از باتلاق افغانستان تا شکست در خلیج فارس

پنج سال از خروج مفتضحانه امریکا از افغانستان می‌گذرد؛ خروجی که نماد شکست راهبردی واشنگتن در جنگ‌های بی ‌پایان بود. با این حال، به نظر می ‌رسد سیاستمداران امریکایی، به ویژه دونالد ترامپ و تیم اش، نه تنها از این فاجعه عبرت نگرفته‌اند، بلکه با تکیه بر جنگ ‌طلبی و مداخله ‌گری، بار دیگر به دنبال تکرار همان الگوی شکست ‌خورده در قبال ایران هستند. تحولات میدانی و گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران با قدرت تمام در برابر این تهدیدات ایستاده و درسی ماندگار به متجاوزان داده است.
از باتلاق افغانستان تا شکست در خلیج فارس

پنج سال از خروج مفتضحانه امریکا از افغانستان می‌گذرد؛ خروجی که نماد شکست راهبردی واشنگتن در جنگ‌های بی ‌پایان بود. با این حال، به نظر می ‌رسد سیاستمداران امریکایی، به ویژه دونالد ترامپ و تیم اش، نه تنها از این فاجعه عبرت نگرفته‌اند، بلکه با تکیه بر جنگ ‌طلبی و مداخله ‌گری، بار دیگر به دنبال تکرار همان الگوی شکست ‌خورده در قبال ایران هستند. تحولات میدانی و گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی ایران با قدرت تمام در برابر این تهدیدات ایستاده و درسی ماندگار به متجاوزان داده است.

بیست سال اشغال افغانستان توسط امریکا و متحدانش، به روایت آمار، چیزی جز ویرانی، مرگ و بحران به همراه نداشت. پروژه «هزینه‌های جنگ» در بررسی و گزارش دانشگاه براون نشان می‌دهد که جنگ ‌های پس از 11 سپتامبر در افغانستان، عراق، سوریه و یمن به طور مستقیم و غیرمستقیم منجر به مرگ حدود 4.6 میلیون نفر شده است؛ رقمی که نشان ‌دهنده ابعاد فاجعه‌ بار مداخلات امریکا است. اکنون و در پنجمین سالگرد این خروج تحقیرآمیز، روزنامه گاردین هشدار داده که ایالات متحده، تحت رهبری ترامپ، در حال تکرار همان اشتباهات در قبال ایران است؛ اشتباهاتی که ریشه در فقدان اهداف روشن، بزرگ ‌نمایی تهدیدات و فراموشی هزینه‌های انسانی و مالی دارد. گزارشی که برای بررسی ارسال شده، به خوبی ابعاد این فراموشی جمعی و فاجعه‌ بار را ترسیم می‌کند.

فراموشی و بازتولید اشتباهات راهبردی

گزارش گاردین نیز به درستی به این نکته اشاره دارد که تجربه تلخ افغانستان، الگویی کلاسیک از «جنگ بی ‌پایان» را به تصویر کشید؛ جنگی که با شعار مبارزه با تروریسم آغاز شد، اما به اشغالی طولانی و بی ‌نتیجه تبدیل گردید. هزینه‌های این جنگ برای امریکا، فراتر از تلفات جانی، چیزی در حدود یک تریلیون دالر و اعزام 775 هزار نظامی بوده است.

این واقعیت تلخ، پرده از بزرگ ‌نمایی تهدیدات توسط دولت‌های امریکایی برمی‌دارد. با این حال، ترامپ و تیم جنگ ‌طلب او، با نادیده گرفتن این درس‌ها، مسیر مشابهی را در قبال جمهوری اسلامی ایران ترسیم کرده‌اند. اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر اینکه حمله برنامه ‌ریزی‌ شده به ایران می‌توانست «بزرگ ‌ترین حمله از زمان جنگ جهانی دوم» باشد، نشان‌ دهنده رویکردی فاجعه ‌بار و ماجراجویانه است که نه تنها راهبرد روشنی ندارد، بلکه می‌ تواند کل منطقه را به آتش بکشد.

قربانیان اصلی جنگ ‌طلبی ترامپ مردم امریکاست

یکی از نکات کلیدی که تحلیل این گزارش را تکمیل می‌کند، نارضایتی عمیق مردم امریکا از هزینه‌های گزاف جنگی و مالیاتی است که صرف کشتار و تجاوز می‌شود. نظرسنجی‌ها و جنبش‌های اجتماعی در ایالات متحده بارها نشان داده که افکار عمومی این کشور از جنگ‌های فرسایشی و بی ‌نتیجه خسته شده‌اند و حضور نظامی در خاورمیانه را به نفع منافع ملی خود نمی‌دانند. اخراج گسترده مهاجران و فشار بر کارکنان مخالف سیاست‌های دولت ترامپ در وزارت امنیت داخلی، نشان ‌دهنده فضای سرکوب و نارضایتی در داخل امریکا است. این موضوع نشان می‌دهد که جنگ‌ طلبی نه تنها برای ملت‌های منطقه فاجعه ‌بار است، بلکه خود مردم امریکا نیز از هزینه‌های انسانی و مالی آن رنج می‌برند و از دولت‌ هایشان به دلیل اولویت دادن به منافع نامشروع  رژیم کودک کش صهیونیستی، بیزار و متنفرند.

