نویسنده: دکتر حسینی
چهل روز از آن لحظه تلخ میگذرد که خبر شهادت حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای(ره)، رهبر انقلاب اسلامی ایران، جهان را در بهت فرو برد. در این چهل روز، ملت شریف ایران و تمام آزادگان جهان، در سوگی عمیق فرو رفتهاند؛ اما این سوگ، سوگی منفعل نیست، بلکه سوگی است که در آن، خاطرات زنده میشوند، درسها آموخته میشوند و ارادهها استحکام مییابند.
امروز، در چهلمین روز شهادت ایشان، میخواهیم از منظری چندگانه به شخصیت این رهبر بزرگ بنگریم: از منظر فلسفی که به ما میآموزد چگونه میتوان در برابر قدرتهای زورگو ایستاد؛ از منظر علمی که نشان میدهد چگونه یک ملت میتواند با اتکا به دانش، از وابستگی رهایی یابد؛ از منظر شاعرانه که در آن، روح بلند رهبری را میبینیم که خود، شاعری توانا بود و در شعرش، اشتیاق شهادت را سروده بود؛ و از منظر سیاسی که ثابت میکند چگونه یک رهبر حکیم و خردمند میتواند معادلات جهانی را به نفع مستضعفین تغییر دهد.
شهادت ایشان، بلکه نتیجه منطقی یک زندگی پرافتخار در راه عدالت بود. از منظر فلسفی، شهادت ایشان، تجلیگاه مفهومی عمیق است که در فلسفه اسلامی به آن «فداکاری» یا «ایثار» گفته میشود.
در فلسفه غرب، زندگی، هدف نهایی انسان تلقی میشود و حفظ آن، ارزشمندترین اصل شمرده میشود. اما در فلسفه اسلامی و به ویژه در مکتب عاشورا، زندگی، تنها در پرتو ارزشهای والای انسانی معنا مییابد. شهادت، در این مکتب، نه مرگ، بلکه زندگی جاودانه است.
شهید آیتالله حسینی خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی، در طول عمر پربرکت خویش، همواره این فلسفه را زیستند. ایشان مظهر آیه شریفه قرآن بودند که میفرماید: «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ» (آنان که همواره پیامهای خدا را به مردم میرسانند و از خدا میترسند و از هیچ کس جز خدا واهمه ندارند.)
این آیه، تصویر دقیقی از شخصیت ایشان است. ایشان نه از قدرتهای بزرگ ترسیدند، نه از تهدیدهای استکبار جهانی هراسیدند و نه در برابر زورگویان سر خم کردند. ایشان به خدا ایمان داشتند و به راهی که در پیش گرفته بودند، اعتماد کامل داشتند.
شهادت ایشان، در ماه مبارک رمضان و درست مانند شهادت جد بزرگوارشان حضرت علی (ع)، پیامی عمیق داشت: راه عدالت، راهی پر از خار است، اما کسانی که این راه را برمیگزینند، جاودانه میشوند.
یکی از بزرگ ترین دستاوردهای حضرت آیتالله خامنهای در عرصه علمی، تبدیل ایران از کشوری وابسته به قدرتی خودکفا و علمی بود. ایشان همواره بر «علمآموزی» و «پیشرفت علمی» تأکید داشتند و در سخنانشان، بارها فرمودند: «ما باید در عرصه علم، به قلههای جهانی برسیم.»
این تأکید، در دوران تحریمهای فلجکننده امریکا و متحدانش، اهمیتی دوچندان یافت. وقتی امریکا و اروپا، تمام راههای دسترسی ایران به فناوریهای پیشرفته را بستند، ایشان با تدبیر حکیمانه خود، راه «علمآموزی» و «خودکفایی» را هموار ساختند.
نتیجه این سیاست های خردمندانه، برای کشور ایران چشمگیر است:
- ایران در عرصه هستهای، به یکی از کشورهای پیشرو جهان تبدیل شد.
- این کشور در عرصه پزشکی و دارویی، به خودکفایی رسید.
- در عرصه هوافضا و موشکی، ایران به قدرتی جهانی بدل شد که حتی امریکا را به زانو در آورد.
- در عرصه فناوری نانو و اطلاعات، این کشور به رشد چشمگیری رسید.
حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای، به ملت ایران آموختند که «تحریم»، اگرچه دردناک است، اما میتواند فرصتی برای رشد و پیشرفت باشد. ایشان با ترکیب «ایمان به خدا» و «علم»، الگویی نوین برای کشورهای تحت تحریم جهان ارائه دادند.
یکی از ویژگیهای برجسته ایشان، تسلط ایشان بر ادبیات و شعر فارسی بود. ایشان خود، شاعری توانا بودند و اشعاری زیبا در وصف شهادت و ایثار سروده بودند. یکی از این اشعار، که پیش از شهادت اش سروده شده بود، به زیبایی، اشتیاق ایشان به شهادت را بازگو میکند:
دل را ز بیخودی سرِ از خود رمیدن است جان را هوای از قفسِ تن پریدن است از بیم مرگ نیست که سَر دادهام فغان بانگ جرس ز شوق به منزل رسیدن است.
این شعر، نه تنها زیبایی ادبی دارد، بلکه عمق فلسفی و معنوی نیز دارد. وی در این غزل، از «بیخودی» و «رهایی از قفس تن» سخن میگوید که اشاره به مفهوم «فنا فیالله» در تصوف اسلامی دارد. او از مرگ نمیترسد، بلکه اشتیاق دارد که به «منزل» برسد؛ یعنی به لقاءالله.
این اشعار، نشان میدهد که آیتالله خامنهای، نه تنها یک رهبر سیاسی، بلکه یک عارف واقعی بودند که به عمق معانی عرفانی و الهی پی برده بودند. ایشان در ماه مبارک رمضان، همانگونه که جد بزرگوارشان حضرت علی (ع) به شهادت رسیدند، به ملکوت اعلی پیوستند و شهد گوارای شهادت را نوشیدند.
یکی از بزرگ ترین دستاوردهای سیاسی ایشان، دفاع از محور مقاومت در منطقه بود. ایشان با حمایت از فلسطین، لبنان، یمن و دیگر کشورهای تحت ستم، معادله قدرت در منطقه را به نفع ملتهای مظلوم تغییر دادند.
شهادت ایشان، توسط امریکا و رژیم صهیونیستی، نشاندهنده عمق نفرت استکبار از ایشان بود. این دو، بارها در صدد حذف فیزیکی ایشان برآمده بودند و بالاخره، در اقدامی ناجوانمردانه و در حالی که مذاکرات جریان داشت، به ایران حمله کردند و ایشان را به شهادت رساندند.
این جنایت، بار دیگر ثابت کرد که امریکا، هرگز صادق نیست و مذاکره، تنها ابزاری برای فریب است. رژیم کودک کش صهیونیستی، تروریست ترین رژیم در جهان است که حتی کودکان را نیز هدف قرار میدهد. ملت شریف ایران، در برابر این جنایتها، هرگز تسلیم نخواهد شد.
جنایت امریکا و رژیم صهیونیستی در شهادت حضرت آیتالله خامنهای از سوی تمام ملتهای آزاده جهان، به شدت محکوم شد. این دو، با نقض تمام قوانین بینالمللی و با خیانت در میز مذاکره، دست به این جنایت زدند.
آنها قبل از شهادت رهبر، مدرسه «شجره طیبه» در شهر میناب را بمباران کردند و دهها کودک بیگناه را به شهادت رساندند. این جنایت، نشاندهنده چهره وحشیانه رژیم کودک کش صهیونیستی و امریکای جنایتکاراست که حتی کودکان را نیز هدف قرار میدهند.
شهادت حضرت آیتالله سید علی حسینی خامنهای (ره) رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ایران، پایان یک فصل پرافتخار بود، اما آغاز فصلی نو در تاریخ مقاومت است. ایشان با عمری پربرکت، درسهای فراوانی آموختند:
- ایمان به خدا، قدرتی است که هیچ قدرتی نمیتواند آن را بشکند.
- علم، کلید رهایی از وابستگی است.
- شهادت، نه پایان، بلکه آغاز جاودانگی است.
- وحدت، قدرتی است که دشمن از آن میترسد.
چهل روز از رفتن ایشان گذشت، اما یاد ایشان، در دلهای تمام آزادگان جهان زنده است و راه ایشان، ادامه دارد.
تسلیت باد بر ملت شریف ایران و تمام آزادگان جهان.




