«چاه نکن بهر کسی اول خودت دوم کسی»؛ نتیجه حمایت همه‌جانبه پاکستان از طالبان

پاکستان اکنون در حال درو کردن محصول سیاست‌هایی است که خود کاشته است؛ سیاست‌هایی که نه‌تنها هیچ سودی برای مردم افغانستان نداشته، بلکه به لقمه‌ای گلوگیر برای خود اسلام‌آباد نیز تبدیل شده است.
«چاه نکن بهر کسی اول خودت دوم کسی»؛ نتیجه حمایت همه‌جانبه پاکستان از طالبان

اظهارات آصف درانی، نماینده ویژه پیشین پاکستان در امور افغانستان، در واقع بازتابی از رویکردی است که اسلام‌آباد در سال‌های اخیر تلاش کرده با تکیه بر آن، مسئولیت بحران افغانستان را از خود سلب کرده و آن را محصول عوامل متعدد داخلی و خارجی معرفی کند. درانی تأکید کرده که افغانستان پیش از طالبان نیز کشوری موفق نبوده و پس از بازگشت این گروه به قدرت نیز به «بهشت» تبدیل نشده است. به باور او، با وجود میلیاردها دالر کمک بین‌المللی و دو دهه حضور جامعه جهانی، نظام سیاسی باثباتی در افغانستان شکل نگرفت و نخبگان سیاسی، فرماندهان جنگی و حامیان خارجی آنان نیز در تداوم بحران‌های این کشور نقش داشته‌اند.

با این حال، نمی‌توان این اظهارات را فارغ از واقعیت‌های تاریخی ارزیابی کرد. نقش پاکستان در تحولات چند دهه اخیر افغانستان، به‌ویژه پس از فروپاشی حکومت داکتر نجیب‌الله، نقشی تعیین‌کننده و در مواردی مخرب بوده است. اسلام‌آباد در این دوره، با بهره‌گیری از سیاست‌هایی مبتنی بر منافع راهبردی و ایدئولوژیک خود، مسیر تحولات افغانستان را به نفع گروه‌های همسو با خود هدایت کرد. پرورش، تجهیز و حمایت همه‌جانبه از طالبان در خاک افغانستان، نمونه بارز این رویکرد است؛ رویکردی که هدف آن ایجاد عمق استراتژیک در غرب و تأمین منافع امنیتی پاکستان عنوان می‌شد.

پاکستان در آن مقطع گمان می‌کرد که طالبان پس از دستیابی به قدرت، همانند گذشته ابزاری مطیع در دست اسلام‌آباد باقی خواهند ماند، اما واقعیت میدانی خلاف این تصور را ثابت کرد. طالبان نه‌تنها به بازیگری مستقل و سرکش تبدیل شدند، بلکه با حمایت و آموزش طالبان پاکستانی (TTP)، به تهدیدی جدی علیه امنیت داخلی خود پاکستان بدل گشتند. این وضعیت، نمونه‌ای روشن از سیاست‌هایی است که در نهایت، دامان طراحان خود را نیز می‌گیرد.

از سوی دیگر، نارضایتی عمیق مردم افغانستان از طالبان، اگرچه ریشه در عملکرد این گروه دارد، اما در لایه‌های عمیق‌تر، محصول همان سیاست‌هایی است که طالبان را بدون پشتوانه مردمی و صرفاً با تکیه بر حمایت‌های خارجی به قدرت رساند. وقتی گروهی فاقد مشروعیت داخلی با ابزار بیرونی بر کرسی قدرت تکیه می‌زند، طبیعی است که شکاف میان حاکمان و مردم عمیق‌تر شده و بحران‌های اجتماعی تشدید یابد. در چنین شرایطی، مردم افغانستان نه‌تنها از حاکمان کنونی دل خوشی ندارند، بلکه نسبت به آینده نیز با بدبینی و ناامیدی می‌نگرند.

بنابراین، اظهارات درانی اگرچه در بُعد نقد عملکرد نخبگان افغان و ناکامی جامعه جهانی قابل تأمل است، اما نباید به بهانه‌ای برای کتمان نقش تاریخی پاکستان در بحران‌سازی افغانستان تبدیل شود. پاکستان اکنون در حال درو کردن محصول سیاست‌هایی است که خود کاشته است؛ سیاست‌هایی که نه‌تنها هیچ سودی برای مردم افغانستان نداشته، بلکه به لقمه‌ای گلوگیر برای خود اسلام‌آباد نیز تبدیل شده است. تداوم این وضعیت، بیش از هر زمان دیگری، ضرورت بازنگری اساسی در سیاست خارجی پاکستان در قبال افغانستان و حرکت به سوی رویکردی مبتنی بر درک واقعیت‌ها و خواست مردم کشور را آشکار می‌سازد.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x