آزادی بیان زیر سایه‌ی خفقان؛ از نظاره‌گری جهان تا اراده‌ی درونی

هشدار دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) درباره افزایش فشارها بر روزنامه‌نگاری در سطح جهان، صرفاً یک بیانیه‌ی تشریفاتی یا تکراری نیست، بلکه تصویری روشن از بحرانی عمیق و ساختاری است که آزادی بیان و حق دسترسی شهروندان به اطلاعات را در سراسر جهان تهدید می‌کند.
آزادی بیان زیر سایه‌ی خفقان؛ از نظاره‌گری جهان تا اراده‌ی درونی

هشدار دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) درباره افزایش فشارها بر روزنامه‌نگاری در سطح جهان، صرفاً یک بیانیه‌ی تشریفاتی یا تکراری نیست، بلکه تصویری روشن از بحرانی عمیق و ساختاری است که آزادی بیان و حق دسترسی شهروندان به اطلاعات را در سراسر جهان تهدید می‌کند. یوناما با اشاره به گزارش تازه‌ی یونسکو درباره ارزش روزنامه‌نگاری، بر این نکته‌ی بنیادین تأکید کرده است که رسانه‌های آزاد و مستقل ستون‌های پاسخگویی حکومت‌ها، اعتماد عمومی و مدیریت مؤثر بحران‌ها هستند. اما آنچه این گزارش به‌صورت شفاف بیان می‌کند، فاصله‌ی روزافزون میان این اصول جهان‌شمول و واقعیت‌های میدانی است.

گسترش اطلاعات نادرست و گمراه‌کننده، سانسور، خشونت علیه خبرنگاران و عقب‌نشینی نهادهای حمایتی از رسانه‌های مستقل، چهار محور اصلی هستند که یوناما به‌عنوان چالش‌های کنونی روزنامه‌نگاری برشمرده است. این چهار محور در ظاهر مجزا به نظر می‌رسند، اما در عمل یک زنجیره‌ی واحد از بحران را تشکیل می‌دهند؛ زنجیره‌ای که در آن فضای عمومی به تدریج از حقیقت تهی شده و شهروندان در باتلاق روایت‌های ساختگی و نیمه‌ساختگی غرق می‌شوند. در چنین شرایطی، روزنامه‌نگار نه‌تنها ابزار اطلاع‌رسانی، بلکه آخرین خط دفاعی جامعه در برابر فروپاشی اعتماد عمومی و رشد فساد سیستمی است.

اما آنچه وضعیت افغانستان را از الگوی جهانی متمایز می‌کند، شدت و یکپارچگی این فشارها در یک کشور مشخص است. افغانستان امروز در حالی بدترین شرایط خود را برای خبرنگاران تجربه می‌کند که تمامی مؤلفه‌های هشدار یوناما به‌صورت هم‌زمان و تشدیدشده در آن حضور دارند. از زمان بازگشت طالبان به قدرت در اسد ۱۴۰۰، ده‌ها خبرنگار بازداشت یا روانه‌ی زندان شده‌اند، رسانه‌ها یکی پس از دیگری به دلیل فشارهای اقتصادی، محدودیت‌های تازه و مهاجرت نیروی انسانی فعالیت خود را متوقف کرده‌اند و فضای روزنامه‌نگاری مستقل عملاً به محاق رفته است. این روند نه حاصل یک تصمیم مقطعی، بلکه نتیجه‌ی یک استراتژی سیستماتیک برای حذف صداهای مستقل و جایگزینی آن‌ها با روایت‌های رسمی و یک‌جانبه است.

نکته‌ی قابل تأمل‌تر این است که محدودیت‌ها و خفقان در افغانستان به حوزه‌ی رسانه محدود نمی‌ماند. آموزش، فعالیت مدنی، حقوق زنان، عدالت قضایی و حتی زندگی روزمره‌ی مردم همگی با محرومیت‌های فزاینده روبه‌رو شده‌اند. در چنین وضعیتی، روزنامه‌نگاری مستقل نه یک خواسته‌ی صنفی، بلکه یک ضرورت حیاتی برای بقای آگاهی عمومی و امکان هرگونه تغییر و اصلاح در آینده است. سکوت رسانه‌ها، سکوت جامعه را در پی دارد و سکوت جامعه، زمینه‌ساز تداوم و تحکیم ساختارهای استبدادی می‌شود.

از سوی دیگر، واکنش جامعه‌ی جهانی به این وضعیت، خود به یکی از دردناک‌ترین بخش‌های ماجرا تبدیل شده است. نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های مدافع آزادی بیان بارها نسبت به بازداشت خبرنگاران، سانسور و محدودیت دسترسی به اطلاعات در افغانستان هشدار داده‌اند، اما این هشدارها بیش از آنکه به اقدام عملی منجر شوند، در حد بیانیه‌هایی تکراری باقی مانده‌اند. این شکاف میان گفتمان حقوق‌بشری جهانی و عملکرد واقعی آن در قبال افغانستان، اعتماد به نهادهای بین‌المللی را به‌شدت متزلزل کرده و این باور را تقویت کرده است که منافع سیاسی و اقتصادی کشورهای قدرتمند، همچنان بر ارزش‌های اعلامی آن‌ها اولویت دارد.

در چنین شرایطی، اگرچه امید به مداخله‌ی مؤثر جامعه‌ی جهانی روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود، اما نمی‌توان و نباید مسئولیت را تماماً بر دوش بیرون از مرزها گذاشت. ملت افغانستان در طول تاریخ معاصر خود بارها نشان داده است که حافظه‌ی جمعی و اراده‌ی فرهنگی‌اش، نیرویی پایدار و قابل اتکا بوده است. حفظ و تقویت رسانه‌های مستقل، حمایت از خبرنگاران باقی‌مانده، مستندسازی واقعیت‌ها و انتقال آن‌ها به نسل‌های آینده، از جمله‌ی راه‌هایی است که در سخت‌ترین شرایط نیز می‌تواند روزنی به سوی تغییر بگشاید. بحران کنونی روزنامه‌نگاری در افغانستان نه پایان یک مسیر، بلکه آزمونی بزرگ برای اراده‌ی جمعی ملتی است که حق بر اطلاع و حق بر بیان را بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت و آینده‌ی خود می‌داند.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x