طالبان؛ محکومیت انصارالله و سکوت در قبال بحران‌های بزرگ ‌تر

طالبان که حتی توسط متحدان سنتی خود چون عربستان سعودی، پاکستان و قطر به رسمیت شناخته نشده، اخیراً حمله انصارالله یمن به یک نفتکش سعودی را محکوم کرده است. این موضع ‌گیری در حالی صورت می‌گیرد که طالبان در برابر حملات هوایی مشترک امریکا و عربستان به خاک عراق سکوت کرده و از محکومیت حمایت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از رژیم صهیونیستی در جنایات علیه فلسطینی‌ها خودداری می‌نماید.
طالبان؛ محکومیت انصارالله و سکوت در قبال بحران‌های بزرگ ‌تر

طالبان که حتی توسط متحدان سنتی خود چون عربستان سعودی، پاکستان و قطر به رسمیت شناخته نشده، اخیراً حمله انصارالله یمن به یک نفتکش سعودی را محکوم کرده است. این موضع ‌گیری در حالی صورت می‌گیرد که طالبان در برابر حملات هوایی مشترک امریکا و عربستان به خاک عراق سکوت کرده و از محکومیت حمایت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از رژیم صهیونیستی در جنایات علیه فلسطینی‌ها خودداری می‌نماید.

وزارت امور خارجه طالبان در بیانیه‌ای حمله انصارالله یمن به یک نفتکش عربستان سعودی در تنگه باب‌المندب را محکوم کرده و خواستار حفظ امنیت مسیرهای بین‌المللی دریایی و آزادی کشتی ‌رانی شده است. این گروه تأکید کرده که بر موضع «ثابت» خود برای حفاظت از امنیت گذرگاه‌های دریایی پایبند است و از همه طرف‌های درگیر خواسته «حداکثر خویشتنداری» را رعایت کنند.

اما این موضع‌ گیری نخستین و صریح طالبان درباره یکی از درگیری‌های منطقه‌ای میان ایران، کشورهای عرب و امریکا، سؤالات اساسی را درباره مشروعیت، انگیزه‌ ها و اولویت‌ های این گروه مطرح می‌کند. آیا گروهی که خود با چالش‌های بنیادین داخلی و خارجی دست ‌و پنجه نرم می‌کند، صلاحیت اظهارنظر درباره مناقشات بین‌المللی را دارد؟

و چرا این گروه در برابر بحران‌های بزرگ‌ تری که مستقیماً به امنیت و ثبات منطقه مرتبط است، سکوت اختیار کرده است؟

طالبان در حالی به اظهارنظر درباره درگیری‌های منطقه‌ای می‌پردازد که هنوز از سوی هیچ کشوری به عنوان دولت رسمی افغانستان به رسمیت شناخته نشده است.

با وجود تلاش‌های گسترده این گروه برای کسب مشروعیت بین‌المللی، حتی متحدان سنتی آن یعنی عربستان سعودی، پاکستان و قطر نیز از به رسمیت شناختن حکومت طالبان خودداری کرده‌اند.

این در حالی است که در دوره اول حکومت طالبان (1996-2001)، سه کشور پاکستان، امارات متحده عربی و عربستان سعودی این گروه را به رسمیت شناخته بودند، اما این بار حتی این کشورها نیز از شناسایی رسمی طالبان خود داری کرده‌اند. ممنوعیت تحصیل و کار زنان، عدم تشکیل حکومت فراگیر و ابهام در مبارزه با گروه‌های تروریستی چون “القاعده”، “داعش”  و  “تی تی پی” از دلایل اصلی امتناع جامعه جهانی برای به رسمیت شناختن طالبان عنوان شده است.

تنها روسیه تا سال 2026 طالبان را به رسمیت شناخته است، آن هم نه به دلیل تغییر در عملکرد این گروه، بلکه تحت تأثیر رقابت‌های ژئوپولیتیکی منطقه.  بنابراین، طالبان در جایگاهی نیست که بخواهد کشوری را محکوم کند و آنهم کشوری (انصارالله یمن) که از حق خود در برابر تجاوز دفاع می‌کند.

سکوت معنادار طالبان در برابر حملات به عراق

در حالی که طالبان با جدیت تمام حمله انصارالله به نفتکش سعودی را محکوم می‌کند، در برابر حملات هوایی مشترک امریکا و عربستان به پایگاه‌های گروه‌های وابسته به حشد الشعبی در عراق که در تاریخ 7 اسد/مرداد  1405 رخ داد، کاملاً سکوت کرده است.

این حملات که نقض آشکار حاکمیت عراق محسوب می‌شود، اما طالبان که مدعی «دفاع از امنیت گذرگاه‌های دریایی» و «حل اختلافات از طریق گفتگو» است، در قبال این تجاوز آشکار به خاک یک کشور اسلامی، هیچ موضع ‌گیری نشان نداده است.

