سخنگوی طالبان اعلام کرده است که این گروه «برای جلب پذیرش جهانی، از حاکمیت شریعت اسلامی صرف نظر نخواهد کرد.» اما تصویر واقعی «شریعت» در پنج سال گذشته چه بوده است؟ ممنوعیت آموزش دختران، مصادرهٔ سیستماتیک اموال اقلیتها، حملهٔ مسلحانه به حوزهٔ علمیه و بستن مسجد شیعیان.
ذبیح الله مجاهد، سخنگوی حکومت طالبان، بار دیگر تأکید کرده است که این گروه «در مقابل پذیرش جهان برای برقراری روابط رسمی با افغانستان، از حاکمیت شریعت اسلامی صرف نظر نخواهد کرد.» این جمله در ظاهر، اعلام پایبندی به یک اصل دینی است. اما پرسش بنیادین این است: آنچه طالبان «شریعت» مینامد، آیا واقعاً شریعت است؟
پاسخ را باید در عمل این گروه جست وجو کرد، نه در ادعاهایش. از بستن مسجد خاتمالنبیین(ص) در کابل تا مصادرهٔ زمینهای مردم شیعه در مناطق مختلف کشور، از ممنوعیت تحصیل دختران تا حملهٔ شبانه به حوزهٔ علمیه — اینها همه در چارچوب «شریعت» طالبان رخ می دهند. اما آیا اسلام چنین شریعتی را تجویز کرده است؟
گزارشهای اخیر دو روایت موازی را پیش روی ما میگذارند:
ادعا: ذبیحالله مجاهد میگوید ارزشهای اسلامی و حاکمیت شریعت برای طالبان جایگاه اساسی دارد و این گروه برای جلب پذیرش جامعهٔ جهانی از اصول خود چشم پوشی نمیکند.
عمل: حاجی مارشال عبدالرشید دوستم، رهبر جنبش ملی اسلامی افغانستان، بستن مسجد خاتمالنبیین(ص)، از مساجد بزرگ کابل و مرکز مهم آموزش علوم دینی و فقه جعفری را «شنیع، غیرحقوقی و غیرانسانی» خوانده است. به گفتهٔ او، طالبان پیشتر نیز درهای این مسجد را به روی استادان، دانشآموزان و نمازگزاران بسته و شماری از استادان و دانشجویان را بازداشت و زندانی کردهاند. اکنون با «بیحرمتی، تبعیض و زورگویی» برای تخلیهٔ آن اقدام کردهاند.
دوستم همچنین طالبان را به اعمال خشونت و بیعدالتی علیه اقوام مختلف از جمله هزاره ها، ترک ها و تاجیکان متهم کرده و گفته است که غصب زمین و خانه، لت وکوب، توهین و تیرباران افراد در نقاط مختلف کشور ادامه دارد.
این دو روایت را کنار هم بگذارید: سخنگویی که از «شریعت» دم میزند، و مسجدی که به زور تخلیه میشود. کدام یک حقیقت دارد؟
آنچه در گزارشهای اخیر در رسانه های آمده، تازه ترین حلقه از زنجیرهای پنج ساله است. در طول پنج سال گذشته، گزارشهای متعدد از رسانهها و نهادهای مدنی نشان میدهد که زمینها، خانهها و شهرکهای مردم شیعه به ویژه در مناطق هزاره نشین به طور سیستماتیک مصادره شده است.
در ولایت وردک، زمینهای مردم هزارهٔ شیعه با عنوان «زمینهای دولتی» ضبط شده است. در غزنی، شهرکهای مسکونی شیعیان تخریب و ساکنانشان آواره شدهاند. در بامیان و دایکندی، مراتع و زمینهای کشاورزی با زور از دست مالکان خارج شده است. در کابل، محلههای شیعه نشین مانند دشت برچی شاهد فشارهای فزاینده برای تخلیهٔ خانهها بودهاند.
الگوی مشترک این اقدامات روشن است: تصرف زمین، آوارگی اجباری، و بیپناهی قانونی. قربانیان هیچ مرجعی برای شکایت ندارند، زیرا دستگاه قضایی طالبان خود مجری این مصادره هاست.
شما از کدام شریعت دم میزنید؟
شما ادعا میکنید که حکومت تان برای کسب پذیرش از سوی جامعهٔ جهانی و گسترش روابط رسمی با کشورهای جهان، از حاکمیت شریعت اسلامی صرف نظر نخواهد کرد. بسیار خوب، بیایید همین «شریعت» را با ترازوی خودش بسنجیم.
آیا دین اسلام غصب خانهها و مکانهای علمی مردم را به شما اجازه داده است؟
قرآن کریم در آیهٔ 29 سورهٔ نساء میفرماید: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ» — ای مؤمنان! اموال یکدیگر را به ناحق نخورید. و در آیهٔ 188 سورهٔ بقره: «وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ» و اموال خود را در میان خود به باطل مخورید.
پیامبر اسلام(ص) در خطبهٔ حجةالوداع فرمودند: «إِنَّ دِمَاءَكُمْ وَأَمْوَالَكُمْ وَأَعْرَاضَكُمْ عَلَيْكُمْ حَرَامٌ» — همانا خونها، اموال و آبروهای شما بر یکدیگر حرام است. این حدیث در صحیح بخاری و صحیح مسلم یعنی معتبرترین منابع حدیثی اهل سنت نقل شده است. شما که خود را حاکم شریعت میدانید، آیا این حدیث را خواندهاید؟
غصب زمین در فقه اسلامی از گناهان کبیره است. فقهای مذاهب چهارگانهٔ اهل سنت حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی همگی اتفاق نظر دارند که غاصب باید مال را به صاحبش بازگرداند و در صورت تلف، مثل یا قیمت آن را بپردازد. کدام مکتب فقهی به شما اجازه داده است که زمینهای مردم را با عنوان «املاک امیر» مصادره کنید؟
و اما دربارهٔ مسجد: قرآن کریم در آیهٔ 114 سورهٔ بقره میفرماید: «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَىٰ فِي خَرَابِهَا» — و کیست ستمکارتر از آن کس که از ذکر نام خدا در مساجد جلوگیری کند و در خرابی آنها بکوشد؟ شما مصداق این آیه هستید، نه حاکم شریعت.
