بی‌ثباتی بود.»
• سرشار از غرور پیروزمندانه است، زیرا عراق را «سربلند و آزاد» می‌خواند که «بر ویرانه‌های اشغال بیست‌ساله ایستاده و طلوع استقلال را نظاره‌گر است.»
این بیانیه، نه یک بیانیه سیاسی معمولی، بلکه اعلامیه فتح است. سپاه در آن، هم نقشه راه را ترسیم می‌کند و هم دشمن را به چالش می‌کشد و هم متحدان مردد را به انتخاب فرا می‌خواند.
تاریخ، همان‌گونه که اقتدار و پیرمردی و برتری‌های نظامی ایران و «تودهنی زدن» ایران بر دهان اسرائیل و امریکا را با خط درشت خواهد نوشت، اشتباهات دولت‌های عربی حوزه خلیج فارس را نیز با خط درشت ثبت خواهد کرد. آن‌ها که امنیت ملی خود را به واشنگتن واگذار کردند و خاک خود را به پنتاگون اجاره دادند، اکنون باید از خود بپرسند: وقتی دومینوی سوم سقوط کند، شما کدام سمت ایستاده‌اید؟
بیانیه سپاه با جمله «امریکا هیچ ‌گاه تکیه‌گاه قابل اعتمادی نبوده و نیست» این پرسش را بی‌پاسخ نمی‌گذارد: تکیه‌گاه غیرقابل اعتماد، سقوط را تضمین می‌کند. دولت‌هایی که بر چنین تکی‌گاهی بنا شده‌اند، در تاریخ با خط درشت به‌عنوان «همراهان شکست» ثبت خواهند شد، نه «شریکان پیروزی».
بیانیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، یک نقطه عطف تاریخی است. این بیانیه، از یک سو کارنامه شکست امریکا در غرب آسیا را امضا می‌ کند و از سوی دیگر، نقشه راه آزادی ملت‌های منطقه را ترسیم می‌کند. اما درسی که این بیانیه برای همه، دوست و دشمن دارد، این است که امپراتوری‌ها با زور نمی ‌مانند؛ با رضایت می ‌مانند. و رضایت ملت‌ها، با اشغال، با تحقیر، با چپاول و با بی‌اعتنایی به اراده ملی به دست نمی‌آید.
بگرام در کابل سقوط کرد، عراق آزاد شد و بغداد به «طلوع استقلال» رسید. اما پرسش اصلی این است که آیا دولت‌های عربی حوزه خلیج فارس، پیش از آنکه دومینوی سوم سقوط کند، از خواب بیدار خواهند شد؟ یا آن‌که تاریخ، نام آن‌ها را نیز در کنار «حاکمان بی‌خرد کاخ سفید» ثبت خواهد کرد؟
سپاه در پایان بیانیه خود، با استناد به آیه قرآنی «وَ لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلًا» و خداوند هرگز برای کافران بر مؤمنان راهی قرار نداده است، این حقیقت را یادآور می‌شود که پیروزی نهایی، از آنِ ملت‌هایی است که بر اراده خود تکیه می‌کنند، نه بر بیگانگان.
تاریخ در حال نوشته شدن است. سؤال این است: شما کدام سمت ایستاده‌اید؟

نویسنده؛دکتر حسینی

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x