رسانههای صهیونیستی از شوک و ناامیدی عمیق اسرائیل در پی عقب نشینیهای مکرر ترامپ از تهدیدات ضد ایرانی خبر دادهاند. اسرائیل که برای حملهای هماهنگ با امریکا به زیرساختهای انرژی ایران آماده شده بود، در آخرین لحظه و از طریق شبکههای اجتماعی از لغو حمله توسط ترامپ مطلع شد. این الگوی رفتاری متناقض، توانایی بازدارندگی اسرائیل را به شدت تضعیف کرده و ایران را در موقعیتی بی نظیر برای بهره برداری از سرگردانی راهبردی کاخ سفید قرار داده است. گزارشها نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران با درک عمیق از «ترس از تحقیر» ترامپ و «فقدان اراده راهبردی» او، با موفقیت تنگه هرمز را به اهرم فشاری بینظیر تبدیل کرده و امریکا را در چرخهای از «تهدید و عقب نشینی و ناامیدی» گرفتار ساخته است.
در عرصه سیاست خارجی، «تردید» چیزی فراتر از یک نقص تصمیم گیری است؛ تردید، به خودی خود، پیامی قدرتمند به دشمن ارسال میکند. دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا، در هفتههای اخیر الگویی رفتاری را به نمایش گذاشته که تحلیلگران را به یاد «استاد لفاظیهای توخالی» انداخته است. او از یک سو وعده «شدید ترین بمبارانها» علیه ایران را میدهد و از سوی دیگر، در آخرین لحظه و بدون توضیح، فرمان حمله را لغو میکند. این رفتار متناقض، نه تنها متحدان راهبردی امریکا را سردرگم ساخته، بلکه به ایران این فرصت را داده تا با هوشمندی تمام، از شکاف میان «لفاظی» و «اقدام» امریکا بهره برداری کند.
جزئیات گزارشهای رسانههای عبری، تصویری تلخ از «متحد به حاشیه رانده شده» را ترسیم میکند. بر اساس این گزارشها، در حالی که ارتش اسرائیل خود را برای «حملهای گسترده و تاریخی» به زیرساختهای انرژی ایران آماده کرده و سطح هشدار خود را به بالاترین درجه رسانده بود، ترامپ نه تنها در آخرین لحظه این حمله را لغو کرد، بلکه این اقدام را برای دومین بار در یک هفته تکرار کرد.
ناامیدی اسرائیل فراتر از یک اختلاف تاکتیکی ساده است. مقامات صهیونیست به صراحت اعلام کردهاند که برای چندین ساعت در «خلأ اطلاعاتی و عدم قطعیت کامل» به سر بردهاند. شوک آورتر آنکه بنیامین نتانیاهو و دیگر مقامات ارشد، از جمله وزیر جنگ، تنها از طریق پیام در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» از تصمیم ترامپ مطلع شدهاند. یک مقام ارشد اسرائیلی در این باره گفته است: «ترامپ ما را در غبار/مه رها کرد.»
این رفتار، که از سوی تحلیلگران به عنوان «نقش اسرائیل به عنوان یک کارت مذاکرهای» تعبیر شده، ضربهای جبران ناپذیر به بازدارندگی این رژیم وارد کرده است. سردرگمی راهبردی و عدم توانایی در پیش بینی واکنش واشنگتن، هرگونه محاسبه عملیاتی پایدار را برای تلآویو دشوار ساخته است. حتی جنرال های بازنشسته اسرائیلی مانند «رون طال» و چهرههایی چون لیبرمن این وضعیت را «فرصت تاریخی از دست رفته» توصیف کردهاند و ترامپ را به «تردید» و «عدم درک» متهم کردهاند.
هوشمندی راهبردی ایران: خوانش دقیق نقاط ضعف امریکا
در سوی مقابل میدان، جمهوری اسلامی ایران با درک عمیق از روان شناسی تصمیم گیرندگان کاخ سفید، بازی را به نفع خود تغییر داده است. تحلیلگران ارشد غربی اذعان دارند که تهران به خوبی تشخیص داده است که «نقص ترامپ کمبود قدرت نظامی نیست، بلکه فقدان اراده راهبردی است.»
مهم ترین مؤلفه این هوشمندی، تبدیل «تنگه هرمز» به یک اهرم فشار بینظیر است. ایران با موفقیت نشان داده که می تواند با هزینهای اندک، درد اقتصادی عظیمی بر اقتصاد جهانی و به ویژه بر قیمت بنزین در امریکا تحمیل کند. برای رئیس جمهوری که تا پیش از این، افزایش قیمت بنزین را «خط قرمز» خود خوانده بود، این تهدید مستقیم، نقطه فشار کلیدی محسوب میشود.