این دوگانگی نشان می‌دهد که موضع‌گیری طالبان نه بر اساس دانش سیاسی و حقوقی بین‌المللی، بلکه بر پایه احساسات مذهبی و روابط فرقه‌ای شکل گرفته است. محکومیت انصارالله به دلیل حمله به نفتکش سعودی، در حالی که انصارالله  یمن در حال دفاع از منافع کشور خود در برابر ائتلاف سعودی-امریکایی است، نشان از جهت ‌گیری مذهبی و نه حقوقی دارد.

خیانت کشورهای عربی به فلسطین و سکوت طالبان

تناقض بزرگ ‌تر در سیاست خارجی طالبان، سکوت این گروه در برابر حمایت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس از رژیم کودک کش اسرائیل است. دولت‌های عربی که روابط سیاسی، امنیتی و تجاری با اسرائیل برقرار کرده‌اند و در کشتار کودکان و زنان فلسطینی به طور غیرمستقیم این رژیم را یاری می‌کنند، هرگز از سوی طالبان محکوم نشده‌اند.

این در حالی است که طالبان خود را مدافع آرمان فلسطین معرفی می‌کند، اما در عمل از محکومیت کشورهای عربی که به آرمان فلسطین پشت کرده‌اند، خودداری می ‌ورزد. سکوت طالبان در برابر خیانت آشکار برخی دولت‌های عربی به برادران فلسطینی خود، نشان از رویکرد مصلحت ‌جویانه و نه اصولی این گروه در سیاست خارجی دارد.

طالبان که محکومیت انصارالله را بر اساس «دفاع از امنیت دریایی» توجیه می‌کند، آیا نمی‌بیند که رژیم کودک کش اسرائیل با حمایت مستقیم و غیرمستقیم همین کشورهای عربی، امنیت جانی و روانی کودکان و زنان فلسطینی را هدف قرار داده است؟ آیا محکومیت این جنایات، بر محکومیت یک حمله دریایی اولویت ندارد؟

طالبان بهتر است به جای اظهارنظر درباره درگیری‌های دور دست، به فکر امنیت جان مردم افغانستان باشد. حملات هوایی پاکستان به مناطق مرزی افغانستان، هر روز قربانیانی از مردم بی‌گناه کشور می‌گیرد. جنگنده‌های پاکستانی به جنوب‌ شرق کشور حمله کرده و ده‌ها غیرنظامی را به شهادت رسانده‌اند.

بر اساس گزارش شورای امنیت سازمان ملل متحد، القاعده هشت کمپ آموزشی جدید در افغانستان ایجاد کرده است و در مجموع 23 گروه تروریستی در افغانستان حضور فعال دارند. این گروه‌ها امنیت جانی و روانی مردم را هدف قرار داده‌اند و طالبان که مسئولیت تأمین امنیت کشور را بر عهده دارد، در مبارزه با آن‌ها ناتوان بوده است.

طالبان با وجود ادعای «تأمین امنیت» به عنوان مهمترین دستاورد خود، هنوز در کنترل گروه‌های تروریستی و جلوگیری از فعالیت آن‌ها در خاک افغانستان موفق نبوده است.  این در حالی است که حملات گروه‌های تروریستی چون داعش، هر روز جان شهروندان کشور را تهدید می‌کند.

طالبان در اظهارنظرهای بین‌المللی خود دچار تناقض‌های آشکاری است. این گروه که نه از سوی متحدان سنتی خود و نه از سوی جامعه جهانی به رسمیت شناخته شده، در جایگاهی نیست که بخواهد کشورهای دیگر را محکوم کند. موضع ‌گیری اخیر علیه انصارالله یمن، در حالی که این گروه از حق خود در برابر تجاوز دفاع می‌کند، نه بر اساس دانش حقوقی بین‌المللی، بلکه مبتنی بر احساسات مذهبی و روابط فرقه‌ای است.

تناقض بزرگ ‌تر در سیاست خارجی طالبان، سکوت این گروه در برابر حملات مشترک امریکا و عربستان به خاک عراق، و نیز سکوت در برابر خیانت کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به آرمان فلسطین است. این گروه که مدعی دفاع از امنیت و ثبات منطقه است، در قبال بحران‌های مهم ‌تری که مستقیماً با امنیت منطقه مرتبط است، هیچ موضع ‌گیری نشان نمی‌دهد.

طالبان بهتر است به جای اظهارنظر درباره درگیری‌های دور دست، به فکر امنیت جان مردم افغانستان باشد که هر روز توسط حملات هوایی پاکستان و فعالیت 23 گروه تروریستی در کشور، جان و مالشان به خطر افتاده است. طالبان برای کسب مشروعیت بین‌المللی، باید ابتدا مشروعیت داخلی خود را از طریق تأمین امنیت واقعی، تشکیل حکومت فراگیر، و رعایت حقوق اساسی مردم افغانستان به ویژه زنان و دختران به دست آورد. تا زمانی که این اصول اساسی رعایت نشود، اظهارنظرهای بین‌المللی طالبان نه تنها تأثیری نخواهد داشت، بلکه بر تناقض‌های آشکار این گروه در عرصه سیاست خارجی خواهد افزود و جایگاه آن را در نزد افکار عمومی مردم کشور و مردم جهان تضعیف خواهد کرد.

نویسنده: م. کهریزنوی

 

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x