نگرانیها درباره امنیت اماکن مذهبی شیعیان در افغانستان پس از جمعآوری سلاحهای محافظان این مساجد توسط طالبان به اوج خود رسیده است. در حالی که در پنج سال اخیر، دهها حمله مرگبار به مساجد و عباد تگاههای شیعیان در سراسر افغانستان رخ داده و صدها نمازگزار جان باختهاند، طالبان با توجیه جلوگیری از مقاومت مسلحانه، ابزار دفاع از جان شیعیان را از آنان سلب میکند. این اقدام در شرایطی صورت میگیرد که گروههای تروریستی مانند داعش خراسان همچنان به تهدید جدی برای امنیت شیعیان تبدیل شدهاند و طالبان نیز عملاً نتوانسته است امنیت این اماکن را تأمین کند.
در دولت پیشین (جمهوریت)، برای مقابله با تهدیدات تروریستی، به شماری از مساجد در معرض خطر، سلاح توزیع شده بود و امنیت آنها با همکاری نیروهای مردمی تأمین میشد. اما با بازگشت طالبان به قدرت در اوت 2021، این گروه سلاحهای محافظان مساجد را جمعآوری کردند. این اقدام، نگرانیهای گسترده ای را درباره ایجاد خلأ امنیتی در اماکن مذهبی شیعیان برانگیخته است.
طالبان برای توجیه این اقدام، بر «جلوگیری از هرگونه مقاومت مسلحانه» تأکید میکند و در سالهای اخیر عملیاتهای بازرسی خانه به خانه برای جمعآوری سلاح را تشدید کرده است. گزارشها حتی حاکی از آن است که در برخی موارد، از شهروندانی که سلاحی در اختیار نداشتهاند، هزینه سلاح مطالبه شده است. در تازه ترین اقدام، طالبان محافظان مساجد شیعیان در هرات را خلع سلاح کرده اند، بیآنکه سازوکار جایگزینی برای تأمین امنیت این اماکن ارائه دهند.
این در حالی است که شورای علمای شیعه هرات پیش تر بارها نسبت به جمعآوری سلاحها هشدار داده و از طالبان خواسته بود تا سلاحها را به جوانان محافظ مساجد بازگرداند. اما گویا اراده سیاسی طالبان بر هرگونه ملاحظه امنیتی و انسانی غلبه کرده است.
کشتار شیعیان؛ از جمهوریت تا امارت اسلامی
تاریخ معاصر افغانستان، صفحات تلخی از حملات علیه شیعیان را ثبت کرده است. در دوره جمهوریت نیز مساجد و اماکن مذهبی شیعیان بارها هدف حملات مرگبار قرار میگرفتند. با این حال، آنچه در پنج سال اخیر رخ داده، نه تنها تداوم، بلکه تشدید این حملات را نشان میدهد.
مرگبارترین حملات در دوران حاکمیت طالبان عبارتند از:
- حمله به مسجد سهدکان در مزارشریف (اول ثور 1401): انفجاری مرگبار که بیش از 30 نمازگزار را به شهادت رساند و بیش از 90 نفر را زخمی کرد. گروه داعش مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت.
- حمله به مسجد امام بارگاه در قندهار (میزان 1400): سه مهاجم انتحاری با منفجر کردن خود در میان نمازگزاران، 36 نفر را کشته و 70 نفر را زخمی کردند.
- حمله به مسجد سیدآباد در قندوز (16 میزان 1400): انفجاری که بر اساس آمار رسمی، بیش از 50 کشته و بیش از 100 زخمی بر جای گذاشت.
- حمله به مسجد امام زمان در پلخمری (۲۱ میزان 1402): انفجاری در نماز جمعه که منابع محلی شمار کشتهشدگان را حدود 30 نفر گزارش کردند.
- حمله به زیارت سید محمد آقای سبزپوش در هرات (حمل 1402): افراد مسلح نمازگزاران را از زنان جدا کرده و به سوی آنان تیراندازی کردند که در نتیجه آن 11 نفر کشته و 11 نفر زخمی شدند.
- حمله به مسجد شیعیان در ولسوالی گذره هرات (ثور 1403): شش نفر، شامل یک زن و یک کودک، به شهادت رسیدند. شیخ جاوید، امام مسجد، نیز در میان کشته شدگان بود.
