قاچاق انسان؛ تراژدی بی پایان افغانستان و میراث شوم بی کفایتی

در روز جهانی مبارزه با قاچاق انسان، هشدار نهاد های بین المللی درباره وضعیت اسفبار افغانستان تنها نوک کوه یخ یک فاجعه انسانی است. بازگشت اجباری بیش از شش میلیون شهروند به کشوری که در آتش فقر، بی کاری و ناامنی می سوزد، آنان را به طعمه آسانی برای شبکه های قاچاق و استثمار تبدیل کرده است.
قاچاق انسان؛ تراژدی بی پایان افغانستان و میراث شوم بی کفایتی

در روز جهانی مبارزه با قاچاق انسان، هشدار نهاد های بین المللی درباره وضعیت اسفبار افغانستان تنها نوک کوه یخ یک فاجعه انسانی است. بازگشت اجباری بیش از شش میلیون شهروند به کشوری که در آتش فقر، بی کاری و ناامنی می سوزد، آنان را به طعمه آسانی برای شبکه های قاچاق و استثمار تبدیل کرده است. اما این تراژدی، نه یک شبه رخ داده است؛ این نتیجه پنج دهه سیاست های ناکارآمد، قوم گرایی و خیانت های پی در پی حکمرانانی است که هیچ کدام طرحی برای نجات این سرزمین نداشتند.

بر اساس گزارش مشترک دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد و سازمان بین المللی مهاجرت، بحران های پی در پی در افغانستان، از جمله بازگشت گسترده و اجباری مهاجران به کشور، نبود معیشت جایگزین برای کشت تریاک، کاهش کمک های بشردوستانه و محدودیت های طالبان بر زنان و دختران، آسیب پذیری افراد را در برابر قاچاق انسان به شدت افزایش داده است.

از ابتدای سال 1402 تا کنون، نزدیک به 6 میلیون و 40 هزار نفر مهاجرین هموطن، از دو کشور همسایه یعنی ایران و پاکستان، به افغانستان بازگشته اند. این تعداد معادل جمعیت کلانی مانند جمعیت چندین ولایت بزرگ افغانستان است.

این موج عظیم بازگشت، 10 درصد به جمعیت کشور افزوده و فشار بر زیرساخت های ناتوان را چند برابر کرده است. یافته های تازه نشان میدهد که تنها 11 درصد بازگشت کنندگان شغل ثابت دارند و بیش از نیمی از خانواده ها برای تأمین هزینه های اولیه زندگی به قرض یا کمک های مالی وابسته اند. زنان، کودکان، خانواده های بدهکار و بازگشت کنندگان در معرض کار اجباری، استثمار جنسی، ازدواج اجباری و حتی قاچاق اعضای بدن قرار دارند.

مسیرهای قاچاق، خود به گورستان جوانان بدل شده است. در چهار ماه اخیر، دستکم 20 نفر از هموطنان ما در مسیر قاچاق به ایران جان باخته اند. از گرمازدگی در بیابان های نیمروز گرفته تا تصادفات مرگبار در جاده ها، هر روز قص های تازه از مرگ و ناامیدی روایت میشود. محدودیت شدید ویزا نیز بازار سیاه را رونق داده و بسیاری را به دام قاچاقچیان و گروه های تروریستی مانند جندالله می اندازد که مهاجران را گروگان گرفته و برای آزادی آنان باج های کلان دریافت می کنند.

امروز، پنج سال از دومین تسلط طالبان بر کشور می گذرد. قدرتی که با تبانی پیچیده با امریکا و پاکستان و با خیانت اشرف غنی و تیم اش، بار دیگر بر مسند حکومت نشست. طالبان در آغاز، وعده عفو عمومی دادند، اما خیلی زود نقاب از چهره برداشتند و صدها تن از کارمندان امنیتی و نظامی دوران جمهوریت را کشتند. وعده تشکیل حکومت همه شمول نیز به فراموشی سپرده شد و نظامی تک قومی و انحصاری بر سرکار آمد که در آن غیر از یک قوم خاص، جایی برای دیگر اقوام باقی نماند.

طالبان نه تنها وعده های خود را نقض کردند، بلکه با سیاست های سرکوبگرانه علیه زنان و دختران و ایجاد فضای وحشت و ناامنی، مردم را به ستوه آوردند. در چنین شرایطی که از یک سو فقر و بی کاری افسار گسیخته و از سوی دیگر حضور 23 گروه تروریستی در کشور و ناامنی روحی و فیزیکی، راه فرار را به تنها چاره مردم بدل کرده است.

