تابلت K به وسعت فقر و بیکاری؛ چرا جوانان کابل قربانی می شوند؟

ریشه های اعتیاد در کمین نوجوانان؛ ناکامی حاکمان در مدیریت سرمایه های انسانی
تابلت K به وسعت فقر و بیکاری؛ چرا جوانان کابل قربانی می شوند؟

ریشه های اعتیاد در کمین نوجوانان؛ ناکامی حاکمان در مدیریت سرمایه های انسانی

گزارش جدید سازمان ملل از تغییر الگوی مصرف مواد مخدر در افغانستان و گسترش «تابلیت K» در میان نوجوانان کابلی حکایت دارد، اما این پدیده صرفاً یک بحران مواد مخدر نیست. تحلیل عمیق این معضل، نشانگر بحران عمیق ‌تری در ساختار اجتماعی و مدیریتی کشور است که ریشه در فقر، بیکاری، ناامیدی، و سرکوب فرهنگی توسط حاکمان مختلف دارد. اعتیاد، نه یک آسیب فردی که یک زخم عمیق اجتماعی و محصول نابسامانی‌ های سیاسی و اقتصادی است.
داستان «تابلیت K» یا «قرص کا»، فراتر از یک هشدار پزشکی، روایتی تلخ از نسل جوانی است که در خلأ معنا و امید، به سوی مواد مخدر صنعتی و ناشناخته کشیده می‌شوند. ترکیب نامعلوم و مرگبار این قرص‌ها که در گزارش دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل به آن اشاره شده، صرفاً یک تهدید جسمی نیست؛ بلکه نمادی از آینده مبهمی است که برای جوانان افغانستان ترسیم شده است. آنچه در این میان نادیده گرفته شده، نقش پررنگ شرایط اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در شکل‌گیری این بحران است.

بر اساس یافته‌های دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرایم سازمان ملل، تنوع ترکیبات «تابلیت K» از متامفتامین تا مواد افیونی، بیانگر آن است که مصرف‌ کننده نه تنها با یک ماده ناشناخته، بلکه با یک «بمب ساعتی» شیمیایی روبروست که می ‌تواند در هر نوبت مصرف، تأثیری متفاوت و گاه کشنده داشته باشد. با این حال، مهم ‌تر از ترکیب این قرص‌ها، علت روی آوردن نوجوانان به سمت آن است. آمارها حاکی از آن است که عواملی مانند داشتن دوستان مصرف ‌کننده، دسترسی آسان و توزیع رایگان اولیه، تنها سرنخ‌هایی سطحی از این ماجرا هستند.

ریشه اصلی این بحران را باید در «فقر چند بعدی» جستجو کرد. بیکاری گسترده که به روایت پژوهش‌ها، بیش از 66 درصد از جوانان را درگیر کرده است ، آن‌ها را در خلأیی از زمان و هدف قرار می‌دهد. یک جوان بیکار که سرمایه‌ های تحصیلی خود را بی ‌ثمر می ‌بیند، به راحتی در دام مواد مخدر گرفتار می‌شود تا از «بی ‌سرنوشتی» خود بگریزد. این بحران، حاصل نگاه ابزاری و ب ی‌توجهی هر دو دوره حاکمیت (جمهوریت و طالبان) به مقوله اشتغال و تولید است.

از سوی دیگر، نبود سرگرمی‌های سالم و مشروع، این خلأ را عمیق ‌تر می‌کند. در دوره جمهوریت، با وجود برخی گشایش‌ها، زیرساخت‌های تفریحی نظیر پارک‌های عمومی مجهز به شدت محدود بود و اغلب خانواده‌ها به دلیل فقر، توانایی استفاده از فضاهای تفریحی خصوصی را نداشتند. اما در دوره طالبان، این محدودیت به یک «ممنوعیت کامل» فرهنگی تبدیل شده است. طالبان با ممنوعیت موسیقی، سینما، تئاتر و حتی تفریحاتی ساده چون بیلیارد و شطرنج ، هرگونه نشاط اجتماعی را به محاق برده‌اند. این سرکوب، از منظر روانشناختی، جوانان را از هرگونه مجرای سالم برای تخلیه هیجانات محروم کرده و آن‌ها را به سمت مواد مخدر به عنوان تنها «تفریح» موجود سوق می ‌دهد. ایجاد فضای «جامعه ساکت» توسط طالبان، نتیجه‌ای جز افزایش فشار روانی و گرایش به سمت مواد محرک ندارد.