فراتر از حملات به اماکن مذهبی، روحانیان شیعه نیز هدف ترورهای هدفمند قرار گرفتهاند. در قوس 1402، چهار روحانی شیعه در هرات طی دو حمله جداگانه به قتل رسیدند و در حملهای دیگر، عیدمحمد اعتمادی، عضو شورای علمای شیعه هرات، ربوده و سپس کشته شد.
این در حالی ست که طالبان همواره مدعی بودهاند که «امنیت سراسری در افغانستان تأمین شده و نیروهای این گروه توانایی حفاظت از شهروندان را دارند». اما واقعیت میدانی، روایتی کاملاً متفاوت را نشان میدهد.
گروه داعش خراسان همچنان به عنوان بزرگترین تهدید امنیتی در افغانستان فعالیت میکند و مسئولیت بیشتر حملات علیه شیعیان را بر عهده گرفته است.
حملات به اماکن مذهبی نه تنها کاهش نیافته، بلکه در برخی موارد با شدت بیشتری ادامه دارد.
ترور هدفمند روحانیان شیعه نشان میدهد که گروه های تروریستی به شبکهای از اطلاعات و عوامل نفوذی دسترسی دارند که طالبان قادر به شناسایی و خنثی سازی آن نیست.
تناقض در آمار تلفات میان منابع رسمی طالبان و گزارشهای محلی، نشان از تلاش برای کمرنگ نمایی بحران دارد.
از یک سو، طالبان بهعنوان حاکمیت، وظیفه ذاتی تأمین امنیت شهروندان را بهدرستی انجام نمیدهد و از سوی دیگر، حق طبیعی و مشروع شیعیان برای دفاع از جان خود را سلب میکند.
این اقدام از منظرهای مختلف قابل نقد است: بر اساس اصول بنیادین حقوق بشر، هر فرد و جمعیتی حق دارد برای حفظ جان خود در برابر تهدیدات قریبالوقوع، از ابزار دفاعی استفاده کند. سلب این حق از شیعیانی که بارها هدف حملات مرگبار قرار گرفتهاند، نقض آشکار این اصل است.
در دین مقدس اسلام، حفظ جان انسانها از اهم واجبات است، طالبان که خود را حاکمان یک حکومت اسلامی میدانند، موظفاند که جان همه شهروندان، از جمله شیعیان را حفظ کنند. اقدام آنان در خلع سلاح محافظان مساجد، در حالی که نمیتوانند امنیت آنان را تأمین کنند، به معنای همدستی با تروریستها در به خطر انداختن جان نمازگزاران است.
با عنایت به شرایط فعلی و تداوم حملات تروریستی، به نظر میرسد طالبان نیازمند بازنگری اساسی در رویکرد امنیتی خود است:
- بازگرداندن سلاحهای توزیع شده به محافظان مساجد شیعیان و فعالسازی مجدد کمیتههای امنیتی مردمی که پیش تر با هماهنگی نیروهای امنیتی فعالیت میکردند.
- ارائه سازوکار شفاف امنیتی برای اماکن مذهبی شیعیان و عبادتگاههای اقلیتهای دینی که در آن نقش نیروهای مردمی و نیروهای امنیتی طالبان به وضوح تعریف شود.
- تشکیل نیروهای ویژه برای حفاظت از اماکن مذهبی با حضور نیروهای بومی و آشنا به مناطق مورد تهدید، همان گونه که پس از حمله به مسجد قندهار وعده داده شد.
- پذیرش مسئولیت اخلاقی و دینی در قبال جان همه شهروندان و پرهیز از سیاستهای تبعیضآمیز که جامعه را به سمت قطبی شدن بیشتر سوق میدهد.
مساجد شیعیان افغانستان به قتل گاه نمازگزاران تبدیل شده و طالبان نه تنها از آنان محافظت نمیکند، بلکه سلاح دفاعیشان را نیز میستاند. این تناقض، فراتر از ناتوانی امنیتی، معمایی اخلاقیسیاسی است: اگر توان تأمین امنیت را دارند، چرا حملات پس از پنج سال ادامه دارد؟ و اگر نه، چرا اجازه دفاع نمیدهند؟ پاسخ در ترس طالبان از هر قدرت مسلحانهای نهفته است، اما این نگاه انحصارگرایانه، به بهای جان شیعیان تمام شده. حال طالبان باید انتخاب کند: حاکمانی ضامن امنیت همگانی، یا دامن زنندگان به کشتار؟
نویسنده: ز. نظری




