حضور افغانستانیها در کنار مردم ایران در روزهای تجاوز آمریکا و اسرائیل، جلوهای از پیوند دو ملت در برابر جنگ و سلطهطلبی است؛ همراهیای که از موضعگیریهای سیاسی و محکومیت تجاوز تا شرکت در تجمعات و گردهماییهای شبانه امتداد مییابد و نشان میدهد همدلی، در مرزهای جغرافیایی متوقف نمیشود.
تجاوز به خاک یک کشور، امنیت و آینده مردمی را تهدید میکند که حق دارند در آرامش زندگی کنند. توسل به قدرت نظامی برای تحمیل خواستههای سیاسی، بیانگر همان نگاه استکباری است که اراده ملتها را نادیده میگیرد. دولتهای آمریکا و اسرائیل باید در برابر تصمیمها و پیامدهای انسانی اقدامات خود پاسخگو باشند؛ زیرا هیچ ادعایی درباره امنیت، مجوز بیاعتنایی به جان غیرنظامیان و حاکمیت کشورها نیست.
در چنین شرایطی، همراهی افغانستانیها با مردم ایران از چند جهت اهمیت دارد. در عرصه سیاسی، محکومیت تجاوز و حمایت از استقلال ایران، بیانگر مخالفت با این تصور است که قدرتهای نظامی میتوانند برای دیگر ملتها تعیین تکلیف کنند. موضعگیری چهرهها و جریانهای افغانستانی در این زمینه، به دفاع از اصلی مربوط میشود که برای افغانستان نیز اهمیت بنیادی دارد: حق مردم هر کشور برای تعیین سرنوشت خویش، بدون تهدید و مداخله خارجی.
این همبستگی در حضور مردم در تجمعات، چهرهای ملموستر پیدا میکند. افغانستانیهایی که در کنار مردم ایران در گردهماییها شرکت میکنند، همدردی خود را از سطح کلمات به همراهی عملی میرسانند. ارزش چنین حضوری در پیامی است که به خانوادههای نگران و آسیبدیده منتقل میکند؛ اینکه درد آنان دیده میشود و در تحمل روزهای دشوار تنها نیستند.
حضور در اجتماعات شبانه نیز معنای ویژهای دارد. در روزهایی که نگرانی از جنگ بر زندگی مردم سایه میاندازد، کنار هم ایستادن میتواند احساس تنهایی و بیپناهی را کاهش دهد. همراهی افغانستانیها با دوستان و همسایههای ایرانیشان در این تجمعات، جلوهای از پیوندهای اجتماعی است که طی سالها همسایگی، مهاجرت و زندگی مشترک شکل گرفته است.
برای مردم افغانستان، رنج جنگ مفهومی دور و ناشناخته نیست. نسلهای مختلف این سرزمین، آوارگی، جدایی از عزیزان و از دستدادن امنیت را تجربه کردهاند. نگرانی یک مادر ایرانی برای فرزندش یا ترس یک خانواده از ویرانی خانهاش، برای بسیاری از افغانستانیها یادآور تجربههای تلخ خودشان است. همین شناخت از رنج، به همدلی آنان عمق میبخشد.
زبان، فرهنگ، باورهای مشترک و روابط خانوادگی و اجتماعی نیز پشتوانه این همراهیاند. مناسبات دو ملت، فراتر از روابط رسمی دولتها، در زندگی روزمره مردم جریان دارد. حضور افغانستانیها در کنار ایرانیان در روزهای بحران، اهمیت همین روابط انسانی را آشکار میسازد؛ روابطی که حفظ و تقویت آنها به احترام متقابل و پاسداشت کرامت مردم هر دو کشور نیاز دارد.
این سرمایه اجتماعی باید در برابر نفرتپراکنی و تلاش برای ایجاد فاصله میان دو ملت حفظ شود. همدلی زمانی پایدار میماند که رنج و نگرانی هر دو طرف شنیده شود و احترام به انسانها، فارغ از تابعیتشان، در رفتار روزمره نیز بازتاب یابد.
از موضعگیریهای سیاسی تا تجمعات و حضور شبانه، پیام همراهی افغانستانیها با مردم ایران روشن است: مخالفت با تجاوز، دفاع از استقلال و ایستادن در کنار مردمی که امنیت و آرامششان تهدید شده است. این همبستگی یادآور آن است که در برابر منطق زور، ملتها میتوانند با حفظ پیوندهای انسانی، صدای یکدیگر باشند و حق زندگی در صلح و عزت را مطالبه کنند.




