در هفدهمین روز از ماه سنبله/شهریور، جهان بار دیگر به اهمیت سوادآموزی به عنوان ستون بنیادین جوامع توسعه یافته می پردازد؛ اما افغانستان زیر سایه حاکمیتی که علم را «حق انحصاری» پنداشته، با یکی از تلخ ترین بحرانهای بیسوادی در تاریخ خود دست و پنجه نرم می کند. گزارشهای بینالمللی و رسانه ها نشان میدهد که میلیونها دختر از تحصیل بازمانده و سطح سواد در افغانستان به سقف تاریخی خود رسیده است.
روز جهانی سوادآموزی در حالی فرا می رسد که یونسکو با اعلام آماری هشداردهنده، از وجود 739 میلیون جوان و بزرگ سال بیسواد در جهان خبر میدهد و افغانستان در صدر این فهرست شرم آور قرار دارد. بر اساس گزارشهای اخیر، طالبان طی پنج سال حاکمیت، بیش از دو میلیون و چهارصد هزار تا دو میلیون و ششصد هزار دختر را از آموزش رسمی بازداشتهاند. و اگر این روند تداوم یابد، این رقم تا سال 2030 به 4 میلیون خواهد رسید. افزون بر محرومیت جنسیتی، بحران عمیق یادگیری به گونهای است که بیش از 90 درصد از کودکان ده ساله در افغانستان قادر به درک یک متن ساده نیستند و سطح سواد در میان زنان تنها به 20 درصد میرسد. این فاجعه انسانی، نه تنها یک بحران آموزشی، بلکه شکستی اخلاقی برای حاکمانی است که با تفسیری وارونه از دین، جامعهای را به سوی انحطاط سوق می دهند.
جایی که قرآن علیه طالبان شهادت میدهد
طالبان در اقدامی متناقض، محدودیتهای تحصیلی را با «شریعت اسلامی» توجیه میکنند، حال آنکه حتی پدران متدین کشور ما نیز به صراحت اعلام کردهاند: «هرگز در قرآن نمییابید که آموزش تنها برای مردان است.در حدیثی پیامبر اسلام با تأکید می فرمایند: «کسب علم و دانش بر زن و مرد مسلمان واجب است»، یعنی از واجبات مسلم دین است، علمآموزی را بر عهده هر زن و مردی نهاده است، و طالبان با این ممانعت، با روح قرآن و سنت نبوی که به دنبال توانمند سازی زنان بود، در تقابل آشکار قرار دارند.
از منظر حقوق بشر نیز این اقدامات، مصداق عینی «آپارتاید جنسیتی» و نقض فاحش میثاقهای بینالمللی است که جامعه جهانی را به واکنشی قاطع تر فرا میخواند.
مادران باسواد؛ ضامن صلح، امنیت و شکوفایی
جامعهای که مادران آن باسواد باشند، از ویژگیهای ارزشمندی همچون کاهش نرخ مرگ و میر کودکان، افزایش مشارکت اقتصادی، بهبود بهداشت عمومی و نهادینه شدن فرهنگ گفتگو برخوردار است. تجربه نشان داده که سواد زنان، مستقیماً به توسعه پایدار، کاهش افراطگرایی و تقویت علم ورزی در نسلهای بعدی منجر میشود. متأسفانه در افغانستان، میراث چندین دهه جنگ خونین برادرکشی را باید در پیوندی ناگسستنی با نرخ بالای بیسوادی مادران جستجو کرد؛ مادرانی که در دام تعصبات قومی و منطقهای گرفتار شده و نتوانستند نسلی صلح دوست و یکپارچه تربیت کنند. صلح شادی است، اما درسی که زنان افغانستان از آن محروم شدهاند.
اگر مادران طالبان باسواد بودند!
اگر مادران طالبان از نعمت سواد بهره مند بودند، امروز شاهد آن نبودیم که طالبان در بیست سال گذشته، با خون ریزی گسترده، پیوندهای برادری و خانوادگی را پاره کند. اگر مادران شان باسواد بودند، هرگز اجازه نمیدادند که گروههای تروریستی چون «تیتیپی» پناهگاهی امن در افغانستان بیابند و امنیت منطقه را به خطر اندازند. اگر مادران طالبان باسواد بودند، امروز دروازه های مکاتب و دانشگاهها به روی زنان و دختران باز بود و آنان نمیتوانستند با فتوایی بیاساس، نیمی از جمعیت کشور را از حق تعلیم محروم کنند. و اگر مادران طالبان سواد داشتند، امروز شاهد غصب مساجد، حسینیهها و مراکز علمی شیعیان توسط این گروه نمیبودیم؛ چرا که ادب و خرد ناشی از سواد، هرگز به انکار هویت دیگران نمیانجامد.
از حاکمان فعلی افغانستان میپرسیم:
در کجای قرآن و سنت پیامبر(ص)، منع تحصیل دختران و زنان با «فرضیت علم» سازگار است؟ آیا این کار، خلاف روش قطعی عقل و شرع نیست؟
مگر نه این است که بیسوادی مادران، نسلهای جنگ زده و متعصب پرورش میدهد و نسلهای آینده را از پیشرفت و تکنولوژی بازمیدارد؟
چگونه توجیه میکنید که با وجود حدیث پیامبر اسلام مبنی بر کسب علم و دانش زن و مرد مسلمان و درخواستهای مکرر جامعه جهانی و خانواده ها، دستور بسته ماندن مکاتب و دانشگاه ها را بر روی زنان و دختران کشور را می دهید و این دستور نابخردانه تان همچنان پابرجاست و صرفاً به «تفسیر شخصی» از دین متوسل میشوید؟
خاموشی قلم ها و بسته شدن مکاتب و دانشگاه ها بر روی زنان ودختران، نه تنها آیندهای مبهم برای مادران آینده کشور رقم می زند، بلکه زمینه ساز فروپاشی اخلاقی و تمدنی جامعهای است که زمانی مهد فرهنگ و ادب بود.
طالبان با این سیاست نابخردانه و خودکامه، اعلام کردهاند که نه تنها توانایی اداره یک کشور را ندارند، بلکه با زیر سوال بردن عقلانیت و دین مداری، بالاترین خیانت را به نسلهای آینده روا میدارند. روز جهانی سوادآموزی، نه تنها روزی برای گرامیداشت، بلکه روزی برای «بیداری» است؛ بیداری وجدان جهانی و اندیشمندان اسلامی برای مقابله با این تاریک اندیشی. افغانستان نیازمند انقلابی فرهنگی است که در آن مادران باسواد، جایگزین سلاحهای گرم شوند و «قلم»، معجزه گر صلح و دوام در سرزمین خونآلود ما باشد.
نویسنده: دکتر حسینی




