طی سه سال اخیر، دولت پاکستان دست به اخراج گستردهی هزاران پناهجوی افغانستانی زده است. متاسفانه این اقدام با بازداشتهای خودسرانه، رفتارهای تحقیرآمیز و جدایی خانوادهها همراه است، اقدامی که از منظر حقوق بشر و اخلاق اسلامی نیز محکوم است، و تناقضی آشکار را در سیاستهای دیرینهی اسلام آباد نشان میدهد. پاکستانی که زمانی با آغوش باز از تروریستها برای برهم زدن امنیت افغانستان حمایت میکرد، اکنون پناهندگان بیگناه را که قربانیان همان سیاستها هستند، با غل و زنجیر به کشور ناامن شان بازمیگرداند.
گزارشها حکایت از آن دارد که موج جدیدی از اخراج اجباری پناهجویان افغانستانی از پاکستان در جریان است. بر اساس اطلاعات دریافتی جدید، بیش از هزار نفر از این پناهجویان، که اغلب به دلیل نداشتن مدارک قانونی بازداشت شده بودند، پس از طی دوره های حبس، از طریق گذرگاههای تورخم و اسپینبولدک به افغانستان بازگردانده شدند. این در حالی است که در میان اخراج شدگان، زنان و کودکان بی پناه نیز به چشم میخورند و تصاویر منتشر شده، زنجیر به دست و پای این افراد، آن هم در جایگاه مجرمان، چهرهای غیرانسانی از این اقدام را به نمایش گذاشته است.
پاکستان در طول دهههای اخیر، به ویژه در دوران جمهوریت افغانستان، نقشی پررنگ در حمایت از گروههای تروریستی و شبه نظامی ایفا کرده است. این کشور متهم است که با استفاده از گروههایی تروریستی، سعی در تأمین منافع ژئوپلیتیک خود در افغانستان داشته است. دهها گروه تروریستی، که بخشی از آنها توسط استخبارات پاکستان (آیاسآی) ایجاد و آموزش داده می شدند، که در زمان جمهوریت با عملیات انتحاری و خونین، امنیت و ثبات افغانستان را برهم زدند.
جالب اینجاست که اکنون همان تروریستها (نظیر تحریک طالبان پاکستان – تیتیپی) به «اربابان» سابق خود پشت کرده و خون نیروهای امنیتی پاکستان را میریزند. این چرخش بومرنگ وار، نشاندهندهی خطای راهبردی پاکستان و تناقض آشکار در سیاستهای این کشور است. مهاجران افغانستانی، قربانیان اصلی این بازیهای خطرناک هستند؛ آنها از ترس کشته شدن توسط همان گروههای تروریستی که پاکستان آنها را پروراند، از وطن گریخته و به کشورهای همسایه پناه بردهاند. اکنون نیز دولت پاکستان، به دلیل اختلاف با طالبان، این افراد بیگناه را با کتک و تحقیر اخراج کرده و آنان را به کام مرگ میفرستد.
سیاست اخراج اجباری پاکستان و نحوهی اجرای آن، نه تنها با اصول بنیادین حقوق بینالملل و کنوانسیون پناهندگان (که منع بازگشت اجباری یا اصل عدم بازگشت را تصریح میکند) در تضاد است، بلکه از منظر اخلاق انسانی و دین مقدس اسلام نیز به شدت محکوم است. گزارشهای نهادهای معتبر مانند دیدبان حقوق بشر، نشان از آن دارد که مقامات پاکستانی اقدام به بازداشتهای خودسرانه، تفتیشهای شبانه و حتی جدایی اعضای خانواده از یکدیگر کردهاند.
آنچه این ظلم را مضاعف میکند، «حق توهین و کتک زدن» افرادی است که هیچ جرمی مرتکب نشدهاند. تصاویری که از بستن زنجیر به دست و پای این مهاجران بیگناه در خبرگزاریها منتشر شده، نشان از برخوردی غیرانسانی و شرم آور دارد که شایستهء یک دولت آنهم اسلامی نیست. اسلام بر کرامت ذاتی انسان، چه مسلمان و چه غیرمسلمان، تأکید دارد و هرگونه آزار و شکنجه و تحقیر، در این مکتب الهی به شدت نکوهیده است.
بازگشت اجباری این جمعیت عظیم به افغانستان، آن هم در شرایطی که کشور با بحران شدید انسانی، اقتصادی و ناامنی دست و پنجه نرم میکند، فاجعهای انسانی را رقم میزند. افغانستان امروز، با توجه به گزارشها، میزبان مناسبی برای بازگشت کنندگان نیست. ناامنی غذایی، بیکاری، خشکسالی و سرکوب سیستماتیک زنان و اقلیتها، شرایط را برای زندگی دشوار و غیرقابل تحمل کرده است.
در این میان، سوال اساسی این است که تا کی مردم افغانستان باید بهای قدرت طلبیهای سیاسی را بپردازند؟
طالبان و سایر رهبران مخالف، باید به این نکته تلخ توجه کنند که جنگ و تفرقه، تنها به آوارگی و بدبختی مردم دامن میزند. آنان فرصتی تاریخی دارند تا با کنار گذاشتن اختلافات و تشکیل یک دولت فراگیر و قوی، زمینه ساز بازگشت با کرامت آوارگان و پایان دادن به این بحران انسانی شوند. ادامهی وضع موجود به معنای محکوم کردن نسلهای آینده به زندگی در تبعید و تحقیر است.
پاکستان، که روزگاری برای تأمین امنیت خود، حتی دست به دامن تروریستها میشد، امروز طعم تلخ سیاستهای اشتباه خود را میچشد. اما در این میان، نه طالبان و نه پاکستان، بلکه مردم بیگناه افغانستان قربانی اصلی این بازیهای کثیف سیاسی هستند. اخراج تحقیرآمیز و خشونت بار این پناهجویان از پاکستان، نه تنها عملی غیرانسانی و محکوم است، بلکه اعتراف آشکار اسلامآباد به ناتوانی در مدیریت بحرانهای داخلی اش میباشد.




