نیویورکتایمز در گزارشی به بررسی وضعیت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در جنگ با ایران پرداخته و آن را به «باتلاق» تشبیه کرده است. بر اساس این گزارش، ترامپ پنج ماه پیش با دو وعده اصلی وارد این جنگ شد: پایان سریع برنامه هستهای ایران و رؤیای تغییر نظام در ایران.
او در ابتدا با تکیه بر اهرمهای نظامی و اقتصادی گسترده و با نگاه به تجربه ونزوئلا، تصور میکرد میتواند در مدت کوتاهی به اهداف خود دست یابد؛ اما اکنون نهتنها به این اهداف نرسیده، بلکه در دامی گرفتار شده که خود ساخته است.
دستیاران کاخ سفید گفتهاند ناامیدی عمیق، رفتار ترامپ را غیرقابلپیشبینیتر کرده و او اکنون بهجای پیشروی، بهدنبال راهی برای خروج میگردد. این گزارش همچنین به مخالفتهای داخلی در آمریکا و انتقادات محافل جهانی نسبت به این جنگ اشاره دارد و تأکید میکند که ترامپ با وجود برخورداری از بزرگترین ابزارهای نظامی جهان، در عمل راهی برای پیشبرد یا عقبنشینی ندارد.
نکتهای که گزارش نیویورکتایمز بهصراحت به آن اشاره دارد، شکاف عمیق میان تصورات اولیه ترامپ و واقعیتهای میدانی جنگ است. او جنگ ایران را با ذهنیتی شبیه به مداخلات گذشته در ونزوئلا یا حتی عراق آغاز کرد؛ جایی که فشار اقتصادی و ضربات محدود نظامی میتوانست ساختار سیاسی یک کشور را بهسرعت دگرگون کند. اما ایران نه ونزوئلاست و نه عراق؛ کشوری است با ساختاری ریشهدار که بر پایه ایمان دینی، انسجام اجتماعی و رهبری متمرکز بنا شده و همین ویژگی، هرگونه محاسبه بر مبنای فروپاشی سریع را بیاعتبار میسازد.
از سوی دیگر، پدیدهای که در این جنگ بهوضوح دیده شد، «معادله بازدارندگی متقابل» بود. بسته شدن تنگه هرمز از سوی ایران، نهتنها تجارت جهانی را مختل کرد، بلکه نشان داد که تهران توانایی تبدیل فشارها به ابزار چانهزنی را دارد. به همین دلیل است که ترامپ اکنون در موقعیتی قرار گرفته که نه میتواند جنگ را با پیروزی تمام کند و نه توان عقبنشینی آبرومندانه دارد. اعلام پیروزیهای مکرر و تهدید به نابودی زیرساختها، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، نشانه سردرگمی استراتژیک است.
در سطح داخلی آمریکا نیز هزینههای مالی جنگ—که تنها تا پیش از حمل برای پنتاگون حدود ۱۸ میلیارد دالر برآورد شد و درخواست ۲۰۰ میلیارد دالر بودجه اضافی—فشارها بر ترامپ را افزایش داده است. افکار عمومی و حتی بخشهایی از نخبگان سیاسی آمریکا نسبت به ادامه این جنگ بدون افق روشن، تردید جدی پیدا کردهاند. این وضعیت، ترامپ را به سمت رفتارهای غیرقابلپیشبینی سوق داده و همانطور که دستیارانش اذعان کردهاند، کنترل اوضاع از دست او خارج شده است.
در مجموع، این گزارش تصویری از یک شکست استراتژیک ارائه میدهد: جنگی که با وعده پیروزی سریع آغاز شد، اکنون به باتلاقی بدل شده که راه خروج از آن، هم برای ترامپ و هم برای متحدان منطقهای آمریکا، بسیار دشوار است. تجربه این جنگ بار دیگر ثابت کرد که محاسبات بر مبنای برتری نظامی صرف، در برابر اراده مردمی و باورهای عمیق یک ملت، کارآمد نیست.




