روایت ته‌ کشیدن زراد خانه‌های غرور کاذب و برتری دفاع مقدس

این جنگ نشان داد که قدرت مبتنی بر تجاوز، محکوم به زوال است، و قدرتی که در مسیر شرافت و امنیت گام بردارد، نه تنها مقدس، بلکه شکست ‌ناپذیر است
روایت ته‌ کشیدن زراد خانه‌های غرور کاذب و برتری دفاع مقدس

گزارش‌های تازه از پنتاگون پرده از یک واقعیت تلخ برای کاخ سفید برمی‌دارد: جنرال الکسوس گرینکویچ، فرمانده فرماندهی امریکا، هشدار داده که ناوشکن‌های کافی برای ادامه دفاع از اسرائیل در برابر موشک ‌های بالستیک ایران در اختیار ندارد و ناگزیر از اولویت ‌دهی به دفاع از «سرزمین اصلی» امریکاست. این هشدار، هم ‌زمان با عقب ‌نشینی دوباره دونالد ترامپ از تهدیدات نظامی خود علیه ایران، نشان ‌دهنده تغییر آشکار موازنه قدرت است. آنچه ترامپ «درخواست کشورهای منطقه» برای توقف جنگ می‌نامد، در واقع نتیجه مستقیم ضربات کوبنده جمهوری اسلامی ایران، تحلیل رفتن زرادخانه امریکا و ناتوانی راهبردی واشنگتن در ادامه یک جنگ فرسایشی است.

امریکا و اسرائیل که خود را فراتر از قواعد جنگ و صلح می ‌پنداشتند، اینک در باتلاقی دست و پا می ‌زنند که خود ساخته‌اند. گزارشی که روزنامه «واشنگتن پست» در اول اوت 2026 منتشر کرد، ابعاد تازه‌ای از این بن ‌بست را آشکار می ‌سازد: جنرال الکسوس گرینکویچ، فرمانده فرماندهی اروپایی امریکا، در یک هشدار کتبی به پنتاگون اعلام کرده است که بدون اعزام یک ناوشکن دیگر، نیروی دریایی کافی برای محافظت از اسرائیل در برابر موشک‌های بالستیک ایران در اختیار ندارد و در چنین شرایطی، دفاع از «سرزمین اصلی» ایالات متحده را بر دفاع از اسرائیل اولویت خواهد داد.

این هشدار، تنها بخشی از واقعیت تلخی است که واشنگتن با آن روبرو شده؛ واقعیتی که در آن، زرادخانه موشکی امریکا در خاورمیانه به شدت تحلیل رفته و دیگر توانایی پشتیبانی از جنگ ‌افروزی‌های رژیم کودک کش صهیونیستی را ندارد. در همین حال، دونالد ترامپ که با لفاظی‌های توخالی به دنبال فتح میدانی در برابر ایران بود، ناگهان اعلام کرد که با «درخواست کشورهای منطقه» حمله به ایران را لغو کرده است.

کابوس کمبود ناوشکن و تحلیل رفتن زرادخانه امریکا

مبنای اصلی این نوشتار، گزارش «واشنگتن پست» است که افشا می‌کند جنرال گرینکویچ، نه به عنوان یک تحلیلگر، بلکه به عنوان یکی از فرماندهان ارشد مسئول مدیریت تعهدات نظامی امریکا، این هشدار را صادر کرده است. او اعلام کرده که بدون یک ناوشکن دیگر، ناگزیر از انتخاب میان دفاع از «سرزمین اصلی» امریکا و دفاع از اسرائیل است.  این هشدار، نشان از آن دارد که جنگ با ایران اسلامی، ظرفیت‌های نظامی آمریکا را فراتر از حد تصور به چالش کشیده است. ناوشکن‌های مستقر در مدیترانه که با رادارهای پیشرفته و موشک‌های رهگیر، نقش کلیدی در دفاع از اسرائیل ایفا می‌کردند، اینک با کمبود شدید مواجه شده‌اند.

