صلح در گرداب محرومیت و محدودیت

صلح واقعی تنها با سکوت سلاح‌ها برقرار نمی‌شود. برای خروج از این گرداب، نیاز به یک گذارِ واقعی است؛ گذاری که در آن حاکمانِ کنونی درک کنند که مشروعیت، نه با زورِ اسلحه، بلکه با پاسخ‌گویی به نیازهای اساسی مردم و بازگرداندنِ حقوق اولیه به جامعه به دست می‌آید
صلح در گرداب محرومیت و محدودیت

بسیاری از تحلیل‌گران، وضعیت فعلی افغانستان را با ادبیات «پایانِ جنگ» توصیف می‌کنند؛ اما آیا فقدانِ درگیری‌های نظامی به‌معنای «صلح» است؟ برای مردمی که در قلب این کشور زندگی می‌کنند، تعبیر «صلح» با واقعیت‌های ملموسِ روزمره فاصله دارد. امروز، افغانستان در گردابی گرفتار شده است که در آن، اگرچه صدای گلوله‌ها کمتر به گوش می‌رسد، اما فریادِ گرسنگی و محدودیت‌های اجتماعی، بلندتر از همیشه است.

این یک تناقض بنیادین است؛ کشور از یک سو با نوعی ثبات امنیتیِ مبتنی بر استیلای کاملِ طالبان روبه‌رو است و از سوی دیگر، با یک فروپاشی اقتصادیِ بی‌سابقه دست‌وپنجه نرم می‌کند. وقتی زیرساخت‌های اقتصادی از کار می‌افتند و سیستم بانکی فلج می‌شود، «امنیتِ فیزیکی» دیگر دستاورد محسوب نمی‌شود، بلکه به «قفس» می‌ماند. مردمِ افغانستان نه در جنگ، که در بندِ فقرِ مطلق و بیکاریِ سیستماتیک زندگی می‌کنند؛ جایی که دغدغه‌ی اصلی نه آزادیِ سیاسی، بلکه تأمینِ وعده‌ی غذاییِ بعدی است.

محدودیت‌های اعمال‌شده بر جامعه، به‌ویژه در حوزه‌ی آموزش و اشتغال زنان، وضعیت را از یک بحران اقتصادی به یک بحرانِ وجودی تبدیل کرده است. محرومیتِ نیمی از جامعه از فعالیت اجتماعی و تحصیلی، صرفاً یک مسأله‌ی حقوق بشری نیست؛ بلکه تیشه‌ای به ریشه‌ی توسعه‌ی آینده‌ی افغانستان است. وقتی نخبگان و تحصیل‌کردگان چاره‌ای جز مهاجرت ندارند و درهای دانشگاه‌ها به روی دختران بسته است، جامعه با سرعت به سمتِ قهقرا و ناامیدیِ جمعی حرکت می‌کند. این «محدودیتِ» برنامه‌ریزی‌شده، صلحِ ادعایی را به یک «صلحِ سرد» و بی‌روح تبدیل کرده است.

در سطح کلان، دیپلماسیِ بین‌المللی نیز به جای گره‌گشایی، درگیرِ یک بازیِ فرسایشی شده است. جامعه‌ی جهانی میان «به‌رسمیت‌نشناختنِ طالبان» و «تلاش برای جلوگیری از فاجعه‌ی انسانی» معلق مانده است. در این میان، آن که بیشترین هزینه را می‌پردازد، مردم هستند. تحریم‌ها و انزوای سیاسی، اگرچه ممکن است اهرم فشاری بر حاکمان باشد، اما در عمل، کمرِ اقتصادِ لرزانِ افغانستان را شکسته و میلیون‌ها نفر را با سوءتغذیه و ناامنیِ غذایی روبه‌رو کرده است.

صلح واقعی تنها با سکوت سلاح‌ها برقرار نمی‌شود. برای خروج از این گرداب، نیاز به یک گذارِ واقعی است؛ گذاری که در آن حاکمانِ کنونی درک کنند که مشروعیت، نه با زورِ اسلحه، بلکه با پاسخ‌گویی به نیازهای اساسی مردم و بازگرداندنِ حقوق اولیه به جامعه به دست می‌آید. افغانستان امروز بیش از هر زمان دیگری به «امید» نیاز دارد، اما این امید تنها زمانی جوانه می‌زند که محدودیت‌های خفقان‌آور برداشته شده و درهای تعاملِ واقعی (چه در داخل و چه در سطح منطقه و جهان) برای نجاتِ مردم از قحطی و جهل گشوده شود.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
اخبار مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x