نویسنده:م. کهریزنوی
در اپریل 2026، اندیشکده امریکایی هادسن در تحلیلی اذعان کرد که علیرغم تلفات و فشارهای همهجانبه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ج.ا.ایران نه تنها انسجام عملیاتی خود را حفظ کرده بلکه با اهرمهای نظامی منطقهای، به بازیگری مسلط در «جنگ سایشی» تبدیل شده است. این گزارش در حالی منتشر میشود که رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا نیز به توانمندیهای موشکی و پهپادی ایران «احترام» میگذارد. اما پشت این اذعان فنی، یک حقیقت تلخ اخلاقی-سیاسی نهفته است: امریکا و اسرائیل، در دو برهه که مذاکرات دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن جریان داشت، با حملات غافلگیرانه، خیانت در مذاکره را نهادینه کردند. با این حال، «خرد سیاسی و هوش اقتصادی» ایران نشان داده که چگونه میتوان در برابر نوکران بی چون و چرای عربی حوزه خلیج فارس و اربابان شان، از هر اهرمی برای بقا استفاده کرد.
هنگامی که یک اندیشکده تندروی امریکایی مانند هادسن که سالها نظریه «تغییر نظام» در ایران را تبلیغ کرده و ناچار میشود بنویسد «سپاه اهرمهای قدرتمندی برای تشدید جنگ اقتصادی دارد»، این دیگر یک ادعای تبلیغاتی نیست، بلکه یک اعتراف راهبردی است. اما تحلیل این گزارش بدون توجه به بستر اخلاقی آن ناقص است. در شرایطی که طی دو دوره امریکا و اسرائیل همزمان پشت میز مذاکره و در میدان جنگ، ایران را هدف حملات سایبری، ترور دانشمندان و تهدید نظامی قرار دادند، طبیعی است که تهران به جای تکیه بر حسن نیت غرب، بر «اهرمهای سخت» خود تکیه کند. این نوشتار، با بهرهگیری از دادههای گزارش هادسن و واقعیات میدانی، نشان میدهد که چگونه ایران از بزنگاه جنگی نابرابر، دست برتر خود را ساخته است.
گزارش هادسن تأکید میکند «ظرفیت پرتاب موشکهای بالستیک سپاه کماکان پابرجاست» و زنجیره شناسایی، رهگیری و هدفگیری هنوز منسجم عمل میکند. این را باید در کنار اظهارات ژنرال دانفورد، رئیس ستاد مشترک ارتش امریکا گذاشت که گفت: «به توانمندیهای ایران در موشکهای بالستیک، کروز و سایبر احترام میگذارم.» این «احترام» ترجمهی واقعی آن لحظهای است که پهپاد جاسوسی RQ-4 گلوبال هاوک با سامانه «سوم جوزا/خرداد» در حریم ایران هدف قرار گرفت. امریکاییها آن پهپاد را «فاقد ابزار دفاع شخصی» خواندند، اما فراموش میکنند که تجاوز به حریم یک کشور مستقل، با هر وسیلهای، خط قرمز است. ایران با خرد سیاسیِ «دفاع فعال» نشان داد که حتی پیشرفته ترین فناوریهای دشمن، در برابر اراده بومی پدافندی، شکننده است.
یکی از نکاتی که تحلیل هادسن به آن اشاره میکند «منازعات داخلی میان دولت و سپاه» است، اما بلافاصله میگوید این منازعات مانع از انسجام عملیاتی سپاه نشده است. این دقیقاً همان جایی است که باید از «خرد سیاسی و هوش اقتصادی» ایران گفت. در حالی که دولت سعی در تنش زدایی دارد، سپاه به عنوان یک نهاد خردگرا (و نه صرفاً ایدئولوژیک) میداند که غرب فقط زبان زور را میفهمد. تجربه ثابت کرده هرگاه ایران به مذاکره بدون پشتوانه دفاعی رو آورده ، تحریمها افزایش یافته است. اما وقتی اهرمهایی مانند کنترل تنگه هرمز، موشکهای هوشمند و نفوذ منطقهای را در اختیار دارد، حریف ناچار به «احترام» میشود. این، اوج پاسخ به حمله غافلگیرانه امریکا و اسرائیل در سایه مذاکرات است.
گزارش هادسن به صراحت از «جنگ سایشی» و «بازآرایی معادلات منطقهای» صحبت میکند، اما نامی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس نمیبرد. اما باید یادآور شویم که این کشورها که بودجههای میلیارد دالری خود را در اختیار پایگاههای نظامی امریکا میگذارند، عملاً نقش «نوکران غلامصفت» را بازی میکنند. آنها با خرید سامانههای گران قیمت دفاعی (مانند پاتریوت و تاد) و عادی سازی روابط با رژیم کودک کش صهیونیستی، نه امنیت خریداری کردهاند و نه احترام. امریکا در بحرانهای اخیر، ابتدا منافع خود و سپس اسرائیل را در اولویت قرار داد و کشورهای عربی را در صف انتظار امنیت نشاند. در مقابل، ایران با «هوش اقتصادی» خود نشان داده که وابستگی، نقطه ضعف است و استقلال اقتصادی-نظامی، تنها راه ماندگاری در برابر نظام سلطه است.
آنچه از میان سطرهای گزارش هادسن و اظهارات ژنرال امریکایی برمیآید، یک حقیقت ساده اما عمیق است و آن اینکه قدرت، فقط در انبار مهمات نیست؛ در خردِ استفاده از آن است. ایران نشان داده که در اوج تحریم و تهدید، توانسته ترکیبی از سلاحهای بومی، دیپلماسی فعال (حتی با دشمن) و سازماندهی اقتصادی مقاوم را ایجاد کند. اخلاق مقاومت میگوید: در برابر متجاوز (امریکا جنگ طلب و اسرائیل جنایتکار کودک کش)، هر اقدامی برای دفاع مشروع است. مقاله هادسن برای ما روشن کرد که «اهرِم سپاه» هنوز قدرتمند است.




