از “بوسیدن…” تا التماس صلح؛ روایتی از سقوط اعتبار امریکا و ظهور قدرت جدید در خلیج فارس
گزارش اخیر شبکه سیانان، پرده از یک حقیقت تلخ برای کشورهای عربی حوزه خلیج فارس برمیدارد: جنگ افروزیهای دونالد ترامپ علیه ایران، نه تنها به تضعیف تهران نیانجامیده، بلکه این کشورهای وابسته به امریکا را به بزرگترین بازندگان میدان تبدیل کرده است. در شرایطی که کارشناسان غربی از بی اعتمادی ریاض به استراتژی نظامی واشنگتن و ناتوانی امریکا در دفاع از متحدانش سخن میگویند، مطلب پیش رو به واکاوی عمق فاجعه بار نوکری برای قدرتهای فرادست، نمایش برتری نظامی و راهبردی ایران، و ضرورت بیداری جهان عرب در برابر تحقیرهای اشکار و پنهان ایالات متحده میپردازد.
آنچه شبکه سیانان در گزارش اخیر خود با اذعان به توان نظامی ایران و هشدار به کشورهای خلیج فارس مطرح کرده، صرفاً یک هشدار خبری نیست؛ بلکه گواهی بر یک تحول ژئوپلیتیک عمیق و غیرقابل انکار است. تحلیلگران موسسه کوئینسی و فرماندهان سابق نیروی دریایی امریکا رسماً اعلام کردهاند که “کشورهای شورای همکاری خلیج فارس بزرگترین قربانی درگیریهای منطقه” هستند و بار هزینههای حملات واشنگتن به ایران، بر دوش این کشورها سنگینی میکند. افشای تماس اضطراری محمد بن سلمان با ترامپ برای جلوگیری از حملات جدید، نشان دهنده اوج انفعال و نگرانی یک پادشاهی ثروتمند است که تصور میکرد با خرید سلاح های گران قیمت و میزبانی از پایگاههای امریکایی، میتواند امنیت خود را تضمین کند. اما واقعیت تلخ میدان، روایتی دیگر رقم زده است؛ روایتی که در آن “چماق” و “هویج” امریکاییها هر دو برای متحدان منطقهایشان به “شمشیر دو لبه” مبدل شده است.
خلاصهای بر گزارش و هشداری برای حاشیه نشینان
گزارش سیانان، همانگونه که اشاره شد، با صراحت از “شک” عربستان نسبت به هرگونه استراتژی نظامی موفق امریکا علیه ایران پرده برمیدارد. معاون اجرایی موسسه کوئینسی تأکید دارد که حملات ترامپ “تنها منجر به رنج بیشتر برای کشورهای خلیج فارس خواهد شد” . دریا سالار بازنشسته امریکایی نیز اعتراف میکند که این کشورها متحمل هرگونه هزینهای هستند که حملات امریکا به ایران دارد؛ چرا که ایران با حمله به زیرساختهای انرژی آنها تلافی میکند. این گزارش، نکتهای کلیدی را آشکار میسازد: کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، نه در جایگاه “متحدان راهبردی” بلکه در جایگاه “سپرهای انسانی” و “گروگانهای” درگیریهای امریکا قرار گرفتهاند.
سابقه تحقیر چهرههای سیاسی منطقه توسط رؤسای جمهور امریکا، به دوران ترامپ ختم نمی شود، اما او این هنر را به اوج خود رساند. افشای اخیر روزنامه اکونومیک تایمز از سخنان فحش آمیز ترامپ درباره محمد بن سلمان، زنگ خطری برای تمام کشورهای متکی به امریکاست. ترامپ صراحتاً ادعا کرده که بن سلمان تصور میکرده با “یک رئیس جمهور بازنده” روبروست، اما حالا “مجبور است که باسن مرا ببوسد.” این ادبیات رکیک و تحقیرآمیز، که توسط سایر خبرگزاریها نیز بازتاب یافته، ماهیت واقعی روابط امریکا با کشورهای عربی را افشا میکند. واشنگتن، این کشورها را نه بهعنوان شریک، بلکه بهعنوان “رعیتهایی” مینگرد که باید در ازای دریافت “لقمههای” ناچیز امنیتی، هرگونه تحقیری را بپذیرند. گذشته از این، رفتارهای خصمانه ترامپ با خبرنگاران و اظهارات توهین آمیز او درباره شخصیتهای مختلف، نشان دهنده فرهنگ قلدری و یکجانبهگرایی است که هیچ احترامی برای حاکمیت و عزت ملتها قائل نیست.
