گزارش تازه عفو بینالملل از ارسال هزاران محموله تسلیحات نظامی هند به اسرائیل، پرده از چهرهای جدید از سیاست خارجی دهلی نو برمی دارد؛ سیاستی که نه تنها آن را در معرض خطر همدستی در جنایات جنگی و نسل کشی در غزه قرار داده، بلکه از منظر حقوق بشری، دولت نارندرا مودی را به چالشی جدی کشانده است. در تناقضی آشکار، همزمان با این جریان خونین، شاهد گسترش بیسابقه روابط هند با طالبان هستیم؛ گروهی که خود از سویی به نقض آشکار حقوق بشر در افغانستان متهم است.
هند که همواره خود را به عنوان “بزرگترین دموکراسی جهان” معرفی میکند، این روزها با سؤالات بنیادینی درباره اصالت اخلاقی و پایبندی به موازین بینالمللی روبروست. گزارش اخیر عفو بینالملل با جزئیاتی هشداردهنده، تصویری از یک دولت را ترسیم میکند که در سودای منافع ژئوپلیتیکی و اقتصادی، نه تنها از مرزهای اخلاقی فراتر رفته، بلکه در چرخه تأمین تسلیحات جنگی که در غزه مرتکب “نسل کشی” میشود، سهیم است. در سوی دیگر میدان، این دولت با همان شتاب به سمت طالبان، گروهی که برای دههها دشمنی با آن را وجهه خود میدانست، پیش میرود. درک این تناقض آشکار، کلید فهم بحران هویت و اخلاق در سیاست خارجی هند امروز است.
روایت سیاه عفو بینالملل از همدستی دهلی
گزارش 42 صفحهای عفو بینالملل با عنوان «ساخت هند: تامین سلاح و مهمات برای اسرائیل»، که به تازگی منتشر شده، ابعاد تکان دهندهای از همکاری نظامی هند با اسرائیل را افشا کرده است. بر اساس این گزارش، از هفتم اکتبر 2023 تا سیام نوامبر 2025، دست کم “2596 محموله” تسلیحات نظامی از هند به اسرائیل ارسال شده است. این محمولهها شامل “390 هزار و 516 قطعه” برای سلاحهای سبک نظامی،”564 هزار و 970 قطعه” مربوط به مهمات انفجاری مانند کلاهکهای پهپادها و پوکههای توپخانه، و “298 قطعه” وسایل نقلیه نظامی بوده است.
عفو بینالملل با اشاره به اینکه آمار واقعی احتمالاً بسیار بیشتر است، هشدار داده که ادامه این روند، دولت هند را در معرض خطر همدستی در نقض قوانین بینالمللی و حتی “نسلکشی” قرار میدهد. گنس کالامار، دبیرکل این سازمان، تأکید کرده است: «هند نه تنها نتوانسته صادرات تسلیحات به اسرائیل را بر اساس قوانین بینالمللی تنظیم کند، بلکه مشارکت دفاعی خود را با آن تعمیق بخشیده است.»
نکته قابل تأمل، مشارکت مستقیم “شرکتهای دولتی هند” در این انتقالهاست که نشان از عزم ساختاری و نظاممند دولت مودی در این مسیر دارد.
از سوی دیگر، در تناقضی آشکار با سیاست نظامی گری علیه فلسطین، هند در سالهای اخیر گامهای بلندی برای نزدیکی به طالبان برداشته است. گزارشها حاکی از آن است که در نُه ماه گذشته، چهار وزیر از کابینه طالبان به هند سفر کردهاند و سطح روابط دیپلماتیک دو طرف به طرز چشمگیری ارتقا یافته است. این تغییر رویه پس از دیدار مقامات ارشد وزارت خارجه هند با امیرخان متقی، وزیر خارجه طالبان، در ژانویه 2025 کلید خورد.
همچنین، این رابطه در بستر رقابت منطقهای هند با پاکستان شکل میگیرد؛ جایی که هند به دنبال ایجاد نفوذ در افغانستان برای تضعیف موقعیت راهبردی همسایه غربی خود است.
