حمله موشکی و پهپادی سپاه پاسداران به پایگاه علیالسالم کویت و قرارگاه فرماندهی امریکا، واکنشی قاطع به جنایت جنگی واشنگتن در هدف قرار دادن مراسم عروسی در سیریک بود. این عملیات، سی ومین مرحله از «عملیات صاعقه» و پاسخی کوبنده به تجاوزات ترامپ جنایتکار و متحدان جنگ طلب اش محسوب می شود.
ناتوانی پدافند امریکا در رهگیری موشک ها و پهپادهای ایران، سرنگونی پهپاد MQ-9 بر فراز خمین و استعفای وزیر ارتش امریکا، همگی حاکی از فروپاشی راهبرد برتری هوایی و جنگ سریع واشنگتن در برابر اراده ارتش و سپاه ایران است. این جنگ، صفحه جدیدی از نظم نوین جهانی را رقم می زند که در آن ایران به عنوان بازیگری پیشرو در معادلات منطقهای و جهانی ظهور کرده است.
هفتاد و دومین روز از جنگی که با تجاوز مستقیم امریکا و رژیم صهیونیستی به ایران آغاز شد، بار دیگر چهره حقیقی مدعیان دروغین حقوق بشر را آشکار ساخت. در جنایتی هولناک، ارتش امریکا با بمباران یک خانه مسکونی در سیریک، جشن عقد یک زوج جوان را به خاک و خون کشید و نزدیک به 70 غیرنظامی را به شهادت و جراحت رساند.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه شماره 7 خود، ضمن محکومیت این اقدام تروریستی، از پاسخ قاطعانه نیروهای زمینی سپاه در بامداد روز چهارشنبه خبر داد. حملات تلفیقی موشکی و پهپادی به قرارگاه فرماندهی امریکا در پایگاه علیالسالم کویت، آشیانههای پهپادی و رمپ استقرار پهپادهای مشارکت کننده در حملات علیه مردم، بخشی از این پاسخ کوبنده بود که به کشته شدن تعدادی از نظامیان امریکایی و انهدام پهپادها انجامید. این عملیات در ادامه سی ومین مرحله از عملیات صاعقه، پایگاههای الظفره و المنهاد در امارات و پایگاه شیخ عیسی در بحرین را نیز هدف قرار داد.
جنایت در سیریک، تنها نمونهای از زشت ترین اعمال امریکا در این جنگ تحمیلی است. حمله به مکتب کودکان شجره طیبه که منجر به شهادت ده ها کودک شد، بمباران شفاخانه های میدانی، تخریب پلهای شهری، حمله به کارخانه داروسازی و هدف قرار دادن منازل مسکونی، همگی گویای ماهیت پلید «حقوق بشر امریکایی» است. این اقدامات مصداق بارز جنایت جنگی و نسل کشی قرن است که در پرونده سیاه امریکا و رژیم صهیونیستی ثبت خواهد شد. آنچه این جنایات را آشکارتر می سازد، تفاوت آشکار در رویکرد ایران و امریکاست؛ جایی که ایران تنها اهداف نظامی مشخص را نشانه می گیرد، اما امریکا، مراسم عروسی، مکتب کودکان و شفاخانهها را بمباران می کند.
ترامپ جنایتکار و تیم جنگ طلب او که پیشتر با جنگ دوازده روزه و جنگ رمضان، طعم شکست را چشیده بودند، این بار در باتلاقی عمیق تر گرفتار آمدهاند. ناتوانی در پیشروی سریع و تحمیل اراده خود به ملت ایران، واشنگتن را ناچار به اتخاذ راهبردی فرسایشی کرده است، در حالی که این دقیقاً نقطه قوتی است که ایران با دکترین دفاعی خود بر آن تسلط کامل دارد. چنانچه محمد هزیمه، تحلیلگر لبنانی امور راهبردی، در گفتوگو با وب سایت المسیره، ضمن اشاره به ادامه موج استعفای مقامات ارشد امریکا و کناره گیری وزیر ارتش این کشور، این رخدادها را نشانهای آشکار از شکست شرطبندیهای واشنگتن بر برتری هوایی خود، ارزیابی کرد.