تازه ‌تر اینکه، گزارش‌ها حاکی از آن است که امریکا در جریان جنگ با ایران، حدود 300 موشک رهگیر را شلیک کرده است، در حالی که اسرائیل حدود 190 موشک شلیک کرده است. ( می تواند بیشتر از این آمار باشد). این آمار، بیانگر وابستگی شدید اسرائیل به پشتیبانی نظامی امریکا و همچنین تحلیل رفتن قابل‌ توجه زرادخانه پدافند هوایی واشنگتن است. بر اساس ارزیابی‌های مرکز مطالعات استراتژیک و بین‌المللی، امریکا حدود نیمی از موشک ‌های تاد و 50 درصد از موشک‌ های پاتریوت خود را مصرف کرده است.  جنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک نیروهای مسلح امریکا نیز هشدار داده است که گسترش حملات علیه ایران، ذخیره موشک ‌های رهگیر را به‌ گونه‌ای قابل ‌توجه کاهش می‌دهد. این هشدارها، واقعیت انکارناپذیر شکست راهبردی امریکا را آشکار می‌سازد.

از لفاظی جنگ تا پذیرش شکست پنهان ترامپ

دونالد ترامپ که پیش ‌تر مدعی شده بود امریکا «قفل شده و آماده شلیک» به ایران است، ناگهان در پلتفرم «تروث سوشال» از توافق خود با لغو حمله خبر داد.  او دروغ ‌پردازی کرد که کشورهای منطقه و حتی خود ایران، به دلیل «چارچوب یک توافق» خواستار توقف حمله شده‌اند.  اما این سخنان، بیش از آنکه بیانگر واقعیت باشد، پرده‌ای است بر شکست سنگین واشنگتن.

ترامپ دلش برای ایران و رشد آن نسوخته است، علت اصلی این عقب ‌نشینی را باید در دو عامل جستجو کرد:

  1. ضربات کوبنده جمهوری اسلامی ایران: ایران نه تنها در میدان نبرد، با موشک ‌ها و پهپادهای خود ضربات مهلکی بر پیکرۀ نظامی امریکا و اسرائیل وارد کرده، بلکه با بستن تنگه هرمز، اقتصاد جهانی را به لرزه درآورده است.
  1. توصیۀ جنرال‌های آمریکایی: هشداری که جنرال گرینکویچ و جنرال کین به پنتاگون دادند، نشان داد که ادامه جنگ، به معنای فروپاشی توان دفاعی امریکا در برابر تهدیدات دیگر از جمله روسیه و چین است.

بنابراین، آنچه ترامپ «درخواست کشورهای منطقه» می‌نامد، در واقع دستور کار پنتاگون برای جلوگیری از سقوط کامل نظامی امریکا در خاورمیانه بوده است.

برتری قاطع ایران در میدان و دیپلماسی

واقعیت میدانی نشان می‌دهد که دست برتر در این نبرد، از آن ایران اسلامی است:

  • در میدان جنگ: ایران با استفاده از موشک‌های بالستیک و پهپادهای ارزان ‌قیمت، توانسته است پدافند هوایی پیشرفتۀ امریکا و اسرائیل را با چالشی بی‌سابقه روبرو کند. این یک عدم تقارن اقتصادی هوشمندانه است که در آن، هزینه‌های سرسام‌ آور موشک‌های رهگیر امریکا در برابر هزینه‌های ناچیز موشک‌ های ایرانی، واشنگتن را در آستانۀ ورشکستگی نظامی قرار داده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که ایران تا کنون بیش از 700 موشک بالستیک به سمت اهداف شلیک کرده و توانسته است بسیاری از سامانه‌های پیشرفتۀ تاد امریکا را منهدم کند.
  • در میدان دیپلماسی:  ایران با حفظ موضع قاطع خود، نشان داده است که برای مذاکره «در سایۀ امنیت» و نه زیر تهدید، آماده است. باز شدن تنگه هرمز و هرگونه توافق، منوط به احترام به حقوق حقه ایران اسلامی و توقف تجاوزگری است.  کشورهای منطقه مانند عربستان، قطر و پاکستان نیز با میانجی‌گری، عملاً به برتری استراتژیک ایران اذعان کرده و از امریکا خواسته‌اند که از تشدید تنش خودداری کند.