طالبان در کجای این معادله جای میگیرد؟
سؤال اساسی که طالبان با آن روبروست، این است: چگونه میتوانند با دولتی همسو شوند که دست هایش به خون کودکان و زنان فلسطینی آلوده است؟ هند با ارسال تسلیحات به اسرائیل، به ماشین جنگی کمک میکند که بر اساس گزارشهای معتبر، مرتکب “نسلکشی” و “جنایت علیه بشریت” در غزه شده است. دیوان بینالمللی دادگستری نیز خطر “نسل کشی” در غزه را محتمل تشخیص داده است.
طالبان که همواره خود را مدافع مظلومان و مسلمانان جهان معرفی میکند، چگونه میتواند با دولتی که در کشتار مسلمانان فلسطینی سهیم است، دست دوستی بدهد؟ این نه تنها یک تناقض راهبردی، بلکه یک “شکاف اخلاقی” عمیق در گفتمان سیاسی طالبان است. طالبان نمیتواند از یک سو، حمایت از فلسطین را پرچم خود کند و از سوی دیگر، با تامین کننده تسلیحات رژیم صهیونیستی همکاری اقتصادی و سیاسی داشته باشد.
دولت نارندرا مودی، فارغ از سیاست خارجی، از منظر حقوق بشر و وضعیت داخلی نیز به شدت قابل نقد است. گزارشهای متعدد، از جمله گزارش وزارت امور خارجه امریکا، از افزایش خشونت علیه اقلیتهای مذهبی، سخنان نفرت انگیز مقامات حزب بهاراتیا جاناتا ، و تخریب گسترده املاک مسلمانان در ایالتهای مختلف هند پرده برداشته است. نهادهای بینالمللی مانند دیده بان حقوق بشر نیز نسبت به گرایش استبدادی دولت مودی و سرکوب نهادهای مدنی و رسانههای منتقد هشدار دادهاند.
این رکورد سیاه داخلی، چهره یک دولت نژادپرست و دموکراسی زدا را به نمایش میگذارد که در سیاست خارجی نیز به موازین اخلاقی و حقوقی پایبند نیست. همکاری نظامی هند با اسرائیل و همزمان، نقض سیستماتیک حقوق اقلیتها در داخل کشور، نشان از یک دولت دوگانه ساختار دارد که منافع قدرت و ایدئولوژی نژادگرایانه را بر هرگونه مسئولیت اخلاقی ترجیح میدهد.
هند امروز در نقطهای قرار دارد که هویت “دموکراتیک” و “اخلاق مدار” خود را قربانی منافع کوتاه مدت و رقابتهای ژئوپلیتیکی کرده است. همسویی با اسرائیل در جنایت علیه غزه و همزمان، دست دوستی به سوی طالبان، نه تنها یک تناقض راهبردی، بلکه سقوطی اخلاقی را رقم زده است. دولت نارندرا مودی با تکیه بر ناسیونالیسم افراطی و سیاستهای سرکوبگرانه داخلی، تصویر یک “هند نوین” را به تصویر میکشد که در آن، سودای قدرت و منافع نظامی-صنعتی، هرگونه التزام به عدالت و حقوق بشر را از بین برده است.
اما پرسش بزرگ تر اینجاست: طالبان به عنوان مدعی دفاع از اسلام و مظلومان، تا کجا میتواند این دوگانگی اخلاقی را نادیده بگیرد و با یک دولت “همدست در نسلکشی” همپیمان شود؟
این همسویی، نه تنها مشروعیت اخلاقی طالبان را در چشم ملتهای مسلمان خدشه دار میکند، بلکه نشان میدهد که در بازی بزرگ قدرت، آرمانهای اعلامی، به سرعت قربانی منافع سیاسی و اقتصادی میشوند. آینده نشان خواهد داد که آیا این رابطه فرصت طلبانه، به یک همپیمانی راهبردی بدل میشود یا چونان گذشته، طالبان را در انزوایی عمیقتر فرو خواهد برد. شاید آنچه امروز در حال رخ دادن است، نه یک تغییر ژئوپلیتیک، که یک “شکست اخلاقیِ چندوجهی” است که همه بازیگران در آن سهیماند.
نویسنده: م. کهریزنوی



