اعتراف تلخ از تل‌آویو تا واشنگتن و آغاز خاورمیانه جدید

جنگ‌ها تنها در میدان‌های نبرد تعیین تکلیف نمی‌شوند؛ گاهی نتیجه واقعی یک جنگ را باید در اتاق‌های فکر، پشت میزهای مذاکره، در خیابان‌های شهرها، در افکار عمومی و در تغییر موازنه‌ های قدرت نیز جستجو کرد. آنچه در رویارویی میان جمهوری اسلامی ایران و امریکا-اسرائیل رخ داد، صرفاً یک درگیری نظامی نبود؛ این یک آزمون بزرگ برای سنجش قدرت واقعی بازیگران منطقه‌ای و جهانی بود؛ آزمونی که نتایج آن برخلاف تبلیغات رسانه‌ای غرب و رسانه های حلقه به گوش غرب، بسیاری از معادلات پیشین را دگرگون ساخت.
اعتراف تلخ از تل‌آویو تا واشنگتن و آغاز خاورمیانه جدید

جنگ‌ها تنها در میدان‌های نبرد تعیین تکلیف نمی‌شوند؛ گاهی نتیجه واقعی یک جنگ را باید در اتاق‌های فکر، پشت میزهای مذاکره، در خیابان‌های شهرها، در افکار عمومی و در تغییر موازنه‌ های قدرت نیز جستجو کرد. آنچه در رویارویی میان جمهوری اسلامی ایران و امریکا-اسرائیل رخ داد، صرفاً یک درگیری نظامی نبود؛ این یک آزمون بزرگ برای سنجش قدرت واقعی بازیگران منطقه‌ای و جهانی بود؛ آزمونی که نتایج آن برخلاف تبلیغات رسانه‌ای غرب و رسانه های حلقه به گوش غرب، بسیاری از معادلات پیشین را دگرگون ساخت.

امروز حتی بخشی از رسانه‌های غربی و صهیونیستی نیز ناچار شده‌اند به واقعیت‌هایی اعتراف کنند که تا دیروز از بیان آن طفره می‌رفتند. وقتی منابع نزدیک به ساختار تصمیم ‌گیری اسرائیل می‌گویند: «اگر می‌دانستیم نتیجه این جنگ چنین خواهد بود، شاید هرگز آن را آغاز نمی‌کردیم»، این جمله چیزی فراتر از یک اظهار نظر معمولی است؛ این اعترافی آشکار به شکست محاسبات راهبردی تل‌آویو است.

اسرائیل کودک کش و حامی اصلی آن، امریکا، جنگ را با این تصور آغاز کردند که می‌توانند ایران را وادار به عقب ‌نشینی، تسلیم یا پذیرش شروط تحمیلی کنند. اما آنچه در عمل اتفاق افتاد، دقیقاً عکس این تصور بود. نه ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران فروپاشید، نه توان نظامی آن از میان رفت، نه قدرت موشکی آن متوقف شد و نه اراده ملی مردم ایران در هم شکست. برعکس، آنچه آشکار شد، ظرفیت بالای بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران و توانایی آن در مدیریت همزمان جنگ، دیپلماسی و افکار عمومی بود.

یکی از مهم‌ترین دستاوردهای جمهوری اسلامی ایران در این نبرد، نمایش قدرت بازدارندگی نظامی بود. سال‌ها بود که رسانه‌های غربی و صهیونیستی تلاش می‌کردند توان موشکی و دفاعی ایران را صرفاً یک ابزار تبلیغاتی معرفی کنند؛ اما تحولات اخیر نشان داد که این توانمندی به یک واقعیت غیرقابل انکار در معادلات منطقه‌ای تبدیل شده است. امروز حتی منتقدان ایران نیز اذعان دارند که هرگونه جنگ گسترده علیه این کشور، هزینه‌هایی فراتر از تحمل قدرت‌های مهاجم خواهد داشت.

بیشتر بخوانید:  «صابران» در برابر «بی‌بصیرتان»؛ مرثیه‌ای بر دوراهی یمن و عربستان

اما پیروزی ایران تنها در عرصه نظامی خلاصه نمی‌شود. شاید مهم‌ تر از موشک ‌ها و سامانه‌ های دفاعی، انسجام اجتماعی و سرمایه ملی ایران بود که در این بحران خود را نشان داد. در روزهایی که دشمنان انتظار شکاف داخلی و آشوب اجتماعی را داشتند، میلیون‌ ها ایرانی در شهرهای مختلف با حضور در تجمعات مردمی، حمایت خود را از دفاع ملی و نیروهای مسلح کشور شان اعلام کردند. این حضور گسترده یک پیام روشن داشت: ملت ایران در برابر تجاوز خارجی، اختلافات داخلی را کنار می‌گذارد و در دفاع از حاکمیت ملی خود متحد می‌شوند.

این همان نقطه‌ای است که بسیاری از طراحان جنگ در واشنگتن و تل‌آویو آن را در محاسبات خود نادیده گرفتند. آنان تصور می‌کردند فشار نظامی می‌تواند به فروپاشی اجتماعی منجر شود؛ اما نتیجه، افزایش همبستگی ملی و تقویت روحیه مقاومت بود.

