یکم سنبله/شهریور، زادروز ابوعلی سینا، برای مردم افغانستان فرصتی است برای پاسداشت مقام والای پزشکی و نیز آیینهای روشن برای مقایسهٔ روشن اندیشی حکیم بخارا با تاریک اندیشی حاکمان کنونی؛ آن هم در سرزمینی که یکی میراث داران نام و اندیشهٔ اوست.
در حالی که ابن سینا با خرد ورزی، مرزهای دانش را درنوردید، اما حکام امروز افغانستان با ممنوعیت تحصیل زنان و دختران، حتی در رشته پزشکی، به مقدس ترین اصول انسانی و تعالیم عالیه اسلام پشت پا زدهاند؛ اقدامی که نه تنها با سیره حکیم پزشک، که با صریح ترین آموزههای دینی در باب علم آموزی و سلامت جامعه در تناقض آشکار است.
اول سنبله، روز بزرگداشت ابوعلی سینا، آن حکیم، فیلسوف و طبیب بی نظیر جغرافیای بزرگ فارسی زبانان، نام گذاری شده است؛ روزی که به پاس خدمات ارزنده او به علم پزشکی، به عنوان «روز پزشک» نیز گرامی داشته می شود. این روز، یادآور تلاشهای بی وقفه جامعه پزشکی در سراسر جهان، به ویژه در کشورهای فارسی زبان ایران، افغانستان و تاجیکستان است که میراث دار این نابغه بزرگ در گستره تمدن اسلامی هستند.
در متون و آموزه های دین مقدس اسلام، علم پزشکی از چنان جایگاه والایی برخوردار است که در روایتی از امام علی (ع)، «دانش بر دو نوع است: دانش دینی و دانش بدن و سلامت آن». این فرمایش، به روشنی گویای آن است که تأمین سلامت جسمانی، در کنار سلامت روحانی، از اهداف اولیه دین است. این نگاه عمیق نشان میدهد که در اسلام، تلاش برای درمان و حفظ حیات انسان، عبادتی بزرگ و معادل با تلاش برای اعتلای دین است.
در فرهنگ اسلامی، پزشک صرفاً یک درمان گر جسم نیست، بلکه “مظهر اسم شریف محیی و احياءگری” معرفی شده که به سبب ارتباط با خداوند، از نور حکمت الهی بهره مند شده است و به تعبیر ابنسینا، «حکیم الهی» می گردد. در متون دینی، از پزشک به عنوان «رفیق» بیمار یاد شده و امام علی (ع) میفرمایند: «به مانند پزشکی رفیق باش که دوا را آن جا و آن گونهای قرار می دهد که مفید باشد». تاکید بر رفاقت و رازداری در کلام آن حضرت، نشان از آن دارد که طبابت، بیش از یک مهارت فنی، یک رسالت اخلاقی و انسانی است. حدیث «راز برادر مسلمان خود را به دیگران بازگو کردن، خیانت است»، در حوزه پزشکی مصداقی حیاتی می یابد که بدون آن، اعتماد و فرایند درمان مخدوش میگردد.
افغانستان، به عنوان یکی از سه کشور فارسی زبان میراث دار ابن سینا، امروز شاهد سیاه ترین دوران خود در زمینه علم آموزی است. طالبان با بستن دروازههای دانشگاهها به روی زنان و دختران، حتی در رشتههای تحصیلی حیاتی نظیر پزشکی، با صریح ترین آموزههای دینی در ستیز افتادهاند.
طالبان در پوشش «اسلامیت»، دست به اقدامی می زند که در تعارض کامل با روح و متن اسلام است. در اسلام، علم آموزی بر هر زن و مرد مسلمانی واجب است و هیچ دلیلی مبنی بر تفاوت جنسیتی در این حکم وجود ندارد. ممنوعیت تحصیل زنان، نه تنها یک ظلم آشکار، که به مثابه نابودی نسل آینده و محروم کردن نیمی از جامعه از حق اولیه خویش است.
از منظر فقهی، احکام اسلام بر مبنای مصالح و مفاسد تنظیم شدهاند. در حالی که طالبان ادعای «امر به معروف و نهی از منکر» دارند، خود بزرگ ترین منکر را با «منع علم و دانش» و «تبدیل جامعه به جهل و فقر» مرتکب میشوند. این اقدام، مصداق بارز «تعطیل کردن عقل» و «تحقیر کرامت انسانی» است که در قرآن بارها از آن نکوهش شده است. اگر در اسلام، سلامت جامعه و فرد آن قدر مهم است که انجام واجبات در صورت لطمه به سلامت، حرام میشود، چگونه میتوان از تحصیل دخترانی سخن گفت که قرار است آینده سازان و درمان گران این مرز و بوم باشند؟
روز پزشک، یادآور این حقیقت است که «حکمت» و «شفا» در گرو «آزادی» و «عدالت» است. ابنسینا در برابر تندباد روزگار خم به ابرو نیاورد و در سخت ترین شرایط، به نوشتن و درمان ادامه داد. اما امروز در سرزمینی که یادآور نام اوست، زنان و دخترانی که میتوانستند در آینده «امیر پزشکان» یا «امینالاطباء» شوند، در پشت دروازه های بسته دانشگاهها، فقط صدای گریه و آرزوی نافرجام شان به گوش می رسد.
روز پزشک را میتوان با تبریک و چند جمله تشریفاتی به پایان رساند؛ اما اگر قرار باشد یاد ابن سینا واقعاً زنده بماند، باید از خود بپرسیم که میراث ابن سینا چیست؟
میراث او فقط قانون در طب نیست. میراث او، جرئت اندیشیدن است. میراث او، جستجوی حقیقت است. میراث او، ارزش دادن به دانش است. میراث او، پیوند میان خرد، اخلاق و خدمت به انسان است.
امروز افغانستان در برابر یک انتخاب تاریخی قرار گرفته است: یا دانش را به عنوان سرمایه ای برای نجات و ساختن کشور بپذیرد، یا دروازه های دانش همچنان بسته بماند و نسلی را قربانی سیاستهای ایدئولوژیک طالبانی کند. طالبان اگر واقعاً خود را حکومت اسلامی می دانند، باید به جای ترس از دانش، به قدرت دانش اعتماد کنند؛ زیرا اسلامی بودن یک حکومت با میزان عدالت، کرامت انسان، حفظ جان و امکان رشد علمی جامعه سنجیده می شود.
در سرزمینی که ابن سینا، یکی از بزرگ ترین پزشکان تاریخ، از دل تمدن آن برخاست، چگونه به جایی رسیدهایم که دختری افغانستانی برای تبدیل شدن به پزشک، باید پشت دروازه های بسته دانشگاه بایستد؟ اگر روزی مادری بیمار به دلیل نبود پزشک زن نشود که او را معاینه و درمان کرد، آن وقت مشکل فقط بیماری آن مادر نیست؛ مشکل، بیماری یک نظام فکری است که دانش را از نیمی از جامعه دریغ کرده است.
و اگر جامعهای نام ابنسینا را بزرگ بدارد، اما راه دخترانش را به سوی علم ببندد، باید از خود بپرسد: آیا واقعاً میراث ابن سینا را پاس می داریم، یا فقط نام او را تکرار میکنیم؟
شاید بهترین ادای احترام به ابن سینا در روز پزشک، روشن کردن شمع دیگری باشد:
شمع دانش؛ برای همه، بدون تبعیض!
نویسنده: دکتر سید عزت الله حسینی