امریکا و اسرائیل؛ غولهای بیکفایتی که نتوانستند از خود دفاع کنند
جنگ اخیر جمهوری اسلامی ایران با امریکا و اسرائیل، معادلات نظامی جهان را دگرگون ساخت. آنچه در این میدان به اثبات رسید، نه قدرت تهاجمی، که “شکست پذیری” پدافند مقتدرترین ارتشهای جهان بود. رسانهها و تحلیلگران نظامی گزارش دادند که حملات موشکی و پهپادی ایران به پایگاههای نظامی امریکا در قطر (العُدَید) و عراق (عین الاسد)، بهوضوح نشان داد که تجهیزات پیشرفته امریکایی قادر به ایجاد یک سپر کامل امنیتی نیستند. اذعان فرماندهان سابق امریکا به “انعطاف پذیری فوقالعاده ایران” و توانایی آن در پرتاب موشکهای خاص به اهدافی که به خوبی محافظت نمیشوند، نشان از آن دارد که هیمنه تسلیحاتی غرب در مقابل راهبردهای نامتقارن ایران اسلامی رنگ باخته است. کارشناسان نظامی حتی بر این باورند که ایران قادر است امریکا را وارد یک جنگ فرسایشی کند که هزینههای آن برای واشنگتن و متحدانش غیرقابل تحمل خواهد بود . وقتی امریکا حتی نتوانست از بزرگ ترین پایگاه هوایی خود در منطقه در برابر حملات ایران دفاع کند، چگونه میتواند ادعای دفاع از کشورهای کوچک عربی را داشته باشد؟ این پرسشی است که کشورهای حاشیه خلیج فارس باید از خود بپرسند.
زمان بیداری؛ پایان دوران بلهقربانگویی
تحلیلگران مؤسسه آسیا تایمز در گزارشی عمیق اعلام کردهاند که “ایالات متحده برای نابودی ایران به جنگ رفت، اما در نهایت به تحکیم قدرت آن کمک کرد” . این واقعیت جدید، واشنگتن را به یک “شریک غیرقابل پیشبینی” تبدیل کرده است که نه تنها توانایی محافظت ندارد، بلکه اعتبار و قابلیت اعتماد خود را برای همیشه از دست داده است. اعتبار امریکا نزد متحدان خلیج فارسی از بین رفته و ایران به عنوان “هژمون جدید” منطقه ظهور کرده است. زمان آن رسیده که دولتهای عربی سر عقل بیایند و بیش از این، قربانی رویکرد امریکا نشوند. هزینه میزبانی از پایگاههای نظامی امریکا که فقط کشورهای عربی را به اهداف آسان تری برای حملات تلافی جویانه تبدیل میکند، دیگر از هر مزیتی برای آنها بالاتر رفته است.
دست برتر نظامی و اقتدار بیچونوچرای ایران در منطقه
ایران با جمعیت 90 میلیونی، زرادخانه موشکی با برد بیش از 2000 کیلومتر، ارتش 610 هزار نفری بهعلاوه یک میلیون ذخیره، شهرهای موشکی زیرزمینی و پهپادهای پیشرفته، یک بازیگر نظامی شکست ناپذیر در منطقه محسوب میشود و تهدید به بستن تنگه هرمز، اهرم فشاری بی نظیر در اختیار این کشور قرار داده است. در محور مقاومت، ایران از حماس، حزبالله لبنان، حوثیهای یمن و حشدالشعبی عراق در چارچوب وظیفه انسانی و اسلامی در برابر اسرائیل و امریکا حمایت میکند، اما در سوی مقابل، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با سکوت یا هماهنگی با جبهه متجاوز، نه تنها از فلسطینیان حمایت نکردند، بلکه با نقض غیرت اسلامی و اصول اخلاقی، در کشتار غزه و لبنان شریک شدند که این رفتار، شکستی بزرگ انسانی برای آنها به شمار میرود.
گزارش سیانان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را در یک دوراهی تاریخی قرار داده است: یا همچنان بهعنوان گروگان استراتژی امریکا، هزینه تحقیر و ناامنی را بپذیرند و شاهد تبدیل سرزمین شان به میدان جنگ نیابتی ایران و امریکا باشند، یا با سیاست خارجی مستقل، همزیستی مسالمت آمیز با ایران را بهعنوان قدرت نوظهور منطقه انتخاب کنند. قمار بر امریکا تاکنون جز باخت و تحقیر برای آنها نداشته و ایران با عمق استراتژیک، توانمندیهای نظامی بومی و اراده پولادین، به هژمون جدید منطقه تبدیل شده است. اکنون پرسش این است که آیا شاهزادگان عربی از درسهای تحقیرآمیز ناتوانی امریکا عبرت میگیرند یا اسارت در گفتمان نوکری را بر عزت ترجیح میدهند؛ چراکه مقاومت و عزت ایرانی نشان داده که مشت آهنین تاریخ بر سر همدستان با بیگانگان فرود خواهد آمد.
نویسنده: ز. نظری



