به گزارش خبرگزاری معمار؛ بخش زنان ملل متحد در این تحلیل تأکید کرده است که این «الگوی ثابت» زنان و دختران در افغانستان را با خطرات متعدد روبهرو ساخته است؛ بهویژه در خانوادههای تحت سرپرستی زنان و همچنان در میان زنانی که در خانوادههای تحت سرپرستی مردان زندگی میکنند.
دادههای این تحلیل نشان میدهد که خانوادههایی که عمدتاً توسط زنان بیوه اداره میشوند، اغلب با مشکلات عملکردی روبهرو هستند. این وضعیت در یک محیط از قبل محدود، باعث شده است که تحرک، درآمدزایی و دسترسی به اطلاعات و خدمات برای آنان بیشتر محدود گردد.
به گفته این نهاد، در کنار این پیامدها، بحرانهای چندگانه و همپوشان که خانوادهها با آن مواجهاند، با شوکهای مکرر و بازگشتهای گسترده تشدید شده است. این وضعیت فشارهای بیشتری بر خانوادهها وارد کرده و آنان را در معرض ناامنی، خطر اخراج و استفاده از روشهای مقابلهای مضر قرار داده است؛ بهویژه برای زنانی که گزینههای حفاظتی کمتر و حمایت اجتماعی محدودی دارند.
در این تحلیل آمده است که زنان اغلب اطلاعات واضح در مورد نحوه دسترسی به کمکهای بشردوستانه، چگونگی تصمیمگیری در مورد هدفگیری کمکها و ارائه بازخورد ایمن در اختیار ندارند. محدودیتهای تحرک، هنجارهای اجتماعی غالب و حضور محدود امدادگران زن همچنان مانع دسترسی ایمن و پاسخگویی مؤثر به زنان شده است.
این نهاد تأکید میکند که این شکافها به بخش ارتباطات خطر نیز گسترش مییابد، زیرا زنان معمولاً از اطلاعات آمادگی و هشدارهای اولیه که برای مقابله ایمن و بهبودی ضروری است، محروم میمانند.
در ادامه این تحلیل آمده است که ناامنی غذایی در افغانستان همچنان در سطح بسیار بلند قرار دارد؛ بهگونهای که زنان، بهویژه در معرض گرسنگی بیشتر قرار دارند و احتمال بیشتری دارد که به روشهای مقابلهای منفی روی آورند که میتواند به پسران و دختران آسیب برساند.
در بخشی از گزارش آمده است که فرصتهای معیشتی برای زنان همچنان محدود بوده و بهگونه فزاینده در داخل خانه و در شرایط دسترسی محدود به بازارها، اسناد و خدمات مالی متمرکز است. این محدودیتها چرخهای را ایجاد کرده که در آن بسیاری از خانوادهها از طریق راهبردهایی که خطرات حفاظتی را افزایش میدهد، مانند کار کودکان، ترک آموزش و ازدواج زودهنگام، شوکها را تحمل میکنند.
این تحلیل جنسیتی همچنان به یک چرخه مداوم و تقویتشونده اشاره دارد. محدودیتهای تحرک و مشارکت زنان، همراه با فشارهای اقتصادی، کاهش بودجه برنامههای بشردوستانه، شوکها و فشارهای مهاجرتی، زنان و دختران را در سراسر افغانستان به سوی محرومیت عمیقتر و خطرات حفاظتی بیشتر سوق میدهد؛ در حالی که توانایی آنان برای دسترسی، مشارکت و بهرهمندی از کمکهای بشردوستانه و فرصتهای معیشتی را محدود میسازد.
در پایان این تحلیل تأکید شده است که نیاز به برنامهریزی یکپارچه و پاسخگو به جنسیت وجود دارد؛ بهگونهای که خانوادههای تحت سرپرستی زنان، زنان عودتکننده، دختران نوجوان و سایر زنان و دختران در معرض خطر در اولویت قرار گیرند، دسترسی ایمن و پاسخگویی تقویت شود و وابستگی به ساختارهای مقابلهای مضر بهویژه در شرایط بحران کاهش یابد.




