(تأملی بر اظهارات حنفی در مورد مخالفان طالبان)
محمد خالد حنفی، سرپرست وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان، در سخنرانی خود در ولایت هرات، منتقدان این گروه در خارج از افغانستان را «اجیر، مزدور و وطنفروش» خواند و آنان را متهم کرد که با نشر گزارشها و انتقادها در پی تخریب وجهه حکومت طالبان، ایجاد اختلاف میان مردم افغانستان و ارائه تصویری منفی از این کشور در سطح جهانی هستند. به باور او، بسیاری از انتقادهایی که از خارج مطرح میشود، بازتاب واقعیتهای افغانستان نیست و با هدف تضعیف حکومت طالبان صورت میگیرد.
اتهامزنی گسترده به منتقدان، یکی از سادهترین و در عین حال خطرناکترین شیوههایی است که هر قدرتی برای فرار از پاسخگویی به کار میگیرد. وقتی سرپرست وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان، همه مخالفان خارجنشین را یکجا «اجیر، مزدور و وطنفروش» میخواند، در واقع میکوشد صدای اعتراض را خاموش کند، بیآنکه به اصل انتقادها حتی اشارهای بکند. این ادبیات، نهتنها استدلالی به همراه ندارد، بلکه خود نشانهای روشن از فقدان گفتمان پاسخگو در ساختار قدرت طالبان است.
نخست آنکه، ادعای «اجیر بودن» همه منتقدان، نه قابل اثبات است و نه منطقی. در میان منتقدان طالبان در خارج، چهرههایی قرار دارند که سالها در متن جامعه افغانستان زیستهاند؛ روزنامهنگارانی که دههها حقیقت را روایت کردهاند، فعالان حقوق بشر و حقوق زنان که صدای نیمه خاموش جامعه بودهاند، و سیاستمدارانی که تجربه کار در دولتهای پیشین را دارند. نمیتوان میلیونها انسان را که از ترس، فقر و سرکوب مجبور به ترک وطن شدهاند، با یک برچسب ساده از صحنه کنار زد. حتی اگر فرض کنیم شماری از این منتقدان با حمایت دولتهای خارجی فعالیت میکنند، این امر هرگز به معنای باطل بودن همه انتقادها نیست. منتقدان مشروع، با هر پشتوانهای که باشند، حق دارند صدایشان شنیده شود.
دوم، پرسش اصلی این است که دلیل مخالفت این افراد با طالبان چیست؟ پاسخ روشن است: آنان نه با اسلام و نه با افغانستان، بلکه با رفتار و عملکرد طالبان مخالفاند. وقتی زنان از حق تحصیل و کار محروم میشوند، وقتی دختران نوجوان به جرم بدحجابی در ملاءعام شلاق میخورند، وقتی روزنامهنگاران بازداشت و شکنجه میشوند، وقتی صدای موسیقی و شادی از شهرها رخت برمیبندد، و وقتی هر نوع اعتراض مسالمتآمیز با سرکوب مواجه میشود، اعتراض نه خیانت، بلکه یک حق طبیعی و وجدانی است. اینها خواستههای وارداتی نیستند، بلکه مطالباتی ریشهدار در تاریخ، فرهنگ و ارزشهای انسانی مردم افغانستان هستند.
سوم، مطالبات منتقدان نهتنها نادرست نیست، بلکه با موازین حقوق بینالملل، حقوق بشر و حتی با آموزههای اصیل اسلامی همخوانی دارد؛ حق تحصیل برای دختران و پسران، حق کار و مشارکت زنان در عرصه عمومی، آزادی بیان و رسانه، حق اعتراض مسالمتآمیز، تشکیل دولت فراگیر با مشارکت همه اقوام و اقشار، و رعایت حقوق اقلیتها. اینها همان آرزوهایی است که در سایه طالبان به جرم تبدیل شدهاند.
چهارم، نکتهای که نباید از نظر دور بماند، اعتراضات خاموش در داخل افغانستان است. موجی از نارضایتی در دل شهرها، روستاها و حتی میان صفوف طالبان در حال شکلگیری است که به دلیل فضای خفقان و ترس، فرصت بروز نمییابد. سکوت مردم، نشانه رضایت نیست، بلکه نشانه ترس از قدرتی است که نه تحمل انتقاد را دارد و نه حاضر به بازنگری در رفتار خویش است. همین نارضایتی انباشته، بذر آیندهای متفاوت را در دل جامعه افغانستان میکارد.
در مجموع، سخنان آقای حنفی بیش از آنکه نشانه اقتدار باشد، نشانه ضعف است؛ ضعفی که در قالب انکار، اتهامزنی و فرار از واقعیت ظاهر میشود. اگر حکومت طالبان واقعاً به مردم افغانستان خدمت میکند، باید اجازه دهد صدای منتقدان، حتی منتقدان تند، شنیده شود. حکومتی که از یک سخنرانی منتقدانه در خارج میهراسد، نمیتواند در داخل اعتمادسازی کند. راهحل نه انکار و سرکوب، بلکه گفتوگو، پاسخگویی و احترام به حقوق اساسی مردم است؛ مردمی که سالهاست در سکوت و رنج، آیندهای بهتر را برای فرزندان خود آرزو میکنند.



