از نامه تا نیزه؛ چرا کوفیان امام حسین (ع) را تنها گذاشتند؟

یکی از پرسش‌های بزرگ تاریخ اسلام این است که چگونه مردمی که هزاران نامه برای دعوت امام حسین (ع) به کوفه نوشتند، چند هفته بعد همان امام را تنها گذاشتند و زمینه بزرگ ‌ترین فاجعه تاریخ اسلام را فراهم کردند؟
از نامه تا نیزه؛ چرا کوفیان امام حسین (ع) را تنها گذاشتند؟

ماه محرم، ماه بیداری وجدان‌های خفته، ماه پیروزی خون بر شمشیر، ماه پیروزی حقیقت بر قدرت و ماه جاودانگی آزادگی فرا رسیده است.

فرارسیدن ایام سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین (ع)، سرور آزادگان جهان و سالار شهیدان را به همه مسلمانان، به ‌ویژه شیعیان و دوستداران اهل ‌بیت (ع) و تمامی آزادگان عالم تسلیت عرض می‌کنم؛ آنان که هنوز در برابر ظلم سر فرود نمی‌آورند و از مکتب عاشورا می‌آموزند که «زندگی با ذلت، مرگی تدریجی است و مرگ با عزت، آغاز جاودانگی.»

یکی از پرسش‌های بزرگ تاریخ اسلام این است که چگونه مردمی که هزاران نامه برای دعوت امام حسین (ع) به کوفه نوشتند، چند هفته بعد همان امام را تنها گذاشتند و زمینه بزرگ ‌ترین فاجعه تاریخ اسلام را فراهم کردند؟

پاسخ این پرسش را نمی‌توان تنها در یک عامل خلاصه کرد. مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، سیاسی، روانی، اقتصادی و اخلاقی در این رخداد نقش داشتند؛ از تبلیغات گسترده بنی‌امیه علیه اهل‌بیت (ع)، کینه‌ های تاریخی نسبت به پیامبر (ص) و امام علی (ع)، دنیا پرستی و پول‌ دوستی، ترس از سرکوب حکومت، ضعف ایمان، نفوذ اشراف و رؤسای قبایل، تا سقوط اخلاقی بخشی از جامعه کوفه.

عاشورا در حقیقت آیینه‌ای است که نشان می‌دهد چگونه جامعه‌ای می‌تواند حق را بشناسد اما در لحظه امتحان از آن فاصله بگیرد.

امام حسین (ع) برای به دست آوردن قدرت و ثروت قیام نکرد. او خود هدف قیام اش را چنین بیان فرمود: « خروج و قيـام من از روى سركشى و خوشگذرانى و فساد و ظلم نيست، تنها براى اصلاح در امت جدم (ص) قيام کردم و می خواهم به معروف امر کنم و از منكر بازدارم و به سيره جدم (ص) و پدرم على بن ابيطالب عمـل کنم»

اما چرا مردمی که با نامه‌های فراوان از آن حضرت دعوت کردند، هنگام ورود ایشان به سرزمین عراق دست از حمایت برداشتند؟

برای پاسخ، باید به ریشه‌های عمیق‌ تر جامعه کوفه و سیاست‌های بنی‌امیه نگاه کرد.

کینه‌های تاریخی نسبت به پیامبر (ص) و امام علی (ع)

یکی از عوامل مهمی که برخی مورخان و پژوهشگران مطرح کرده‌اند، باقی ماندن کینه‌های دوران صدر اسلام در دل بخشی از خاندان‌ها و قبایل عرب بود.

بیشتر بخوانید:  در زمین لرزه بدخشان بیش از 70 خانه تخریب شد، یک کودک زیر آوار مانده است

بسیاری از سران قریش در جنگ‌های بدر، احد، خندق و حنین توسط مسلمانان و در مواردی توسط امام علی (ع) شکست خورده یا بستگان خود را از دست داده بودند. پس از رحلت پیامبر (ص)، برخی از این کینه‌ها هرگز به‌ طور کامل از بین نرفت.

امام علی (ع) در دوران خلافت خود نیز با اجرای عدالت، منافع اشراف و صاحبان زر و زور را محدود کرد و همین مسئله دشمنی‌های فراوانی ایجاد نمود.