شکست‌های میدانی امریکا و تاب‌آوری ایران

قسمت دیگری از این گزارش ها به تلفات سنگین ارتش امریکا در جریان جنگ تحمیلی اخیر علیه ایران پرداخته است. بر اساس گزارش شبکه ABC و پایگاه  The War Horse، شمار مجروحان ارتش امریکا به 653 نفر رسیده و دست ‌کم 170 نظامی دچار آسیب‌های مغزی شده‌اند. حملات مرگبار پهپاد ایرانی به پایگاه نظامیان امریکایی در کویت که منجر به کشته شدن 6 نظامی شد، درسی تلخ برای پنتاگون بود که نشان داد ایران با قدرت تمام از خاک و منافع خود دفاع می‌کند.

این آمار، در مقایسه با تلفات 20 ساله جنگ افغانستان (2400 نظامی)، گویای ضربات کوبنده و سریعی است که ایران به متجاوزان وارد کرده است. جمهوری اسلامی ایران با نمایش توانمندی‌های نظامی و راهبردی خود، ثابت کرد که بر خلاف افغانستان و عراق، هیچ ‌گاه به پناهگاهی برای مداخله‌ گران خارجی تبدیل نخواهد شد و هرگونه تجاوزی را با پاسخی مقتدرانه و مؤثر مواجه خواهد کرد. این درس ماندگار، خط بطلانی بر زیاده‌ خواهی‌های امریکا و رژیم کودک کش صهیونیستی کشید.

انفعال و دوگانگی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس

نکته قابل تأمل در تحولات اخیر، نقش کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، است. ترامپ به صراحت اعلام کرد که ولیعهد عربستان و دیگر متحدان عربی منطقه از او خواسته‌اند تا از حمله به ایران خودداری کند، چرا که نگران گسترش جنگ، بحران انسانی و هجوم آوارگان به کشورهایشان بودند. این درخواست، نشان‌ دهنده دوگانگی استراتژیک این کشورهاست. آنها از یک سو به عنوان «گاو شیرده» امریکا، به حمایت مالی و نظامی از واشنگتن ادامه می‌دهند و از سوی دیگر، از عواقب جنگ و آتش‌افروزی که امنیت شکننده آن‌ها را تهدید می‌کند، هراس دارند.

این موضع گیری، عمق بی‌ثباتی منطقه و شکست سیاست‌های منطقه‌ای امریکا را نشان می‌دهد. کشورهایی که زمانی با تمام توان به امریکا در جنگ‌های منطقه چراغ سبز نشان می‌دادند، اکنون به دلیل ترس از سرایت آتش جنگ به خاک خود، خواستار مهار تنش‌ها و مذاکره با ایران شده‌اند. این تغییر موضع، نشانگر افول قدرت و اعتبار امریکا در میان متحدان سنتی‌اش و از سوی دیگر، اثبات جایگاه و قدرت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران است که همه را به احترام واداشته است.

ترامپ که زمانی وعده «جنگ‌های بی‌پایان» را داده بود، امروز با عقب ‌نشینی از تهدید نظامی خود، به دنبال مذاکره برآمده است. او که دو روز پیش تهدید به «بمباران بی‌سابقه» ایران می‌کرد، ناگهان از آغاز مذاکرات در روز دوشنبه خبر داد و آن را به درخواست ایران و متحدانش نسبت داد. این پازل متناقض، بیش از هر چیز نشان از حماقت راهبردی، آشفتگی در تصمیم ‌گیری و فقدان یک سیاست خارجی منسجم در کاخ سفید دارد. تیم جنگ ‌طلب ترامپ، که به دنبال تکرار سناریوی عراق و افغانستان بودند، بار دیگر در برابر اراده پولادین ملت شریف ایران تسلیم شدند. این شکست، چهره واقعی سیاست‌های مبتنی بر زور و تهدید را بیش از پیش در افکار عمومی جهان رسوا کرد.

پنج سال پس از خروج مفتضحانه از افغانستان، امریکا در باتلاقی تازه و خطرناک ‌تر گرفتار شده است. فراموشی درس‌های تلخ تاریخ، همراه با برتری‌جویی و جنگ ‌طلبی، تنها به تضعیف جایگاه بین‌المللی واشنگتن و افزایش نفرت ملت‌های منطقه دامن زده است. جمهوری اسلامی ایران، با اتکا به توانمندی‌های دفاعی و تدبیر راهبردی خود، نشان داد که نه تنها در برابر قلدری‌ها تسلیم نمی‌شود، بلکه با وادار کردن دشمن به عقب ‌نشینی، معادلات جدیدی را در منطقه رقم می‌زند. این پیروزی، نه فقط یک پیروزی نظامی، بلکه پیروزی اراده، خرد و مقاومت بر برتری ‌جویی و جنگ ‌طلبی است.

تقاضای کشورهای منطقه برای توقف جنگ، پایان دوران «هژمونی بی‌چون و چرای امریکا» و آغاز عصری است که در آن کشورهای منطقه، به دور از منافع بیگانه، خواهان نظمی مبتنی بر همکاری و گفتگو هستند. واشنگتن اگر هنوز فرصت دارد، باید از این هشدار تاریخی پند گیرد و به جای تکرار خطاهای گذشته، به احترام حاکمیت ملت‌ها و حقوق بشر گردن نهد. در غیر این صورت، «جنگ‌های بی ‌پایان» به گورستان امپراتوری امریکا تبدیل خواهد شد.

نویسنده: م. کهریزنوی

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x