چگونه بقای اسرائیل، غرور نظامی امریکا را به گروگان گرفت

از فریب تا فاجعه؛ چگونه غرور نظامی واشنگتن و راهبرد بقای اسرائیل، خاورمیانه را بر لبه پرتگاه جنگ فراگیر قرار داد؟
چگونه بقای اسرائیل، غرور نظامی امریکا را به گروگان گرفت

از فریب تا فاجعه؛ چگونه غرور نظامی واشنگتن و راهبرد بقای اسرائیل، خاورمیانه را بر لبه پرتگاه جنگ فراگیر قرار داد؟

گزارش فاش ‌شده وال‌استریت ژورنال از آسیب ‌پذیری تاریخی 50 هزار سرباز امریکایی در خاورمیانه در برابر تاکتیک ‌های نامتقارن ج.ا.ایران، توهم “قدرت شکست ‌ناپذیر” واشنگتن را فرو ریخت. در همین حال، تحلیل داگ باندو از مؤسسه کاتو نشان می‌دهد که نتانیاهو با وعده‌های فریبنده “پیروزی سریع”، ترامپ را به ورطه جنگی کشانده که نه تنها اعتبار امریکا را خدشه ‌دار کرده، بلکه شکاف عمیقی در روابط راهبردی واشنگتن – تل‌آویو ایجاد کرده است. در این میان، اظهارات سرد و حسابگرانه اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، پرده از یک واقعیت تلخ برمی‌دارد: بقای رژیم کودک کش صهیونیستی بر هرگونه ارزش انسانی و هم ‌پیمانی استراتژیک اولویت دارد و آن‌ها از تماشای تلفات سربازان امریکایی و ایرانی، برای پیشبرد پروژه توسعه‌ طلبی خود لذت می‌برند.

خاورمیانه در هفته‌های اخیر شاهد تحولاتی بوده که معادلات قدرت چندین دهه را به چالش کشیده است. گزارشی تازه از وال‌استریت ژورنال، با استناد به واقعیات میدانی، تصویری بی‌ پرده از وضعیت اسفبار نیروهای امریکایی در منطقه ارائه می‌دهد. این گزارش در کنار تحلیل‌های مؤسسه کاتو درباره شکاف در روابط ترامپ و نتانیاهو و سخنان فرصت ‌طلبانه بتزلئل اسموتریچ وزیر دارایی اسرائیل که گفته است :«اسرائیل هیچ علاقه‌ای به پیوستن جنگ امریکا با ایران ندارد و وضعیت فعلی برای ما بهترین وضعیت است.»، نشان می‌دهد که ائتلاف غربی-صهیونیستی در باتلاقی از محاسبات اشتباه و فریب ‌کاری‌های راهبردی گرفتار شده است. ایران با تکیه بر هوشمندی تاکتیکی و جنگ نامتقارن، نه تنها برگ برنده را در اختیار دارد، بلکه نشان داده است که دوران “سپر امریکایی” به پایان رسیده است.

وال‌استریت ژورنال در گزارشی که زوایای پنهان جنگ را آشکار می‌سازد، اذعان می‌کند که نزدیک به 50 هزار نظامی امریکایی در خاورمیانه، عملاً در شرایطی آسیب ‌پذیر و بحرانی به سر می‌برند. این گزارش تأکید دارد که سامانه‌های پدافندی پیشرفته و گران‌قیمت ایالات متحده، در برابر حملات موشکی و پهپادی ارزان ‌قیمت ایران کارایی لازم را نداشته و چتر امنیتی واشنگتن را به آتش کشیده‌اند.

این افشاگری، فراتر از یک شکست تاکتیکی، یک فاجعه استراتژیک است. ایران با راهبرد “جنگ نامتقارن” نشان داده است که نیازی به رویارویی مستقیم با برتری هوایی امریکا ندارد، بلکه با هدف قرار دادن نقاط ضعف، اقتصاد جنگ را به نفع خود تغییر می‌دهد. سرنگونی دو جنگنده پیشرفته آمریکایی F-15E  و A-10 علیرغم هزاران پرواز جنگی، نشان داد که پدافند هوایی ایران نه تنها از کار نیفتاده، بلکه با هوشمندی، گران‌ترین دارایی‌های هوایی دشمن اش را هدف قرار می‌دهد.  آلن آیر، کارشناس پیشین وزارت خارجه امریکا، به صراحت می‌گوید: «این نشان می‌دهد که ایران می‌تواند بدون پیروزی واقعی، برنده شود. روایت امریکا که ‘همه‌چیز را در اختیار داریم’، زیر سؤال رفته است.»

در این بحران، داگ باندو، پژوهشگر ارشد مؤسسه کاتو، با نافذترین تحلیل خود، پرده از یک فریب استراتژیک برمی‌دارد. به گفته باندو، دونالد ترامپ احساس می‌کند که بنیامین نتانیاهو او را فریب داده است. وعده‌های “پیروزی سریع” و “تغییر رژیم” در ایران، نه تنها محقق نشد، بلکه جنگ را به باتلاقی تبدیل کرده که هزینه‌های سیاسی و نظامی گزافی بر دوش کاخ سفید گذاشته است.