امیرالمؤمنین (ع) فرمودند:«حق‌گویی برای من دوستی باقی نگذاشت.»

در واقع، بخشی از دشمنی با امام حسین (ع)، ادامه همان دشمنی با پیامبر (ص) و امام علی (ع) بود.

جنگ روانی و تبلیغات مسموم علیه امام علی (ع)

یکی از بزرگ ‌ترین عملیات‌های رسانه‌ای تاریخ اسلام توسط معاویه انجام شد.

پس از صلح تحمیلی بر امام حسن (ع)، معاویه حدود بیست سال بر جهان اسلام حکومت کرد و در این مدت دستگاه عظیم تبلیغاتی خود را علیه اهل‌بیت (ع) به کار گرفت.

مورخان گزارش کرده‌اند که او به برخی کارگزاران خود دستور داده بود فضایل ساختگی برای بنی‌امیه نقل کنند و در برخی مناطق، لعن و دشنام به امام علی (ع) بر منابر رسمی رواج یافته بود. این سیاست ده‌ها سال ادامه یافت و نسل جدیدی را پرورش داد که شناخت صحیحی از اهل‌بیت (ع) نداشتند.

وقتی جامعه‌ای سال‌ها زیر بمباران تبلیغات قرار گیرد، حقیقت برای بسیاری از مردم وارونه جلوه می‌کند.

امروزه نیز رسانه‌های دروغ‌ پرداز می‌توانند ملت‌ها را به جنگ، نفرت و خیانت سوق دهند؛ همان‌گونه که تبلیغات بنی‌امیه چنین کرد.

دنیاپرستی و عشق به مقام

یکی از مهم‌ ترین عوامل سقوط کوفیان، دنیاطلبی بود. بسیاری از کسانی که نامه نوشته بودند، در حقیقت به دنبال حکومت الهی نبودند؛ آنان می‌خواستند در صورت پیروزی احتمالی امام حسین (ع)، سهمی از قدرت و ثروت داشته باشند. اما هنگامی که شرایط دشوار شد، حقیقت شخصیت آنان آشکار گردید.

امام حسین (ع) درباره چنین افرادی فرمودند: «مردم بندگان دنیا هستند و دین تنها بر سر زبان آنان است.» و این سخن، تصویری دقیق از وضعیت بسیاری از مردم کوفه بود.

بیشتر بخوانید:  سخنگوی جبهه مقاومت: جامعه‌ی جهانی در برابر سرکوب زنان افغان توسط طالبان تنها به محکوم‌ نمودن بسنده نکند

رشوت (رشوه)، زر و خریدن وجدان‌ها

عبیدالله بن زیاد، فرماندار یزید در کوفه، به خوبی می‌دانست که بسیاری از سران قبایل را می‌توان با پول خرید. او با تطمیع، وعده مقام، بخشش‌های مالی و امتیازات حکومتی، رؤسای قبایل را به سوی خود کشاند. وقتی رؤسای قبایل تغییر موضع دادند، بخش بزرگی از پیروان آنان نیز عقب نشستند.

در واقع، بسیاری از مردم کوفه نه بر اساس عقیده، بلکه بر اساس منفعت دنیایی و ظاهری تصمیم می‌گرفتند.

 ترس از ابن زیاد و حکومت اموی

همه کوفیان خائن نبودند. بسیاری از آنان واقعاً قصد یاری امام را داشتند؛ اما با ورود عبیدالله بن زیاد، فضای رعب و وحشت بر شهر حاکم شد.

دستگیری، زندان، شکنجه، تهدید به قتل و فشار بر خانواده‌ها موجب شد بسیاری از مردم جرأت همراهی با امام حسین (ع) را از دست بدهند. منابع تاریخی نشان می‌دهد که دستگاه اموی با شدت تمام مخالفان را سرکوب می‌کرد. ترس، هنگامی که با ضعف ایمان همراه شود، انسان را به خیانت می‌کشاند.

ضعف ایمان و نداشتن بصیرت

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «برترین جهاد، گفتن سخن حق در برابر حاکم ستمگر است.»

بسیاری از کوفیان حق را می‌شناختند اما جرأت ایستادن در کنار حق را نداشتند. شناخت حقیقت کافی نیست؛ پایداری بر حقیقت مهم ‌تر است.