تقدس قدرت نظامی ایران در برابر شیطانیت جنگ ‌افروزی امریکا و اسرائیل

در منطق دینی و اخلاقی، ماهیت قدرت، تعیین‌کنندۀ تقدس یا کثافت آن است:

  • قدرت نظامی ایران، شرافتمندانه و مقدس است، زیرا در قامت یک «دکترین دفاعی» متولد شده است. این قدرت برای حفاظت از حریم سرزمینی، امنیت منطقه و مقابله با تجاوزگری شکل گرفته است. کارشناسان ارشد نظامی تاکید دارند که این یک قدرت «جیب ‌پسند» است که با اتکا به توان داخلی و بومی‌سازی، نه برای اشغال و قتل، بلکه برای بازدارندگی طراحی شده است.
  • قدرت نظامی امریکا و اسرائیل، نانجیب و شیطانی است، چرا که در خدمت «سیاست‌های توسعه ‌طلبانه و نسل‌کشی و کودک کشی» قرار گرفته است. گزارش‌ها نشان می‌دهد که حملات اسرائیل با پشتیبانی مستقیم امریکا، به طور سیستماتیک زیرساخت‌های غیرنظامی، شفاخانه‌ها و مناطق مسکونی را در لبنان و ایران هدف قرار داده است.  در غزه نیز، این قدرت وحشیانه، به کشتار بیش از 50 هزار فلسطینی که در میان آنها اکثرا کودکان و زنان را تشکیل می دهد، انجامیده است. قدرت نظامی که برای اشغال، غارت و کشتن کودکان به کار گرفته شود، تنها در ذیل عنوان «جنایت علیه بشریت» قابل تعریف است.

هشدار جنرال گرینکویچ و عقب ‌نشینی ترامپ، نقطه‌عطفی تاریخی در معادلات راهبردی خاورمیانه است. اسطورۀ «قدرت مطلق امریکا» که برای دهه‌ها منطقه را به گروگان گرفته بود، اینک در برابر اراده پولادین جمهوری اسلامی ایران و منطق دفاعی مبتنی بر بومی‌گری، در هم شکسته است. تحلیل ذخایر نظامی امریکا نشان می ‌دهد که این کشور نه تنها توانایی جنگ ‌افروزی جدید را ندارد، بلکه در حفظ وضع موجود نیز با بحران مواجه است. ایران با تلفیق هوشمندانۀ دیپلماسی مقاومت و قدرت نظامی دفاعی، نشان داد که «صلح عادلانه» تنها با «قدرت بازدارنده» معنا می‌یابد.

در نهایت، این جنگ نشان داد که قدرت مبتنی بر تجاوز، محکوم به زوال است، و قدرتی که در مسیر شرافت و امنیت گام بردارد، نه تنها مقدس، بلکه شکست ‌ناپذیر است. توصیۀ جنرال‌های امریکایی به توقف جنگ و درخواست پنهانی کشورهای منطقه از تداوم حملات، گواه روشنی بر این واقعیت است که جمهوری اسلامی ایران، این بار نه در میز مذاکره، بلکه در میدان نبرد، «برنده» این بازی راهبردی بوده است. روزی فرا رسیده که سقف آرزوهای امریکا، به محدودیت یک ناوشکن و کابوس فرسایشی زرادخانه ‌اش گره خورده است.

نویسنده: م. کهریزنوی

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x