پنج روز از حملات هوایی ارتش پاکستان به مناطقی در ولایتهای هلمند و کنر گذشته، اما طالبان تاکنون به وعده خود مبنی بر ارائه پاسخ حسابشده در برابر این حملات، اقدام نظامی آشکاری انجام نداده است.
این در حالی است که مقامهای طالبان در ساعات نخست پس از این حملات، از احتمال انتقام سخن گفته بودند.
بر اساس گزارش سازمان ملل متحد، در این حملات دستکم ۱۰ غیرنظامی، که بیشتر آنان کودکان بودند، جان باخته و ۹ تن دیگر زخمی شدهاند. طالبان نیز در ابتدا شمار تلفات را ۹ کشته و ۱۱ زخمی از میان باشندگان محل اعلام کرده بود.
در مقابل، ارتش پاکستان اعلام کرد که مواضع مربوط به تحریک طالبان پاکستان و ارتش آزادیبخش بلوچستان (بیالای) را هدف قرار داده و ۲۲ «شبهنظامی» را کشته است؛ ادعایی که طالبان آن را رد کردهاند.
سخنگویان طالبان این حملات را نقض حاکمیت افغانستان دانسته و تأکید کرده بودند که به آن پاسخ خواهند داد. با این حال، پس از گذشت چند روز، نشانهای از اقدام نظامی مستقیم این گروه علیه پاکستان دیده نمیشود.
حملات اخیر پاکستان بخشی از تنشهای ادامهدار میان کابل و اسلامآباد است. پاکستان در ماههای گذشته چندین بار از عملیات هوایی در داخل خاک افغانستان خبر داده و مدعی شده است که گروههای مسلح مخالف این کشور از خاک افغانستان فعالیت میکنند. طالبان این اتهامها را رد کرده و حملات پاکستان را نقض تمامیت ارضی افغانستان خوانده است.
در یکی از حملات پیشین در ۲۴ سپتامبر نیز مناطقی در قندهار، پکتیا و خوست هدف قرار گرفتند و طالبان از کشتهشدن چهار غیرنظامی خبر داد. قندهار از اهمیت ویژهای برخوردار است، زیرا این ولایت مرکز اصلی قدرت طالبان و محل استقرار هبتالله آخندزاده، رهبر این گروه، به شمار میرود.
پس از حملات اخیر، وزارت خارجه طالبان کاردار سفارت پاکستان در کابل را احضار و اعتراض رسمی خود را نسبت به آنچه تجاوز و نقض حریم هوایی افغانستان خواند، مطرح کرد. طالبان همچنین اتهام اسلامآباد درباره استفاده گروههای مسلح از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان را رد کرده است.
جواد بردیا، پژوهشگر حوزه امنیت در آلمان، میگوید یکی از عوامل مهم در خودداری طالبان از واکنش نظامی مستقیم، تفاوت چشمگیر تواناییهای نظامی دو طرف است.
به گفته او، طالبان اکنون به عنوان یک حکومت با یک ارتش کلاسیک و مجهز روبهرو است؛ ارتشی که از نیروی هوایی، تجهیزات سنگین و ساختار سازمانیافته نظامی برخوردار است. در مقابل، طالبان بیشتر تجربه جنگهای چریکی و عملیات نامنظم را دارد و توانایی رویارویی مستقیم با یک ارتش مجهز را ندارد.
بردیا معتقد است که ورود طالبان به یک درگیری گسترده با پاکستان میتواند هزینههای سنگینی برای این گروه داشته باشد؛ زیرا ارتش پاکستان از توان هوایی و امکاناتی برخوردار است که طالبان فاقد آن است.
اگرچه طالبان پس از به قدرت رسیدن، بخشی از تجهیزات نظامی باقیمانده از حکومت پیشین افغانستان را در اختیار گرفت، اما استفاده مؤثر از این تجهیزات نیازمند آموزش تخصصی، قطعات یدکی و زیرساختهای فنی است؛ امکاناتی که طالبان در سطح گسترده در اختیار ندارد.
همچنین این گروه فاقد نیروی هوایی و سامانههای پیشرفته پدافند هوایی مشابه پاکستان است. همین مسئله گزینههای پاسخ نظامی متعارف طالبان را محدود کرده است.
به باور بردیا، تهدیدهای نظامی طالبان باید با توجه به توان واقعی این گروه ارزیابی شود. او هشدار میدهد که تبدیل تنش کنونی به یک جنگ گسترده میتواند طالبان را در دفاع از مواضع، تأسیسات و فضای هوایی افغانستان با مشکلات جدی مواجه کند.
از این رو، پاسخ حسابشده طالبان ممکن است الزاماً به معنای حمله مستقیم و گسترده نباشد؛ بلکه میتواند شامل اقداماتی باشد که هدف آن واکنش به حملات پاکستان، بدون وارد شدن به جنگی باشد که طالبان توان مدیریت آن را ندارد.