ترامپ که تصور می‌کرد این جنگ دستاوردی سیاسی برای کارنامه‌اش خواهد بود، اکنون در محاسباتی پیچیده گرفتار شده است. نگرانی از افت محبوبیت جمهوری‌ خواهان و احتمال از دست دادن کنگره در انتخابات آینده، زنگ خطر را برای او به صدا درآورده است. باندو تأکید می‌کند که غریزه بقای سیاسی ترامپ ممکن است او را به دنبال راهی برای خروج سریع از بحران سوق دهد، هرچند که غرور شخصی‌اش ممکن است او را به سمت تشدید خطرناک ‌تر درگیری بکشاند. این شکاف، نشان می‌دهد که نتانیاهو برای بقای خود، نزدیک ‌ترین هم‌پیمانش را به بازیچه‌ای برای روایت‌های غیرواقعی تبدیل کرده است.

شاید زهرآگین ‌ترین بخش معادله کنونی، اظهارات بتزلئل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل باشد. او با صراحتی سرد و حسابگرانه اعلام کرد که تل‌آویو تمایلی به ورود مستقیم به کارزار نظامی امریکا ندارد و ادامه تقابل میان امریکا و ایران را “بهترین وضعیت” برای اسرائیل می‌داند.

این سخنان، فلسفه وجودی “هم‌پیمانی استراتژیک” را به سخره می‌گیرد. اسرائیل، با آغوش باز از این جنگ استقبال کرده و نیروهای نظامی امریکا را به مثابه سپر انسانی خود در برابر ایران به کار گرفته است. آن‌ها در کمال خونسردی تماشا می‌کنند که پنجاه هزار سرباز امریکایی هدف موشک‌ها قرار می‌گیرند و از این وضعیت برای تضعیف توانمندی‌های هسته‌ای و موشکی ایران بهره‌ برداری می‌کنند، بی‌آنکه هزینه انسانی آن برایشان کوچکترین اهمیتی داشته باشد. این رفتار نه تنها نشان ‌دهنده نهایت بی‌اخلاقی در سیاست بین‌الملل است، بلکه ثابت می‌کند که تل‌آویو برای تحقق رویای “اسرائیل بزرگ”، حتی از سوختن متحد استراتژیک خود نیز ابایی ندارد.

در مقابل این وضعیت جمهوری اسلامی نشان داده است که در جنگ فرسایشی و نامتقارن، حرف اول را می ‌زند و می ‌تواند هزینه‌های جنگ را برای دشمن تا مرز فروپاشی اقتصادی و سیاسی افزایش دهد. این پیروزی تاکتیکی، پیامی روشن برای کشورهای عربی منطقه دارد: تکیه بر امریکا یک خطای راهبردی است. دولت‌های عربی باید معماری امنیت جدیدی بر اساس همکاری درون‌ منطقه‌ای و احترام متقابل تعریف کنند و بدانند که “سپر امریکایی” نه تنها شکسته، بلکه در باتلاقی از فریب ‌کاری‌های اسرائیل گرفتار شده است.

خاورمیانه در آستانه ورود به عصر جدیدی قرار دارد که در آن، «امریکا دیگر یک قدرت مطلق نیست، بلکه بازیگری در زمینی است که قواعد آن توسط رقبای منطقه‌ای اش تعیین می‌شود». گزارش‌ها و تحلیل‌ها، تصویر ابرقدرتی را نشان می‌دهد که در دام غرور نظامی و وعده‌های دروغین یک متحد فرصت ‌طلب گرفتار شده است. از یک سو، ایران با صبر استراتژیک و نبوغ تاکتیکی، برگ برنده‌ای در دست دارد که هرگونه ماجراجویی خارجی را به عقب ‌نشینی اجباری تبدیل می‌کند. از سوی دیگر، جبهه مقابل دچار فروپاشی در اعتماد و هماهنگی است.

درس بزرگ این روزها برای رهبران منطقه این است که امنیت پایدار از بیرون وارد نمی‌شود؛ بلکه با درک واقعیت‌های جدید، اتکا به توان داخلی و همکاری مبتنی بر منافع مشترک رقم می‌خورد. اسرائیل با خیانت به حتی متحد اصلی‌اش، ثابت کرد که برای بقا، از هیچ فریب و خیانتی ابایی ندارد؛ اما باید بداند که تاریخ، فریبکاران را نه در تالارهای قدرت، که در زباله ‌دان فراموشی به خاک می‌سپارد. امریکا نیز باید اذعان کند که دوران “شیر غران” به سر رسیده است و اگر به دنبال راهی برای خروج از این بحران نیست، باید خود را برای پذیرش واقعیتی آماده کند که در آن، «دیگر نه قدرت اول، که یک بازیگر معمولی در نظم نوین جهانی» محسوب خواهد شد.

نویسنده: دکتر محمدی

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x