گزارشهای میدانی از افغانستان تصویری هولناک از یک فاجعه انسانی ترسیم میکنند، نظام صحی فروپاشیده، بیماران در بن بست درمان، زنان باردار در تنهایی زایمان میکنند و هزاران خانواده میان شفاخانههای دولتی بیامکانات و خصوصی گران قیمت سرگردانند.
افغانستان تحت حاکمیت طالبان نظام صحی کشور به ورطهای از فروپاشی رسیده است. گزارشها نشان میدهد که کمبود دارو، تجهیزات، کادر متخصص و محدودیت دسترسی به خدمات درمانی، جان میلیونها انسان را به خطر انداخته است. در این میان، زنان و کودکان بیش از همه قربانی می گیرند.
گزارشها به روشنی نشان میدهند که کمبود امکانات در شفاخانههای دولتی، بیماران نه دارو در اختیار دارند و نه پزشک متخصص. بار ها در شفاخانه دولتی در کابل اتفاق افتاده است وقتی که یک بیمار به شفاخانه دولتی مراجعه می کند و می بیند که در آن درمان نمی شود، پزشکان او را به شفاخانه خصوصی ارجاع می دهند، اما هزینههای گزاف شفاخانه خصوصی باعث می شود تا بیمار بدون درمان بماند.
و یکی مشکلات دیگر بنبست درمان در خارجاز کشور است و آن این که محدودیت ویزا برای رفتن به کشور های همسایه، و قیمت بالای ویزای ایران این کشور ها، دسترسی به درمان خارجی را نیز غیرممکن کرده است. و از سوی دیگر تعطیلی 422 مرکز صحی که دسترسی 3.3 میلیون نفر را مختل کرده است. تبعیض در توزیع دارومشکل دیگری ست که دست به گریبان بیماران است. به گفته ی یک پزشک در کابل که میگوید: داروی محدود به بیماران عاجل می رسد، اما خانوادههای طالبان سهم بیشتری میگیرند.
و چالش دیگر اینکه اکثر زنان از روی ناچاری و ناتوانی اقتصادی مجبورند زایمان در تنهایی:را تجربه کنند، زنان باردار در روستاها بدون ترانسپورت، بدون قابله و بدون امکانات، در خانه زایمان میکنند.
و بدتر و خطرناک تر، ممنوعیت آموزش زنان در رشتههای پزشکی که بحران کمبود پزشکان زن را تشدید کرده است.
از منظر عقلی، سیاستهای طالبان خودویرانگرند. کشوری که با کمبود شدید کادر صحی مواجه است، چگونه میتواند آموزش نیمی از جمعیت خود را در رشتههای طبی ممنوع کند؟ این تصمیم نه تنها غیرمنطقی، بلکه ضد توسعه است. منطق حکم میکند که برای درمان زنان، نیاز به پزشکان زن است. ممنوعیت آموزش زنان، یعنی محکوم کردن نسلهای آینده به بیماری و مرگ. همچنین، تعطیلی مراکز صحی و عدم تخصیص بودجه کافی، نشان دهنده عدم درک اولویتهای حیاتی است. عقل سلیم میگوید: سلامت، زیربنای هر جامعهای است. طالبان با تخریب این زیربنا، در واقع علیه ملت میجنگند.
اسلام، دینی است که بر حفظ جان انسانها تأکید فراوان دارد. قرآن کریم میفرماید: «وَ مَنْ أَحْیَاهَا فَکَأَنَّمَا أَحْیَا النَّاسَ جَمِیعًا» (مائده: 32) – هر کس یک انسان را زنده کند، گویی همه انسانها را زنده کرده است. همچنین، «لَا ضَرَرَ وَ لَا ضِرَارَ فِی الْإِسْلَامِ» – هیچ ضرر و زیانی در اسلام پذیرفته نیست. طالبان با ممنوعیت آموزش زنان در رشتههای طبی، با کمبود دارو و با تبعیض در درمان، عملاً جان مسلمانان را به خطر میاندازند. این عمل، مخالف صریح اصول اسلامی است. پیامبر اسلام (ص) فرموده است: «طلب علم و دانش بر زن و مرد مسلمان واجب است. چگونه میتوان آموزش زنان در رشتههای حیاتی مانند پزشکی را ممنوع کرد، در حالی که اسلام آن را واجب میداند؟ علاوه بر این، سیره پیامبر (ص) نشان میدهد که ایشان به درمان و سلامت زنان اهمیت میدادند و حتی زنان را به یادگیری طب تشویق میکردند. طالبان با اقدامات خود، نه تنها مرتکب گناه میشوند، بلکه از دین به عنوان ابزاری برای سرکوب استفاده میکنند.
اخلاق انسانی حکم میکند که سلامت، حق بنیادین هر انسان است، بدون توجه به جنسیت، قومیت یا عقیده. طالبان با ایجاد تبعیض در توزیع دارو به نفع خانوادههای خود، با جلوگیری از گزارشهای رسانهای از شفاخانهها، و با محروم کردن زنان از آموزش پزشکی، در حال نقض آشکار این حق هستند. این اقدامات نه تنها غیراخلاقی، بلکه جنایت علیه بشریت محسوب میشود. جامعه جهانی باید این رفتار را محکوم کند و برای پایان دادن به آن فشار بیاورد.
طالبان از زمان روی کار آمدن، زنان را از حق تحصیل، کار، و آزادی رفت وآمد محروم کردهاند. اما ممنوعیت آموزش زنان در رشتههای پزشکی، اوج این جنایت است. این تصمیم، دسترسی زنان به خدمات صحی را به شدت محدود کرده است. در فرهنگی که بسیاری از زنان حاضر به معاینه توسط پزشک مرد نیستند، نبود پزشک زن یعنی مرگ. این سیاست، نه تنها ضدزن، بلکه ضدبشریت است. از منظر دینی، این کار مخالف کرامت انسانی است که خداوند به همه انسانها عطا کرده است. از منظر عقلی، این تصمیم خودکشی جمعی است. از منظر اخلاقی، این یک نسلکشی خاموش است.
افغانستان امروز در آستانه یک فاجعه نسلی است. اگر طالبان به سیاستهای خود ادامه دهد، نه تنها سلامت عمومی به کلی فروپاشیده میشود، بلکه نسلهای آینده نیز از داشتن کادر صحی محروم خواهند بود. این یک مرگ خاموش است که در سایه سکوت جهانی رخ میدهد. جامعه بینالمللی باید بداند که سکوت در برابر این جنایت، هم دستی با آن است. از منظر عقل، دین و اخلاق، این وضعیت غیرقابل قبول است. طالبان باید بدانند که هیچ ایدئولوژیای نمیتواند سلامت و جان انسانها را قربانی کند. تاریخ، این جنایت را فراموش نخواهد کرد. اگر امروز فریاد نزنیم، فردا برای نسلهایی که در سکوت مردهاند، اشک خواهیم ریخت. اما اشک، مردگان را بازنمیگرداند. باید عمل کرد، و باید همین امروز.
نویسنده: دکتر حسینی