شما مکاتب و دانشگاهها را بر روی زنان و دختران افغانستان بسته اید. دختران را از کسب علم و دانش محروم کردهاید. این در حالی است که پیامبر اسلام (ص) به کسب علم و دانش برای زن و مرد مسلمان تأکید کرده است.
حدیث مشهور «کسب علم و دانش بر زن و مرد مسلمان واجب است» در منابع حدیثی نقل شده است. این حدیث اطلاق دارد و شامل زن و مرد میشود. آیا این همان شریعت دینی شماست که دختران را از آموختن حرف حساب بازمی دارد؟
تاریخ اسلام پر از زنان عالمه است: حضرت خدیجه (س)، حضرت فاطمه (س)، حضرت زینب (س)، و هزاران بانوی محدثه و فقیهه در طول قرون. شما که خود را حاکم شریعت می نامید، چرا از سیرهٔ پیامبر و اهل بیت او پیروی نمیکنید؟
کار شما به کجا رسیده است؟
کار شما (طالبان) به جایی رسیده که فردی مانند دوستم که به گفتهٔ خودتان شاید سورهٔ حمد و توحید را درست نتواند قرائت کند، به شما درس دینی و حقوق بشر و حقوق زن میدهد آیا شرم تان نیست؟
البته این سخن به معنای تحقیر دوستم نیست، او شخصیت سیاسی است و در جای خود محترم. اما مقصود این است: وقتی کسی که خود را «امیرالمؤمنین» و «حاکم شریعت» مینامد، از یک سیاستمدار غیرروحانی کم سواد درس اخلاق اسلامی میگیرد، این خود نشانهٔ ورشکستگی مشروعیت دینی اوست.
شما حوزههای علمیه را به توپ تعصب خود بستهاید، مساجد را تخلیه کردهاید، زمینهای مردم را غصب کردهاید، و دختران را از مکتب و دانشگاه راندهاید. کدام عالم دینی این را تأیید میکند؟ کدام مرجع دینی معتبر این را حلال میداند؟
طالبان باید بدانند که این سخنان نارنده به عنان یک شهروند افغانستان از روی خیرخواهی است، نه دشمنی. ما مسلمانیم و شما را برادر میدانیم، اما برادری به معنای سکوت در برابر ظلم نیست.
اول، توبه کنید. قرآن میفرماید: «إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ»، خداوند توبهکنندگان را دوست دارد. اگر تاکنون اشتباه کردهاید، بازگردید. زمینهای غصب شده را به صاحبانشان بازگردانید. مساجد را باز کنید. زندانیان را آزاد کنید.
دوم، از سیرهٔ پیامبر (ص) بیاموزید. پیامبر اسلام در فتح مکه، با کسانی که سالها با او جنگیده و یارانش را کشته بودند، اعلام عفو عمومی کرد. شما که خود را پیرو او میدانید، چرا با مردم شیعه و کارمندان دوره جمهوریت بدترین رفتار ها را میکنید؟
سوم ،علم را از زنان دریغ نکنید. مادران عالمه، دختران دانشمند، و زنان فقیه، سرمایههای امت اسلامی هستند. پیامبر(ص) فرمود: «بهشت زیر پای مادران است.» مادر بیسواد، چگونه فرزند عالم تربیت کند؟
چهارم، از زورگویی دست بردارید. دوستم به درستی گفته است: «زور و زورگویی راه حل نیست.» تاریخ افغانستان پر از حکومتهایی است که با زور آمدند و با زور رفتند. شما هم اگر بر همین مسیر بمانید، همین سرنوشت در انتظارتان است.
طالبان ادعا میکند که برای جلب پذیرش جهانی از «شریعت» صرف نظر نمیکند. اما پرسش این نیست که آیا طالبان از شریعت صرف نظر میکند یا ن، پرسش این است که آیا آنچه طالبان انجام میدهد، شریعت است یا ضد شریعت؟
غصب زمین، تخلیهٔ مسجد، بستن حوزهٔ علمیه، ممنوعیت آموزش زنان، آزار اقلیتها، اینها هیچ کدام شریعت نیست. اینها “بدعت” است. اینها “ظلم” است. اینها “جعل به نام دین” است.
طالبان باید بداند که مشروعیت دینی را نمیتوان با زور تفنگ خرید. مشروعیت دینی از عمل به عدالت میآید، از احترام به حقوق مردم، از بازگرداندن اموال به صاحبان شان، از گشودن دروازه های مکتب و دانشگاه بر روی زنان و دختران کشور. تا زمانی که طالبان اینها را انجام ندهد، ادعای «حاکمیت شریعت» او نه تنها دروغ، بلکه توهین به شریعت است.
و هشدار نهایی اینکه هیچ حکومتی با ظلم، استبداد و بیعدالتی در تاریخ دوام نیاورده است. طالبان نیز از این قاعده مستثنا نیست. اگر بر همین مسیر بماند، روزی خواهد رسید که همان مردمی که امروز از آنها زمین میگیرد، مسجد شان را می بندد، و دختران شان را از مکتب و دانشگاه محروم میکند، حساب این ظلمها را طلب خواهند کرد. آن روز، روز سختی است و طالبان در تاریخ روسفید نخواهد بود، و راه حق به جای خود قرار خواهد گرفت.