میراث شوم جمهوریت؛ از حامد کرزی تا اشرف غنی

با این حال، تقصیر این فاجعه را نمی توان تنها به گردن طالبان انداخت. دو دهه حکومت به اصطلاح جمهوریت، زمینه ای برای این سقوط فراهم کرد. حامد کرزی و اشرف غنی و تیم های قومگرا و ناکارآمد شان، با بی کفایتی تمام، فساد مالی گسترده و قراردادهای بی حساب و کتاب، کشور را به ورطه نابودی کشاندند.

وجود قراردادهای فساد آمیز لوژستیکی، مانند قراردادهای نابخردانه، نشان از عمق فساد در نظام جمهوریت داشت. غنی که خود در شب سقوط با بار پول از کشور گریخت، نماد کامل یک رهبر بی صلاحیت و خائن است که سرنوشت ملت را قربانی جاه طلبی شخصی خود کرد. نظام جمهوریت نه تنها پاسخگو نبود، بلکه با تقویت تعصبات قومی و طرد سایر اقوام، زمینه های فروپاشی را تشدید کرد. در دوران جمهوریت، فقط تعصب قومی پیشرفت داشت و هزاران ژنرال و مارشال بی سواد بر سر کار آمدند که جز غارت و چپاول دستاوردی نداشتند.

آیا رهبران مخالف طالبان که امروز در خارج از کشور به سر می برند، طرحی برای نجات افغانستان داشتند و یا دارند؟ متأسفانه، این گروه نیز بیش از آنکه به فکر مردم باشند، به فکر سهم خواهی و بازگشت به قدرت هستند. آنان که در دوران جمهوریت بخشی از همان نظام فاسد بودند و در تخریب کشور نقش داشتند، امروز با نشست های مجازی و اعلامیه های پوچ، خود را ناجیان وطن معرفی می کنند.

این رهبران که هرکدام پرونده های تاریکی دارند، بیش از آنکه راه حلی برای بحران کنونی داشته باشند، بخشی از مشکل هستند. آنان با طرح شعارهای تکراری «حکومت فراگیر» و «مذاکرات صلح»، در حالی که خود هیچگاه به چنین اصولی در دوران حکومت شان پایبند نبودند، نه تنها کمکی به حل بحران نمی کنند، بلکه بر پیچیدگی آن می افزایند. این بازیگران سیاسی، درست مانند طالبان، با سرنوشت مردم بازی کرده و همچنان با رویکردهای سهم خواهی شخصی نه قومی و مردمی، آینده کشور را گروگان جاه طلبی های شخصی خود گرفته اند.

افغانستان امروز در میان دو جریان متضاد اما به یک اندازه ناکارآمد گرفتار شده است: از یک سو طالبان که با انحصارطلبی، سرکوب و نادانی، کشور را به قرون وسطا بازمی گرداند و از سوی دیگر، رهبران سابق جمهوریت و مخالفان تبعیدی که با دسیسه چینی و جاه طلبی های پوسیده، جز خاطره تلخ فساد و ناکارآمدی چیزی برای ارائه ندارند.

واقعیت تلخ این است که برای دو دهه، افغانستان میدان جنگ قدرت و غارت گروه های خودخواه بوده است و هرگز پروژه ملی برای نجات کشور تعریف نشد. فقر، بیکاری و قاچاق انسان، فرزندان نامشروع همین ناکارآمدی هاست. روزی که جوانان کشور در بیابان های نیمروز از تشنگی می میرند، نه طالبان، نه سیاستمداران سابق و نه مخالفان تبعیدی، حتی یک روز هم به فکر آنها نبوده اند. تمام این گروه ها با بازی های کثیف سیاسی، این سرزمین و مردم اش را به گروگان گرفته اند.

سؤال این است که آیا این ملت باید همچنان گروگان اختلافات و ناکارآمدی های این چهره های بی صلاحیت باشد؟ آیا باز هم باید منتظر وعده های پوشالی و فریبکارانه آنان بمانیم و هر روز شاهد قتل عام جوانان خود در مسیرهای مرگبار قاچاق باشیم؟ وقت آن رسیده که مردم افغانستان، به ویژه نسل جوان، از تمام این جریان های سیاسی ناامید شده و خود، آینده شان را بسازند. راه نجات، نه در بازگشت گذشته پوسیده و نه در تداوم طالبانیسم، بلکه در خیزشی فکری و مبتنی بر عقلانیت و اخلاق است. این تنها راهی است که این حلقه مرگبار را می شکند و جلوی قاچاق انسان ها را میگیرد؛ انسان هایی که هیچگاه حق حیات و آزادی خود را نیافتند.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
5 1 رای
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x