۱۸ میزان روز جهانی «سلامت روان» فرصتی است تا به یکی از مهمترین و در عین حال مغفولترین ابعاد بحران افغانستان پرداخته شود؛ جامعهای که بیش از چهار دهه جنگ، فقر، مهاجرت و حکومتهای غیرمسئول را تجربه کرده، امروز نهتنها با زخمهای جسمی و اقتصادی، بلکه با بحران روانی عمیقی دستوپنجه نرم میکند.
این بحران، اگر همچنان نادیده گرفته شود، میتواند انسجام اجتماعی را از درون فرسوده و زمینه سوءاستفاده دشمنان خارجی را بیش از پیش فراهم سازد. اما اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند به نقطهی آغاز بازسازی اجتماعی و تقویت امید ملی بدل گردد.
سلامت روان در افغانستان، بنا بر گزارشهای بینالمللی، در وضعیت وخیمی قرار دارد. افسردگی، اضطراب، اختلالات پس از سانحه و احساس بیپناهی در میان اقشار مختلف جامعه بهویژه جوانان و زنان بهشدت رایج است. این وضعیت نهتنها زندگی فردی را مختل کرده، بلکه روابط اجتماعی، اعتماد عمومی و توانایی جمعی برای مقاومت در برابر بحرانها را نیز تضعیف کرده است. در چنین شرایطی، توجه به سلامت روان دیگر یک موضوع فردی یا پزشکی صرف نیست، بلکه به مسئلهای ملی و راهبردی تبدیل شده است.یکی از نخستین گامها در مسیر بازسازی روانی جامعه، تابوزدایی از سلامت روان است. در افغانستان، مشکلات روانی اغلب با شرم، سکوت و انگ اجتماعی همراهاند.
بسیاری از افراد از ترس قضاوت یا برچسبخوردن، از مراجعه به روانشناس یا مشاور خودداری میکنند. شکستن این سکوت از طریق روایتهای انسانی، تولید محتواهای آموزشی و برجستهسازی تجربههای موفق درمان میتواند راهی برای عادیسازی گفتوگو درباره سلامت روان باشد.
از سوی دیگر، نقش علما و دانشمندان در این مسیر حیاتی است. رهبران مذهبی و علمی میتوانند با تبیین آموزههای آرامشبخش، اعتماد عمومی را تقویت کنند. عرفان و آموزه های اسلامی و فلسفههای معنوی ظرفیت بالایی برای معنا دادن به رنج و تقویت امید دارند. بهرهگیری از این منابع فرهنگی و معنوی میتواند به بازسازی روان جمعی کمک کند.برجستهسازی داستانهای مقاومت، امید و موفقیت میتواند خودباوری ملی را افزایش دهد. افغانستان نیازمند روایتهایی است که نشان دهد مردم این سرزمین توانایی عبور از بحرانها و ساختن آیندهای بهتر را دارند. این روایتها باید جایگزین تصویرهای شکست و ناامیدی شوند که دشمنان برای تضعیف انسجام اجتماعی ترویج میکنند.در کنار این، کاهش قومگرایی و تبعیض اهمیت دارد.
بحران روانی جامعه اغلب با شکافهای قومی و اجتماعی تشدید میشود. تمرکز بر روایتهای وحدتبخش و همگرایی قومی میتواند از شکافهای اجتماعی بکاهد و زمینهی بازسازی روانی جمعی را فراهم سازد.همچنین معرفی مراکز مشاوره و متخصصان بهعنوان منابع قابل اعتماد برای کمک به مردم ضروری است. در جامعهای که اعتماد عمومی آسیب دیده، وجود نهادهای حرفهای و مستقل میتواند به بازسازی این اعتماد کمک کند.در نهایت، باید به مقابله با سوءاستفاده دشمنان خارجی توجه ویژه داشت. دشمنان با القای ناامیدی، دامنزدن به شکافهای قومی، انتشار اخبار تحریفشده و تضعیف نخبگان، روان جمعی افغانستان را هدف گرفتهاند. مقابله با این جنگ روانی نیازمند روایتهای امیدبخش، تقویت ظرفیتهای داخلی و حمایت از نخبگان علمی–فرهنگی است.
بهداشت روان در افغانستان تنها یک موضوع پزشکی نیست؛ بلکه به مسئلهای ملی و راهبردی تبدیل شده است. بازسازی اجتماعی بدون توجه به روان جمعی ممکن نیست. روز جهانی بهداشت روان فرصتی است تا این حقیقت را برجسته کنیم: آینده افغانستان نه فقط در بازسازی زیرساختها، بلکه در ترمیم روانی جامعه و تقویت امید ملی رقم خواهد خورد.




