اظهارات «آلون میزراحی»، تحلیلگر مستقل حوزه ژئوپلیتیک، ابعاد تازهای از جنگ شناختیِ جاری میان ایران و جبهه غربی-عبری را آشکار کرده است. دیدگاه او بر یک فرضیه کلیدی استوار است: آنچه ما امروز در فضای رسانهای و بینالمللی مشاهده میکنیم، بیش از آنکه گزارش دقیق واقعیتهای میدانی باشد، تلاشی مذبوحانه برای سرپوش گذاشتن بر یک شکست استراتژیک است.
در علم سیاست و روابط بینالملل، توسلِ یک بازیگر یا ائتلاف به «افسانهسازی» و انتشار دروغهای مکرر، معمولاً نشانهای از «بنبست راهبردی» تلقی میشود. در واقع، ابزار دروغ در اینجا نه یک انتخاب تاکتیکی، بلکه آخرین سنگرِ طرفی است که در عرصههای میدانی، دیپلماتیک و نفوذ منطقهای، ابتکار عمل را از دست داده است.
از منظر میزراحی، پیروزی ایران تنها محدود به میدان نبرد سخت نیست، بلکه در «جنگ ارادهها» نیز متبلور شده است. در حالی که غرب تلاش میکند با ابزارهای تبلیغاتی، تصویری متزلزل از ایران ارائه دهد، واقعیتهای میدانی حکایت از تثبیت قدرت منطقهای جمهوری اسلامی دارد. این شکاف میان «تصویرِ ساختهشده در رسانهها» و «واقعیت روی زمین»، همان نقطهای است که طرف مقابل را دچار فلج تصمیمگیری کرده است؛ آنها میبینند که محاسباتشان علیه ایران نه تنها به نتیجه نمیرسد، بلکه بازدارندگیِ تهران را در سطوح جدیدی تثبیت کرده است.
بنابراین، از این منظر، تکرار ادعاهای بیاساس نه یک نمایش قدرت، بلکه بلندترین صدای شکستِ یک راهبرد است. وقتی حریف هیچ ابزار کارآمدی برای تغییر موازنه قدرت ندارد، تنها واکنشش «انکار واقعیت» و «ساختنِ حقیقتی موازی» است؛ غافل از اینکه گذر زمان و تحولاتِ میدانی، این حبابهای رسانهای را پیش از پیش شکننده میکند.
به صورتکلی، ایران با عبور از این فضای غبارآلود، در حال تثبیت جایگاهی است که حتی تحلیلگران مستقلِ غربی نیز ناگزیر به اعتراف به آن هستند: دگرگونی موازنه قوا در منطقه و افولِ هیمنه استراتژیک جبههای که تصور میکرد میتواند با فشارِ حداکثری، محاسبات تهران را تغییر دهد.