دکتر «سنام وکیل» از مؤسسه چتم هاوس در این باره میگوید:«ایران معتقد است میتواند از ترامپ فرسایشی عمل کند و جان سالم به در ببرد… آنها مصمم به استخراج امتیاز هستند چون می دانند دست برتر را دارند.» این ادعا با واکنش سریع تهران به اعلامیههای ترامپ تأیید میشود؛ جایی که وزارت خارجه ایران با قاطعیت اعلام کرد تنگه هرمز «به وضعیت پیش از جنگ باز نخواهد گشت» و مدیریت آن بر عهده ایران و مذاکره با کشورهای منطقه خواهد بود.
ترامپ و سندروم «ترس از تحقیر»
مری ترامپ، روان شناس و برادرزاده رئیسجمهور امریکا، اخیراً تحلیلی جنجالی از شخصیت کاکا/عموی خود ارائه داده که تا حد زیادی رفتارهای تناقض آمیز او را توضیح میدهد. به گفته او، «بزرگ ترین ترس ترامپ، تحقیر شدن است» و تصمیم گیریهای او از «نیاز شدید به جلوگیری از خجالت» ناشی میشود. او ترامپ را «همان کودک وحشت زدهای» توصیف میکند که همیشه بوده است.
این تحلیل روان شناختی، کلید فهم «رفتار نوسانی» ترامپ است. او برای جلوگیری از تحقیر شدن در عرصه سیاست خارجی، مجبور است لفاظیهای تند و تخریب کنندهای را علیه ایران به کار گیرد تا قوی به نظر برسد. اما از سوی دیگر، ترس از شکست نظامی از ایران و تکرار تحقیر دوران بایدن در افغانستان، او را از هرگونه اقدام قاطع بازمیدارد. این دوگانگی روانی، ماشین تصمیم گیری امریکا را فلج کرده است.
«عاموس هرئیل»، تحلیلگر ارشد روزنامه هاآرتص، دقیقاً به این ویژگی اشاره کرده و او را «استاد لفاظیهای توخالی» میخواند که تهدید را به اوج می رساند و سپس عقب نشینی میکند. این رویکرد، “احترام” دشمن را از بین برده و ایران را به این نتیجه رسانده است که برای بقا، تنها باید طوفان لفاظیها را تاب آورد و منتظر عقب نشینیهای بعدی بود.
فرسایشیسازی؛ سلاح تخصصی ایران در برابر امریکای بیصبر
جمهوری اسلامی ایران به خوبی دریافته است که ترامپ تحمل هزینههای طولانی مدت و جنگهای فرسایشی را ندارد. هدایت جنگ به سمت «چرخه حمله و مذاکره» یکی از دقیق ترین استراتژیهای تهران محسوب میشود. در این استراتژی، ایران با ارائه پیشنویسهای مذاکرهای و پذیرش آتش بس های موقت، زمان میخرد تا توان خود را بازیابی کند و منتظر تغییر شرایط بینالمللی یا داخلی امریکا بماند.
آنچه در هفتههای اخیر در خاورمیانه رخ داده، فراتر از یک بن بست تاکتیکی در مذاکرات یا یک نوسان ساده در سیاست خارجی امریکا است. رفتار متناقض ترامپ در قبال ایران، یک “اعلام ورشکستگی” راهبردی از سوی ایالات متحده است؛ ورشکستگی در اراده، انسجام داخلی و توانایی مدیریت متحدان. اسرائیل اکنون با واقعیتی تلخ مواجه شده است. «هم پیمان بزرگ» نه تنها سپر دفاعی مطمئنی نیست، بلکه یک «متغیر بیثبات» است که میتواند در هر لحظه، محاسبات یک دهه را بر هم زند. ایران در این میان، نه تنها با پیروزی نظامی، بلکه با «صبر راهبردی» و درک عمیق از نقاط ضعف روانی و سیاسی رقبا نیز به پیروزیهای بزرگ دست یافته است. تهران به جهان نشان داد که نیازی به تقابل نظامی مستقیم ندارد؛ کافی است اقتصاد جهانی را در تنگهای به گروگان بگیرد تا قدرتهای بزرگ را به پای میز مذاکره بکشاند و آنها را وادار به عقب نشینی کند.
و اما پیام این تحولات برای دولتهای عربی حوزه خلیج فارس: این دولتها این روزها نظاره گر صحنهای تاریخی هستند. امریکا دیگر آن «قدرت برتر قابل اتکا» دوران جنگ سرد نیست که متحدان خود را در پناه هژمونی خود حفظ کند. سردرگمی واشنگتن، معادلات امنیتی منطقه را برای همیشه تغییر داده است. خوش بینی ساده لوحانه به تعهدات نظامی فرامنطقهای، جای خود را به واقعیت تلخ اتکا به توانمندیهای بومی و مذاکره با همسایگان داده است. سرنوشت جنگ در خاورمیانه، نه در پنتاگون، که در «ترس از تحقیر» شخصیت رهبر کاخ سفید و توانمندیهای فرسایشی جمهوری اسلامی ایران رقم خورده است.
نویسنده: م. کهریزنوی




