در هفتههای اخیر، موازنه قوا در غرب آسیا دستخوش دگرگونیای بنیادین شده است. جمهوری اسلامی ایران با عبور از دکترین پاسخهای محدود و طراحی هندسه بازدارندگی تهاجمی، شبکه فرماندهی و پشتیبانی سنتکام را در هفت کشور منطقه هدف قرار داده است. تلفات انسانی نیروهای امریکایی در اردن و عراق، انهدام زیرساختهای حیاتی در پایگاههای راهبردی کویت، بحرین و قطر، و درماندگی واشنگتن در پاسخ دهی مؤثر، همگی نشان از تحقق وعده «بزن که خوب میزنی» دارد.
خاورمیانه در روزهای پرالتهاب ژوئیه 2026، شاهد یکی از حساس ترین و پیچیده ترین تقابلهای نظامی میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده است. آنچه به عنوان یک مناقشه محدود بر سر تنگه هرمز آغاز شد، اکنون به جنگی تمامعیار تبدیل شده که معادلات امنیتی منطقه را دگرگون ساخته است. گزارشهای میدانی حاکی از آن است که نیروهای مسلح ایران با اتکا به اشراف اطلاعاتی و قدرت موشکی و پهپادی خود، موفق شدهاند قواعد جدید درگیری را به ارتش امریکا تحمیل کنند و مراکز فرماندهی و شریان های لجستیکی سنتکام را فلج سازند.
آنچه در هفتههای اخیر در میدان نبرد رخ داده، نشان دهنده تقابل دو رویکرد کاملاً متفاوت است. پنتاگون با تکیه بر حجم بالای شلیک و حملات شبانه روزی، تلاش کرد تا خطوط مواصلاتی، مسیرهای تأمین و شبکههای نظارتی ایران را مختل کند. اما این راهبرد نه تنها موفق نبود، بلکه به شکستی تمامعیار انجامید. بر اساس گزارشها، پدافند هوائی و ساختار مهندسی ایران چنان شوک آتش دشمن را جذب کرد که اهداف مورد اصابت ظرف چند ساعت به مدار عملیاتی بازگشتند. خطوط راه آهن تخریب شده بلافاصله بازسازی شدند و دکل مخابراتی سیریک به سرعت احیا گردید.
دست برتر نظامی ایران؛ بازطراحی معادلات بازدارندگی
در نقطه مقابل، ایران با دقتی ریاضی وار و تمرکز بر «مراکز فرماندهی و پشتیبانی»، ضربات مهلکی به سنتکام وارد ساخت. گزارش های خبری از اصابت مستقیم موشک های بالستیک و هایپرسونیک به پایگاه «موفقالسلطی» (الازرق) در اردن حکایت دارد که طی آن دو نظامی امریکایی کشته و یک نفر مفقود شدند. تحلیلگران ارشد نظامی واژه «مفقود» را اینگونه تفسیر می کنند که شدت انفجار و حرارت فوقالعاده بالا به قدری بوده که اثری از پیکر سرباز امریکایی باقی نمانده است. همچنین پایگاههای راهبردی «العُدید» در قطر و «علیالسالم» در کویت، طعم تلخ موشک های نقطه زن ایرانی را چشیدند.
دستاورد بزرگ نیروهای مسلح ایران در این تقابل، طراحی هندسه بازدارندگی نوین است. فرماندهی تروریستی سنتکام که همواره تلفات انسانی خود را سانسور میکند، در اقدامی بی سابقه به کشته شدن 2 نظامی و مجروحیت تعدادی دیگر در اردن اعتراف کرد. رسانههایی مانند فاکس نیوز نیز به زخمی شدن دستکم 13 نظامی دیگر اذعان داشتند. روزنامه والاستریت ژورنال نیز افشا کرد که در حمله به پایگاه الازرق، چندین فروند از پیشرفته ترین هواپیماهای سرنشین دار و پهپادهای مدرن امریکا منهدم شدهاند.
شکست سامانههای پدافندی پاتریوت در پایگاههای اربیل عراق و بحرین، مهر باطلی بر ادعاهای سپر دفاعی ایالات متحده زد. سامانههای پدافندی چندلایه امریکا در برابر موشک های بالستیک، کروز و پهپادهای انتحاری «شاهد» و «آرش» کارایی خود را از دست دادهاند. این واقعیت میدانی، ابهت پوشالی ارتش امریکا را به چالش کشیده و نشان داده که ماشین جنگی 1.5 تریلیون دلاری ایالات متحده در برابر اراده و فناوری ایرانی، به دام افتاده است.
سردرگمی و سرگردانی در کاخ سفید؛ ترامپ در دام «مارپیچ تشدید» گرفتار شد
تحلیلهای رسانههای بینالمللی از جمله سی ان ان و رویترز حاکی از آن است که تیم ترامپ در یک «مارپیچ تشدید» گرفتار آمده است. تحلیلگران ارشد معتقدند رئیس جمهور امریکا با یک دوراهی مرگبار مواجه است: یا باید تن به کاهش حملات و پذیرش شکست بدهد، یا وارد فازی شود که توان تحمل آن را ندارد.
تاکر کارلسون، مجری و استراتژیست مشهور امریکایی، با صراحت اعلام کرده که ادعاهای واشنگتن درباره قدرت نظامیاش «کاملاً پوشالی و توخالی» از آب درآمده است. وی تصریح کرد که ارتش امریکا با بودجه نجومی خود، حتی نمیتواند یک تنگه استراتژیک دریایی را باز نگه دارد. شدت هراس ارتش امریکا به حدی است که هواپیماهای سوخت رسان مجبورند فرستندههای راداری خود را خاموش کنند تا شکار موشک های ایران نشوند. شرکت گوگل نیز به درخواست نهادهای امنیتی، تصاویر پایگاههای امریکا را در گوگل مپ مخدوش کرده است، اقدامی که نشان از ترس عمیق از نفوذ اطلاعاتی ایران دارد.