جوانان، نه صرفاً «نسل آینده»، بلکه «سرمایه اصلی حال» هر کشوری هستند و نقش محوری در توسعه و پیشرفت دارند. متأسفانه، هم دولت‌های جمهوریت حامد کرزی و اشرف غنی احمدزی و همینطور حکومت طالبان، در این زمینه مرتکب قصور تاریخی شده‌اند. دولت‌های گذشته نه تنها نتوانستند برنامه ‌ریزی بلندمدتی برای جذب و توانمند سازی جوانان در عرصه‌های اقتصادی و فرهنگی انجام دهند، بلکه با فساد اداری و مدیریت ناکارآمد، زمینه‌های ناامیدی و مهاجرت را فراهم کردند. طالبان نیز با حذف جوانان از عرصه‌های علمی، هنری و اجتماعی و محدود کردن آن‌ها به فضای بسته مذهبی، سرمایه‌های انسانی کشور را به حاشیه رانده و به نابودی می‌کشانند. هر دو جریان، در بی ‌توجهی به نیازهای عاطفی، روانی و شغلی جوانان، سهیم هستند و این بحران، حاصل نگاه سلیقه‌ای و غیرتخصصی به مدیریت سرمایه‌های انسانی است.

عملیات‌های گسترده نیروهای طالبان برای توقیف محموله‌های «تابلیت K»، هرچند در سطح امنیتی قابل تقدیر است، اما راهکار نهایی و مؤثر نیست. تا زمانی که علت‌های اقتصادی و فرهنگی این معضل حل نشود، قاچاقچیان با روش‌های پیچیده‌ تر به کار خود ادامه می ‌دهند. ترک ‌دهی یک جوان معتاد، بدون اینکه به او یک شغل جایگزین یا یک هدف برای زندگی ارائه شود، صرفاً به چرخه‌ای از «بستری شدن و بازگشت مجدد» بدل خواهد شد، چنانکه در گزارش‌ ها آمده، بسیاری از معتادان پس از ترک، به دلیل عدم وجود انگیزه و فرصت شغلی، دوباره به دام اعتیاد بازمی‌گردند. مبارزه با مواد مخدر، نیازمند یک «جنگ تمام‌عیار» علیه فقر و جهل است، نه صرفاً برخورد با فروشندگان کوچک.

«تابلیت K»  آیینه تمام ‌نمای ناامیدی، سرخوردگی و نابسامانی اجتماعی نسل جوان افغانستان است. این بحران، حاصل رهبری‌هایی است که یا به فکر منافع شخصی و قومی خود بودند (جمهوریت) و یا با ایدئولوژی‌ای خشک و غیرانسانی، در حال خفه کردن آخرین نفس‌های امید در میان نوجوانان هستند (طالبان). اعتیاد، «نتیجه» است، نه «علت». تا زمانی که فقر، بیکاری و نبود شادی‌های مشروع، به عنوان عوامل اصلی باقی بمانند، هرگونه برخورد امنیتی و درمانی، صرفاً «سطل ‌های نشتی» را پُر می ‌کند که هرگز لبریز نخواهند شد. نجات نسل جوان، نیازمند عذرخواهی تاریخی از آنان و تغییر بنیادین در نگاه به آنها به عنوان «سرمایه و هدف» توسعه است، نه «ابزاری» برای تداوم قدرت.

نویسنده: دکتر سید عزت الله حسینی

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x