در عرصه سیاسی و دیپلماتیک نیز ایران موفق شد ابتکار عمل را تا حد زیادی در اختیار بگیرد. کشوری که قرار بود منزوی شود، امروز به یکی از محورهای اصلی گفتگوهای منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده است. کشورهای منطقه که سال‌ها امنیت خود را در سایه حمایت‌های امریکا تعریف می‌کردند، اکنون زمان آن رسیده که به سمت سیاست‌های مستقل ‌تر و تعامل با تهران حرکت ‌کنند. آنچه این جنگ رقم زد، نشانه‌ای روشن از تغییر تدریجی نظم منطقه‌ای شت.

بیشتر بخوانید:  از نامه تا نیزه؛ چرا کوفیان امام حسین (ع) را تنها گذاشتند؟

شکست امریکا نیز تنها در میدان جنگ نبود. واشنگتن که خود را قدرت بلامنازع جهان معرفی می‌کرد، بار دیگر نشان داد که دیگر توان تحمیل اراده خود به ملت‌های مستقل را ندارد. همان کشوری که در افغانستان پس از بیست سال حضور نظامی ناچار به خروجی پرهزینه و تحقیرآمیز شد، این بار نیز نتوانست اهداف راهبردی خود را در برابر ایران اسلامی محقق سازد. قدرت نظامی امریکا همچنان بزرگ است، اما قدرت سیاسی و توانایی آن در شکل‌دهی به نتایج مطلوب، دیگر مانند گذشته نیست.

در این میان، عملکرد برخی دولت‌های عربی منطقه نیز نیازمند تأمل جدی است. دولت‌هایی که سال‌ها با شعار حمایت از جهان اسلام و دفاع از فلسطین سخن گفتند، در حساس ‌ترین مقاطع تاریخی یا سکوت اختیار کردند یا در پشت پرده به همکاری‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی با اسرائیل ادامه دادند. تاریخ اما حافظه‌ای فراموش‌ کار ندارد.

نسل‌های آینده از حاکمان امروز خواهند پرسید: هنگامی که غزه زیر آتش بود، هنگامی که فلسطینیان قربانی اشغال و تجاوز بودند و هنگامی که منطقه در آستانه یک بحران بزرگ قرار داشت، شما در کدام سوی تاریخ ایستاده بودید؟

بی ‌تردید، خیانت تنها با شلیک گلوله انجام نمی‌شود؛ گاهی سکوت در برابر ظلم، گاهی عادی‌ سازی روابط با اشغالگران کودک کش و گاهی ترجیح منافع کوتاه ‌مدت سیاسی بر اصول انسانی، خود بزرگ ‌ترین خیانت است. ملت‌های منطقه دیر یا زود درباره این عملکردها قضاوت خواهند کرد؛ قضاوتی که شاید از هر محکمه سیاسی سخت ‌تر باشد.

بیشتر بخوانید:  فراتر از مذهب؛ ریشه‌های واقعی بحران و راه‌های برون ‌رفت

واقعیت این است که جنگ اخیر یک پیام روشن برای جهان داشت: عصر تصمیم‌ گیری یک ‌جانبه قدرت‌ های بزرگ رو به پایان است. ملت‌هایی که از اراده، انسجام، ظرفیت دفاعی و مشروعیت مردمی برخوردار باشند، می‌توانند در برابر بزرگ‌ ترین فشارها نیز ایستادگی کنند.

تاریخ بارها ثابت کرده است که قدرت واقعی نه در تعداد بمب‌ها، نه در حجم ناوهای جنگی و نه در بودجه ‌های نظامی خلاصه می‌ شود؛ قدرت حقیقی در اراده ملت ‌ها، مشروعیت حکومت ‌ها و توانایی تبدیل تهدید به فرصت نهفته است.

آنچه در این رویارویی مشاهده شد، بیش از آنکه داستان یک جنگ باشد، روایت شکست یک تفکر بود؛ تفکری که گمان می ‌کرد می ‌توان با زور، تحریم، تهدید و تجاوز، ملت‌ها را به تسلیم واداشت. ایران نشان داد که می‌توان همزمان مقاومت کرد، مذاکره کرد، ایستاد و ابتکار عمل را حفظ نمود.

شاید مهم ‌ترین درس این تحولات برای منطقه و جهان این باشد که امنیت پایدار نه از لوله تفنگ‌ های بیگانگان، بلکه از احترام به ملت‌ها، عدالت در روابط بین‌الملل و پذیرش واقعیت‌های جدید قدرت به دست می‌آید.

امروز در خاورمیانه، بیش از هر زمان دیگری، یک حقیقت آشکار شده است: ملت‌هایی که بر هویت، استقلال و اراده خود تکیه می‌کنند، ممکن است هزینه بپردازند، اما شکست نمی‌ خورند. و این حقیقتی است که نه واشنگتن می‌تواند آن را نادیده بگیرد و نه تل‌آویو.

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x