ساختار قبیله‌ای و نفوذ اشراف

جامعه کوفه هنوز تا حد زیادی تحت تأثیر نظام قبیله‌ای بود. پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهد نفوذ اشراف قبایل و نبود انسجام فکری در میان مردم، یکی از عوامل اصلی ناپایداری حمایت از اهل‌بیت (ع) بود.

بسیاری از مردم به جای پیروی از امام حق، از رؤسای قبایل خود پیروی می‌کردند.

بیماری اخلاقی جامعه؛ غلبه نفس اماره

عاشورا تنها یک نبرد نظامی نبود؛ نبرد میان «نفس مطمئنه» و «نفس اماره» بود.

برخی روایات تاریخی نقل می‌کنند که امام حسین (ع) خطاب به سپاه دشمن فرمودند: «شکم‌های شما از حرام پر شده است.»

این تعبیر نشان می‌دهد که فساد اقتصادی و اخلاقی جامعه می‌تواند قدرت تشخیص حق را از انسان بگیرد. وقتی وجدان در برابر پول، قدرت و شهوت تسلیم شود، حقیقت دیگر دیده نمی‌شود.

یزید و یارانش؛ پیروزی ظاهری، شکست ابدی

بیشتر بخوانید:  کمبود برق در افغانستان؛ شرکت برشنا: «دلیل پرچوی برق گرمی هوا است»

یزید گمان می‌کرد با شهادت امام حسین (ع) پیروز شده است. اما تاریخ حکم دیگری صادر کرد. امروز نام حسین (ع) با عزت، آزادگی، ایمان، شجاعت و کرامت انسانی گره خورده است؛ اما نام یزید نماد استبداد، ظلم، بی‌عدالتی و بدنامی تاریخی است.

قدرت یزید تنها چند سال دوام آورد، اما پیام عاشورا بیش از چهارده قرن است که دل‌های انسان‌ها را تسخیر کرده است.

امام حسین (ع) و یارانش؛ قهرمانان جاودانه تاریخ

امام حسین (ع) به بشریت آموخت که: «دور باد از ما ذلت و خواری.» و زیر بار ذلت و خواری نرفت!

یاران امام نیز نشان دادند که ایمان واقعی در لحظه خطر شناخته می‌شود، نه در روزهای آرامش. امروز نه تنها شیعیان، بلکه میلیون‌ها انسان آزاده در سراسر جهان، از ادیان و مذاهب مختلف، امام حسین (ع) را نماد مقاومت در برابر ظلم می‌دانند و قیام او را الهام ‌بخش مبارزه برای عدالت می‌شمارند.

شاید پرسش اصلی این نباشد که «چرا کوفیان امام حسین (ع) را تنها گذاشتند؟»

پرسش اصلی این باشد که «اگر ما در کوفه سال ۶۱ هجری زندگی می‌کردیم، در کدام صف می‌ایستادیم؟» چرا که عاشورا فقط یک حادثه تاریخی نیست؛ یک آزمون همیشگی است.

کوفیان حق را می‌شناختند، اما همه آنان اهل ایستادن پای حق نبودند. آنان میان حقیقت و منفعت، میان ایمان و ترس، میان عزت و رفاه، میان حسین (ع) و ابن زیاد، انتخاب کردند؛ و انتخاب شان آنان را برای همیشه در دادگاه تاریخ محکوم ساخت.

درس بزرگ عاشورا این است که خیانت به حق، همیشه با شمشیر آغاز نمی‌شود؛ گاهی با سکوت، گاهی با ترس، گاهی با توجیه، گاهی با منفعت‌ طلبی و گاهی با بی‌تفاوتی آغاز می‌شود.

کربلا به ما می‌آموزد که در هر عصر و زمانه‌ای، «حق» و «باطل» وجود دارند؛ و ارزش انسان نه در ادعای حق ‌طلبی، بلکه در ایستادن کنار حق در لحظه امتحان است. اگر نامه ‌نویسان کوفه در روز آزمون مرد میدان بودند، تاریخ مسیر دیگری می ‌پیمود. اما آنان رفتند و امام حسین (ع) ماند؛ زیرا حقیقت هرگز نمی‌میرد و خون شهید، از شمشیر ستمگر ماندگارتر است.

 

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x