از نقد دقیق غزل تا دریای بیکران کتاب؛ روایتی از بلدیت شگفت انگیز حضرت آیت الله خامنه ای رهبر انقلاب اسلامی در شعر، سینما و ادبیات جهان
در میان رهبران سیاسی جهان معاصر، کمتر کسی را میتوان یافت که به اندازه حضرت آیت الله شهید خامنهای با فرهنگ، شعر و هنر عجین بوده باشد. ایشان نه تنها یک عالم دینی و یک سیاستمدار برجسته، که یک شاعر خوش ذوق، یک منتقد ادبی کارآزموده، یک سینماگر آشنا به ظرایف تصویر و بیش از هر چیز، یک کتابخوان حرفهای بود.
مردی از جنس قلم و تصویر: شهید آیتالله خامنهای را باید یکی از نوادر روزگار دانست؛ شخصیتی که در عین اشتغال به سنگین ترین مسائل سیاسی و حکمرانی، هیچگاه از لطافت شعر و عمق اندیشهی ادبی فاصله نگرفت. شناخت ایشان تنها از دریچهی سیاست ممکن نیست، بلکه باید در لابهلای سطور کتابهایی که خواندند، نقدهایی که بر اشعار نوشتند و توصیههایی که به هنرمندان کردند، جستجو کرد. نگاه ایشان به فرهنگ، نگاهی بنیانی و تمدنی بود؛ فرهنگی که در مکتب فکری ایشان، نه حاشیهای بر سیاست، بلکه «روح حاکم بر زندگی یک ملت» محسوب میشد.
سینما و تئاتر از منظر رهبری آشنا به فن
شاید برای بسیاری جالب باشد که شهید آیتالله خامنهای تسلطی کم نظیر بر هنر هفتم داشتند. در دیدار با سینماگران و کارگردانان کشورش، ایشان تنها به اظهارات کلیشهای بسنده نمیکردند، بلکه با دقتی حرفهای به نقد فیلمها و تحلیل تکنیکهای کارگردانی میپرداختند. توصیههای ایشان به فیلم سازان، نه در قالب دستورات خشک دولتی، بلکه در چهارچوبِ ارتقای کیفی محتوا و پرهیز از ابتذال بود. ایشان معتقد بودند که ابزار سینما باید در خدمت تعالی اخلاقی و روایتهای فاخر انسانی قرار گیرد و این هنر میتواند نقش مهمی در «پدافند هنری» در برابر تهاجم فرهنگی ایفا کند.
شبهای شعر رمضان؛ مجلس عرفای سخن
یکی از باشکوه ترین جلوههای فرهنگ دوستی ایشان، دیدارهای سالیانه در ماه مبارک رمضان با شاعران بود. این مجالس جایی بود که شاعران نه فقط از ایران، بلکه از کشورهای هند، پاکستان، عراق و افغانستان دعوت میشدند تا اشعار خود را دکلمه کنند. ایشان با دقت شگفت آوری به وزن، قافیه و مضمون پردازی اشعار توجه میکردند و به نقدهای تخصصی ادبی میپرداختند که حیرت شاعران را برمیانگیخت. این محافل، نماد وحدت فرهنگی جهان فارسیزبان بود.
شاعری بلندآوازه و دانش ادبی بینظیر
بسیاری از شاعران برجسته پس از دیدار با ایشان، در مصاحبههای خود با شگفتی تمام اعتراف کردهاند که این حکیم فرزانه نسبت به آنها بهتر و دقیق تر شعر و ادبیات را میشناخته است. ایشان خود با تخلص «امین» شعر می سرودند و با ظرایف سبک هندی و عرفانی آشنایی عمیقی داشتند. در یکی از بیانات شان، با تحسین از شاعران بزرگی چون سعدی، حافظ، مولوی و فردوسی به عنوان «قلههای شعر فارسی» یاد کردند و بر جنبههای اخلاقی و تعلیمی این اشعار تأکید داشتند. این شناخت، تنها به شعر فارسی محدود نمیشد.
کتابخوانی؛ عادت همیشگی رهبر
حضرت آیتالله شهید خامنهای در طول حیات پربار خود، سنت «تقریظ نویسی» را به عنوان ابزاری برای هدایت فرهنگی جامعه احیا کردند. ایشان با وجود مشغلههای طاقت فرسا، به مطالعهی دقیق آثار ادبی و تاریخی جهان، از «بینوایان» ویکتور هوگو تا رمانهای کلاسیک روسی و آثار معاصر ایران و افغانستان میپرداختند. این تسلط بر ادبیات جهان، ایشان را در زمرهی معدود رهبران سیاسی قرار میدهد که با ذهنیتی باز و جهانی، به تحلیل جریانهای فکری میپرداختند. ایشان همواره مردم را به کتابخوانی تشویق میکردند و بر این باور بودند که جامعهای که کتاب نمیخواند، استقلال فکری خود را از دست میدهد.
نادرترین رهبر در میان سیاسیون جهان
واقعیت انکارناپذیر این ست که کمتر رهبر سیاسی در جهان را میتوان یافت که چنین ذوق و قریحهی ادبی و هنری داشته باشد. تجربهی زیستهی ایشان در انجمنهای ادبی مشهد و آشنایی عمیق با نویسندگان و روشنفکران، وی را به یک استثنا در عالم سیاست تبدیل کرده بود. هنگامی که سینماگران و شاعران، از فهم بالای ایشان از هنر خود ابراز شگفتی میکنند، در واقع به عمق این حقیقت اذعان دارند که در برابر یک «رهبر فرزانه» و «هنرشناس» و «ادیب» قرار داشتهاند؛ نه یک سیاستمدار صرف.
پاسداشت زبان فارسی
تأکید ویژهی ایشان بر زبان و ادبیات فارسی، برای مخاطبان افغانستانی پیامی عمیق دارد. ایشان زبان فارسی را «رکن اصلی هویت ملی» و پیوند دهندهی ملتهای منطقه میدانستند. این نگاه فرهنگی، نویدبخش روزگاری بود که شعر و ادب، مرزهای سیاسی را درنوردیده و وحدت اسلامی و تمدنی را تقویت میکند.
میراثی که بر دوش اندیشه باقی میماند
شهادت مظلومانهی شهید آیتالله خامنهای در بمباران امریکا، هر چند جسم ایشان را از ما گرفت، اما میراث فرهنگی و اندیشههای ناب ایشان را جاودانه ساخت. ایشان ثابت کردند که میتوان هم بر مسند قدرت نشست و هم با شعر و ادب انس داشت؛ هم با دشوارترین معادلات جهانی دست و پنجه نرم کرد و هم از لطافت یک غزل لذت برد.
درسی که از قلم و نظر ایشان میتوان گرفت، این است که جوامع بشری بیش از آنکه به موشک و قدرت نظامی نیاز داشته باشند، به «قدرت نرم» فرهنگ و کتاب نیازمندند. نگاه ایشان نشان میداد که احیای تمدن اسلامی بدون بازگشت به گوهرهای ادبی و هنری فاخر، میسور نیست. امروز که ایشان در میان ما نیستند، وظیفهی سنگینِ ما، به ویژه در افغانستان عزیز، تداوم این راه است؛ راهی که در آن، کتاب، شعر و سینمای متعهد میتواند جامعهای آگاه، آزاده و مقاوم بسازد. چه زیبا بود سخن ایشان که هنر و اخلاق باید در هم تنیده شوند، و امروز ما بیش از هر زمان، به این تنیدگی نیازمندیم.