سرنگونی پهپاد پیشرفته MQ-9 امریکا بر فراز خمین، نقطه عطفی در این نبرد محسوب میشود. این دستاورد، نشان دهنده جهش کیفی ایران در پدافند هوایی و ناکامی دکترین جنگی امریکا مبتنی بر برتری هوایی و عملیات سریع است. هزیمه با اشاره به عدم توانایی هواپیماهای متخاصم در ورود به حریم هوایی ایران، این موضوع را گواهی بر فروپاشی ستونهای استراتژی پیروزی امریکا می داند. پدافند ناتوان امریکا در رهگیری موشکها و پهپادهای ایران، نه تنها توان دفاعی واشنگتن را به چالش کشیده، بلکه ذخایر نظامی آن را به شدت فرسوده کرده است به گونهای که گزارشها حاکی از کاهش شدید موشک های پاتریوت امریکاست.
آنچه این جنگ را از تمام درگیریهای پیشین امریکا متمایز میسازد، دامنه گسترده تأثیرات آن بر معادلات جهانی است. تحلیلگران ارش جهان معتقدند که امریکا امروز در نقطهای قرار گرفته که فاقد استراتژی خروج از این باتلاق است و دو گزینه پیش رو دارند؛ یا خروج که به معنای اعتراف به شکست و گشودن دروازه ای به سوی نظم نوین جهانی است، یا ادامه جنگ فرسایشی و پرعواقب بدون دستیابی به هیچ هدفی. ایران اما با تبدیل این نبرد به جنگی فرسایشی، موفق شده است معادله قدرت را به نفع خود تغییر دهد.
تغییر موازنه قدرت در منطقه، به وضوح در بازتعریف جایگاه ایران در عرصه جهانی مشهود است. محمد هزیمه (تحلیلگر لبنانی)، با انتقاد از ذلت کشورهای عربی که حریم هوایی خود را برای تجاوزات امریکا باز می کنند، تأکید دارد که واشنگتن با هدف قرار دادن غیرنظامیان، منطقه را به آشوب می کشاند، در حالی که ایران با اهداف مشخص و تنها اماکن نظامی دشمن را هدف قرار میدهد. کارشناسان معتقدند حملات امریکا که بهعنوان عملیات سریع تبلیغ میشوند، تأثیر معکوس بر جامعه ایران داشته و وحدت و پشتیبانی از نظام را افزایش داده است. در این میان، توانایی بینظیر جمهوری اسلامی ایران در تولید سلاح، مهندسی معکوس و توسعه صنایع نظامی، برگ برندهای است که واشنگتن را در محاسبات خود دچار خطای راهبردی کرده است.
جنگ تحمیلی امریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران اسلامی، نه تنها به تحقق اهداف مهاجمان منجر نشده، بلکه به افول جایگاه و اعتبار بینالمللی ایالات متحده و تقویت نفوذ ایران در سطح منطقه و جهان انجامیده است. ایران امروز با اتکا به دکترین دفاعی مبتنی بر مهندسی معکوس و تولید داخلی، با یک قدرت بزرگ جهانی در سطح تسلیحات و فناوری های نظامی به مبارزه برخاسته و موفق شده است معادله نبرد را به نفع خود تغییر دهد.
نتیجه این نبرد، بازطراحی موازنه قدرت در غرب آسیا و ظهور جمهوری اسلامی ایران به عنوان بازیگر و شریک پیشرو در تحولات منطقهای و جهانی است. وحدت عرصههای مقاومت، جبههای قدرتمند در برابر محور امریکایی-صهیونیستی-غربی شکل داده است که نه تنها در میادین جنگ، بلکه در عرصههای سیاست و اقتصاد نیز پیروزی را برای ایران رقم خواهد زد. نظم نوین جهانی در حال شکل گیری است و ایران با اتکا به اراده ملت خود، ستونهای این نظم جدید را استوار می سازد؛ نظمی که در آن دیگر خبری از هژمونی یک قطبی امریکا نخواهد بود و ایران به عنوان قدرتی اثرگذار در تصمیمات اقتصادی جهانی و زنجیره های تأمین، جایگاه رفیعی را به خود اختصاص داده است.
نویسنده: دکتر سید عزت الله حسینی




