چرا حکمتیار امروز صلح را فریاد می‌زند؟

گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی افغانستان که در جنگ‌های داخلی دهه ۱۳۷۰ به «قصاب کابل» شهرت یافت و با حمایت موشک‌های امریکایی و آی‌اس‌آی پاکستان، ده‌ها هزار غیرنظامی را قتل‌عام کرد، امروز در پیامی به مناسبت عید قربان از «حرمت جنگ داخلی» و گفتگوی بدون قید و شرط سخن گفته است؛ تناقضی که ناظران آن را نه پشیمانی، بلکه نشانه فراموشی تاریخی او می‌دانند.
چرا حکمتیار امروز صلح را فریاد می‌زند؟

او که با موشک‌های امریکایی و تحویل از آی‌اس‌آی پاکستان، کابل را به گورستان تبدیل کرد و 50 هزار غیرنظامی را قتل‌عام نمود، امروز از «حرمت جنگ داخلی» می‌گوید. این تناقض نه نشانه پشیمانی، بلکه سقوط آزاد یک کهنه ‌سرباز تنها در مسیر فراموشی است.

گلبدین حکمتیار، رهبر حزب اسلامی، که در دهه 1370 خورشیدی به «قصاب کابل» معروف شد، در پیامی به مناسبت عید قربان، خواستار گفتگوی بدون قید و شرط و اعلام حرمت جنگ داخلی شده است.

تاریخ افغانستان مملو از چهره‌های جنجالی است، اما کمتر کسی به اندازه گلبدین حکمتیار در آتش فروزان جنگ‌های داخلی هیزم کشیده است. او که امروز از «قدرت بدون سلاح» و «زعیم منتخب مردم» حرف می‌زند، همان کسی است که در دهه 90 میلادی، بقایای یک میلیون نفر جمعیت کابل را مجبور به فرار کرد و شهر را به «تب داغ موشک‌ها» دچار ساخت.

حکمتیار تنها یک جنگجو نبود؛ او نماد «جنگ برای قدرت» بود. در حالی که سایر گروه‌ها درگیر جنگ با شوروی بودند، حکمتیار بیشترین تلاش خود را صرف حذف فرماندهان رقیب هموطن (مانند احمدشاه مسعود) و بمباران غیرنظامیان کرد.  گزارش‌ها حاکی است که او در جریان محاصره کابل (1992-1996) دستور گلوله ‌باران مناطق مسکونی را صادر کرد که در یک مورد در آگوست 1992، کمیته بین‌المللی صلیب سرخ از کشته شدن دستکم 1000 نفر و زخمی شدن 8000 نفر دیگر طی تنها چند روز خبر داد.

بیشتر بخوانید:  سخنگوی کمیسیون تماس با شخصیت‌ها: تا کنون ۴۷۱ چهره سیاسی و مقام‌های حکومت پیشین به کشور بازگشته‌اند

اما فراتر از جنایت داخلی، او یک «ابزار ژئوپلیتیک» در دستان استخبارات پاکستان (آی‌اس‌آی) بود. اسناد تاریخی نشان می‌دهد که آی‌اس‌آی از حکمتیار به عنوان «گزینه نهایی» حمایت میکرد تا نفوذ پاکستان را در کابل تضمین کند. او نه تنها برای پاکستان، بلکه به اذعان برخی گزارش‌ها، حتی با استخبارات امریکا نیز همکاری داشت تا جریان‌های رقیب را نابود کند. اگر امروز می‌گوید «قدرت نباید با تکیه بر حمایت خارجی به دست آید»، این اعتراف تلخی به تمام جنایاتی است که در گذشته با همان حمایت خارجی مرتکب شد.

سوال اینجاست: چرا ناگهان از نظری او «جنگ داخلی حرام» می‌شود؟
پاسخ را باید در ناتوانی تاکتیکی و فیزیکی حکمتیار جستجو کرد. این تغییر موضع از روی «نرمش قهرمانانه» نیست، بلکه از روی «ناچاری مرگبار» است.

هزاران تن از طرفداران مسلح حکمتیار در همان جنگ‌های داخلی کشته شدند. بخش بزرگی دیگر نیز یا معلول شده‌اند و یا چنان سن و سالشان بالا رفته که دیگر توان حمل سلاح ندارند.

بخش قابل توجهی از فرماندهان سابق او به ماهیت خائنانه حکمتیار پی برده‌اند. نقل است که برخی از نیروهای سابق به فرزندان خود هشدار داده‌اند: «شما مثل من فریب دروغ‌های گلبدین را نخورید.» این ریزش گسترده پایگاه اجتماعی و نظامی، سال هاست که او را در خلأیی سیاسی رها کرده است و الا هرگز با دولت جمهوریت صلح نمی کرد.

بیشتر بخوانید:  افتتاح منار چهارراهی وزیر محمد اکبر خان در کابل؛ ملا برادر: امنیت تامین است، شهر را زیبا سازید

او که اکنون یک پیرمرد منزوی است، از ترس آنکه نامش در غبار تاریخ دفن شود، به «زعیم صلح ‌طلب» تبدیل شده است، نه از روی انسانیت، بلکه از روی انزوا.

حکمتیار در پیام خود می‌گوید که مردم حق انتخاب «زعیم صادق و امین» را دارند. اما آیا کسی که به مردم کابل خیانت کرد، قتل عام کرد و آنان را به پناهندگی به اروپا وادار و کشور های همسایه ساخت، حق دارد امروز مدعی صداقت باشد؟ سازمان دیده‌ بان حقوق بشر به صراحت بازگشت او به عرصه سیاست را «توهینی به قربانیان جنایات جنگی» خوانده است.

گلبدین حکمتیار نمونه بارز «نفاق مسلحانه» در تاریخ معاصر افغانستان است. سخنان امروز او درباره صلح، در واقع ترجمه ساده‌ای از شکست نظامی و پیری اوست، نه تولد یک ابرمرد سیاسی.

جامعه افغانستان و جهان هرگز نباید جنایات کابل ویران شده در دهه 90 را فراموش کنند. پذیرش بی‌قید و شرط این چهره‌ها به عنوان مبلغ صلح، نه تنها بی‌عدالتی تاریخی در حق 50 هزار شهید غیرنظامی است، بلکه این پیام خطرناک را به نسل جدید می‌دهد که «جنایت، سرمایه سیاسی است». همانطور که حکمتیار نتوانست با موشک به قلب کابل دست یابد، امروز نیز نمی‌تواند با شعار، جایگاه از دست رفته «زعیم» را در دل مردمی که روزی قصاب خود را می‌شناسند، بازپس گیرد. عبرت آنکه: «هر که با شمشیر آید، با شمشیر رود، اما آنکه با دروغ صلح می‌کند، سزاوار قبرستانی خاموش و ذلت ابدی است.»

Facebook
Twitter
WhatsApp
Telegram
Email
مطالب مرتبط
0 0 رای ها
رتبه بندی نوشته
اشتراک در
اطلاع از
0 دیدگاه ها
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x