دولتهای عربی؛ متحدان سرگردان در طوفان آتش
دولتهای عربی حوزه خلیج فارس که تصور میکردند با میزبانی از پایگاههای امریکا امنیت خود را تضمین کردهاند، اکنون در کانون حملات ایرانی قرار گرفتهاند. انهدام کامل نیروگاه بزرگ «شعیبه» کویت و تأسیسات آب شیرینکن حیاتی آن، یکی از شریانهای اصلی لجستیک ارتش امریکا را قطع کرده است. پایگاههای علیالسالم و امقصر در کویت با ازکارافتادن سکوهای پرتاب موشکی، و پایگاه «شیخ عیسی» در بحرین با نابودی رادارهای پاتریوت، همگی طعم تلخ حملات پهپادی و موشکی ایران را چشیدهاند.
دیپلماتهای ارشد عربی به سی ان ان گفتهاند که نگراناند این درگیری به اقتصاد آنها آسیب عمیق تری وارد کند و آنها را با دشمنی حل نشدنی در آن سوی خلیج فارس تنها بگذارد. سرگردانی دولتهای عربی در این است که آیا باید بار دیگر به واشنگتن برای مهار تنش فشار آورند یا اینکه این بار، پاسخ تهران بسیار سنگینتر از آن است که بتوان با میانجیگری مهارش کرد.
جان بولتون و نقشه شوم تجزیه ایران؛ چهره واقعی جنگ طلبان امریکایی
در اوج ناکامیهای نظامی امریکا، جان بولتون، جنگ طلب معروف و مشاور سابق امنیت ملی امریکا، آشکارا فاش می سازد که راهکار «آزادی ایران» را دامن زدن به جنگ داخلی، حمله مسلحانه و شکافهای قومی توصیف کرده است. این اظهارات، نقاب از چهره واقعی سیاستهای امریکا در قبال ایران برمی دارد؛ سیاستی که هیچ گاه به دنبال رفاه و آزادی مردم ایران و قدرتمندی این کشورنبوده و نیست، بلکه همواره در پی تضعیف، تجزیه و سلطه بر این سرزمین کهن است.
این اظهارات نشان میدهد که واشنگتن زمانی که در میدان نبرد شکست میخورد، به توطئه های پشت پرده و جنگ افروزی قومی پناه میبرد. ملت آگاه و غیور ایران، با درس گرفتن از تاریخ چند هزارساله خود، به خوبی میداند که پشت این ادعاهای دروغین «آزادی»، چه نقشههای شومی نهفته است. ملت آگاه ایران هرگز اجازه نخواهند داد که جنگ طلبان کاخ سفید و مشاورانی چون بولتون، وحدت ملی آنها را خدشه دار کنند.
جنگ میان ایران و ارتش تروریستی امریکا، به مرحلهای استراتژیک رسیده است که در آن ابهت پوشالی ایالات متحده، نه در بیانیهها، بلکه در میدان عمل و زیر آتش سنگین موشکی و پهپادی ایران به زانو درآمده است. عملیاتهای زنجیرهای «صاعقه» ثابت کرد که دوران پاسخهای محدود به سر آمده و جمهوری اسلامی با طراحی یک هندسه بازدارندگی تهاجمی، قواعد جدید درگیری را در غرب آسیا بازنویسی کرده است.
ارتش امریکا امروز در غرب آسیا فرسوده، بیهدف و تحت شدید ترین فشارهای لجستیکی قرار دارد. تخلیه جنگندهها از پایگاههای بزرگ و پناه بردن به سوخت رسانیهای هوائی، نشان از این واقعیت دارد که دیگر هیچ پایگاه زمینی برای سربازان امریکایی امن نیست. واشنگتن در سراشیبی سقوط قرار گرفته و هرگونه تداوم ماجراجویی، تنها به معنای ضربات کاری تر به پیکر زخمی سنتکام خواهد بود.
اما شاید مهمترین پیام این تقابل، افشای چهره واقعی دشمن باشد. در حالی که دولت امریکا ادعای دفاع از حقوق بشر و آزادی دارد، مشاوران ارشد آن آشکارا از تجزیه ایران و دامنزدن به جنگ داخلی سخن میگویند. این تناقض آشکار، ماهیت استعماری و سلطه طلبانه سیاستهای امریکا را بیشتر از پیش برملا می سازد و بر ضرورت هوشیاری و همبستگی ملی بیش از پیش تأکید میکند.
معادلات بازدارندگی دگرگون شده و از این پس، هرگونه تجاوز به خاک یا داراییهای ایران، با نابودی متقابل و قطعی پایگاههای استراتژیک دشمن پاسخ داده خواهد شد. و اینک، فریاد بلند مردمان غیور این سرزمین در میدانهای نبرد و در کوچههای شهرها، نوید بخش صبحی روشن و پیروزیای قریبالوقوع است؛ جایی که طنین «بزن که خوب میزنی!» در تاریخ این مرز و بوم، حماسهای ماندگار خواهد شد. مردمی که در برابر قلدری و زورگویی، سرخم نمیکنند و در مکتب عشق حسینی (ع)، مقاومت را آموختهاند. ایران، با اتکا به اراده الهی و تدبیر فرماندهان خود، در این آزمون بزرگ تاریخی، سربلند از میدان بیرون خواهد آمد.
نویسنده: م. کهریزنوی




